7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🎥 سخنان تند آرمان درویش بازیگر به سلبریتیهای منافق: برای «یوز ایرانی» پدر ما رو درآوردید، اما برای کودکان #میناب حرفی نزدید!
⌕ ــــ ـ ـــ ـ ــــ ـ ــــ ـ
🔥 #نابودی_اسرائیل
👊 #مرگ_بر_آمریکا
╭────๛🚩 - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهیدمفقود الاثر ماکان نصیری
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🚩 #خونخواهی
⌕ ــــ ـ ـــ ـ ــــ ـ ــــ ـ
🔥 #نابودی_اسرائیل
👊 #مرگ_بر_آمریکا
╭────๛🚩 - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
23.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 ببینید؛
✏️ #رهبر_شهید_انقلاب: دشمن میگوید هدفش علی خامنهای است ولی دروغ میگوید؛ هدف او، ملت ایران است
➕ گوشهای از جنایات آمریکایی ـ صهیونی علیه ملت ایران؛ از مدرسه شجره طیبه #میناب تا #راهپیمایی_روز_قدس را در نماهنگ «جبهه حق پیروز است» ببینید.
╭────๛🚩 - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👤حاجاحمد واعظی از ماجرای شعر طنزی میگوید که باعث خنده از ته دلِ #رهبر_شهید شد...
#مرگ_بر_آمریکا
#نبرد_اخر
╭────๛🚩 - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🎥 نبرد روایتها؛ چگونه ایرانیها با ویدیوهای هوشمندانه، قلب دنیا را فتح میکنند؟
⌕ ــــ ـ ـــ ـ ــــ ـ ــــ ـ
️🏴☠ #اخراج_آمریکا_از_منطقه
🔥 #نابودی_اسرائیل
👊 #مرگ_بر_آمریکا
╭────๛🚩 - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🎥 #انیمیشن لگویی جدید با کنایه به موضوع بازگرداندن کشتی آمریکایی در حین مذاکرات اسلامآباد
⌕ ــــ ـ ـــ ـ ــــ ـ ــــ ـ
️🏴☠ #اخراج_آمریکا_از_منطقه
👊 #مرگ_بر_آمریکا
╭────๛🚩 - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
🟣 مزون نگین
✍️ نویسنده : فاطمه سادات مرتضوی
📷 عکاس : فرزانه نجفی
نخ اضافه را می چیند و پارچه مستطیلی دور دوزی شده را روی دسته پارچه های مقابلش می گذارد.
کش و قوسی به بدن کوفته اش می دهد و نگاهی به میزهای اطراف می اندازد، همه سخت مشغول کارند. روز سومی است که در این کارگاه مشغول دوخت پرچم است. حالا با بیشتر خانم ها آشنا شده. هرکدام از آن ها داستان خودشان را برای بودن در کارگاه داشتند. مثلا همان خانمی که انتهای سالن پشت چرخ چهارم نشسته بود، همانی که دست چپش را با آتل بسته و لبخند بر لب داشت، روز دوم فهمیدند مسیربرگشتشان یکیست و در راه بازگشت از گذشته خودش برای او تعریف کرده بود.
سال 87 ،درمحله ای در غرب اصفهان مزون لباس عروس جمع و جوری به اسم نگین داشت. برو بیایی داشت برای خودش. اواخر سال 89 بود که دخترش بدنیا آمد، پاقدمش خوب بود و زندگیشان رونق گرفت، سفارش های مزون هم تمامی نداشت و مشتری بود که برایشان می آمد. در میان هم صنفی های خودش اسم و رسمی در کرده بود ، اسم مزون نگین از زبان نوعروسان محله نمی افتاد و هرکس لباسش را از آنجا می خرید کلاس کارش بالا می رفت.
سال 96 بود که شوهرش ورشکسته شد. ورق زندگی برایشان برگشت و مجبور شدند هرچه دارند را بفروشند حتی مزون نگین را.
از عرش به فرش افتاده بودند و دیگر خبری از آن همه عزت و احترام و کیا و بیا نبود.
همه آن هایی که روزی از آن ها کمک گرفته بودند و جلویشان خم و راست می شدند پشتشان را خالی کردند. زندگی برایشان سخت تر سخت تر می شد و او را خانه نشین کرد.
ادامه در پست بعد👇👇👇