eitaa logo
مباحث
2هزار دنبال‌کننده
53.8هزار عکس
52.7هزار ویدیو
2.6هزار فایل
﷽ 🗒 کانالهای دیگر ____________ ❒ قرآن کریم ؛ @Nafaahat | @ye_ayeh ❒ نهج البلاغه ؛ @nahj_olbalaghe ❒ صحیفه سجادیه ؛ @ghararemotalee ❒ فقه و احکام @feqh_ahkam ⚠️ برای تقویت کانال، مطالب را با آدرس منتشر کنید. 📨 دریافت نظرات: 📩 @ali_Shamabadi
مشاهده در ایتا
دانلود
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴شبکه آفتاب‌پرست اسرائیل اینترنشنال! 🔹دیروز اعتراف به «سرنگونی قطعی» امروز «بی‌اطلاعی»؛ تغییر فاز همیشگی مجریان ! ⌕ ــــ ـ ـــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ️🏴‍☠ 👊 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ╭────๛🚩 - - - ┅╮ │📱 @Mabaheeth ╰───────────
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴⚡️ اعتراف ناخواسته در بی‌بی‌سی؛ امارات با یک موشک ایران فلج می‌شود! ⌕ ــــ ـ ـــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ️🏴‍☠ 🔥 👊 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ╭────๛🚩 - - - ┅╮ │📱 @Mabaheeth ╰───────────
talangor-e65-lq.mp3
زمان: حجم: 9M
❌ وقت حمله رسیده!!! 🗓 ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ 🎙 حجت‌الاسلام قاسمیان https://eitaa.com/nahj_olbalaghe/1523 🚩 ⌕ ــــ ـ ـــ ـ ــــ ـ ــــ ـ 🔥 👊 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌ ╭────๛🚩- - - ┅╮ │📱 @Mabaheeth ╰───────────
هدایت شده از نهج البلاغه
| بیست و پنجم ◽️ رنجش از ياران سُست ╭────๛- - - - - ┅╮ 📗 @nahj_olbalaghe ╰──────────
هدایت شده از نهج البلاغه
📜══「 خـطــبه بیست و پنجم 」 ═﷽❀ ⃟⃟ ⃟ ⃟✤═┄ ﴿ من خطبة له (عليه ‌السلام) ﴾ ________ و قد تواترت عليه الأخبار باستيلاء أصحاب معاوية على البلاد و قدم عليه عاملاه على اليمن و هما عبيد الله بن عباس و سعيد بن نمران لما غلب عليهما بسر بن أبي أرطاة فقام (عليه ‌السلام) على المنبر ضجرا بتثاقل أصحابه عن الجهاد و مخالفتهم له في الرأي فقال‌ ] ﴿۱﴾ مَا هِيَ إِلَّا الْكُوفَةُ أَقْبِضُهَا وَ أَبْسُطُهَا إِنْ لَمْ تَكُونِي إِلَّا أَنْتِ تَهُبُّ أَعَاصِيرُكِ فَقَبَّحَكِ اللَّهُ (وَ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ الشَّاعِرِ) لَعَمْرُ أَبِيكَ الْخَيْرِ يَا عَمْرُو إِنَّنِي عَلَى وَضَرٍ مِنْ ذَا الْإِنَاءِ قَلِيلِ‌ ثُمَّ قَالَ ((عليه ‌السلام)) أُنْبِئْتُ بُسْراً قَدِ اطَّلَعَ الْيَمَنَ وَ إِنِّي وَ اللَّهِ لَأَظُنُّ أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ سَيُدَالُونَ مِنْكُمْ بِاجْتِمَاعِهِمْ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ وَ بِمَعْصِيَتِكُمْ إِمَامَكُمْ فِي الْحَقِّ وَ طَاعَتِهِمْ إِمَامَهُمْ فِي الْبَاطِلِ وَ بِأَدَائِهِمُ الْأَمَانَةَ إِلَى صَاحِبِهِمْ وَ خِيَانَتِكُمْ وَ بِصَلَاحِهِمْ فِي بِلَادِهِمْ وَ فَسَادِكُمْ فَلَوِ ائْتَمَنْتُ أَحَدَكُمْ عَلَى قَعْبٍ لَخَشِيتُ أَنْ يَذْهَبَ بِعِلَاقَتِهِ اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ مَلِلْتُهُمْ وَ مَلُّونِي وَ سَئِمْتُهُمْ وَ سَئِمُونِي فَأَبْدِلْنِي بِهِمْ خَيْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدِلْهُمْ بِي شَرّاً مِنِّي اللَّهُمَّ مُثْ قُلُوبَهُمْ كَمَا يُمَاثُ الْمِلْحُ فِي الْمَاءِ أَمَا وَ اللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنَّ لِي بِكُمْ أَلْفَ فَارِسٍ مِنْ بَنِي فِرَاسِ ابْنِ غَنْمٍ . هُنَالِكَ لَوْ دَعَوْتِ أَتَاكِ مِنْهُمْ          فَوَارِسُ مِثْلُ أَرْمِيَةِ الْحَمِيمِ‌ (ثُمَّ نَزَلَ (عليه ‌السلام) مِنَ الْمِنْبَرِ) ✍ أقول الأرمية جمع رميّ و هو السحاب و الحميم هاهنا وقت الصيف و إنما خص الشاعر سحاب الصيف بالذكر لأنه أشد جفولا و أسرع خفوفا لأنه لا ماء فيه و إنما يكون السحاب ثقيل السير لامتلائه بالماء و ذلك لا يكون في الأكثر إلا زمان الشتاء و إنما أراد الشاعر وصفهم بالسرعة إذا دعوا و الإغاثة إذا استغيثوا و الدليل على ذلك قوله : هنالك لو دعوت أتاك منهم‌ █▄ 📗 @nahj_olbalaghe ▄▄▄▄
هدایت شده از نهج البلاغه
(ره) ┄═══════════════(♻️)═┄   از خطبه‌ هاى آن حضرت عليه‌السَّلام است، چون اخبار پى در پى به آن جناب مى ‌رسيد كه اصحاب و لشگر معاويه بر شهرها دست يافته ‌اند و عبيد اللّه بن عبّاس و سعيد ابن نمران كه از جانب آن حضرت بر شهر يمن والى و حاكم بودند پس از غلبه بسر ابن ابى ارطاة بر ايشان در كوفه نزد آن بزرگوار آمدند (و سبب بيرون آمدن آنها از يمن آن بود كه در صنعاء يكى از شهرهاى يمن گروهى از دوستان عثمان بودند كه براى مصلحتى با حضرت امير بيعت كردند تا وقتى كه مردم عراق با آن حضرت مخالفت نمودند و در مصر محمّد ابن ابى بكر را كشتند، و ظلم و تعدّى اهل شام بسيار شد، ايشان هم فرصت بدست آورده بنام خونخواهى عثمان با عبيد اللّه ابن عبّاس و سعيد ابن نمران مخالفت كردند، چون اين خبر به آن حضرت رسيد نامه‌اى 🗞 بايشان نوشت و آنان را تهديد نمود، آنها در جواب نوشتند كه بايستى عبيد اللّه و سعيد را از اين شهر عزل كنى تا ما ترا اطاعت كنيم، و بعد نامه آن حضرت را براى معاويه فرستاده او را از اين قضيّه خبر دادند، معاويه بسر ابن ابى ارطاة 👺 را كه مردى فتنه جو و خونريز بود بسوى ايشان فرستاد، و او وقتى وارد صنعاء شد كه عبيد اللّه و سعيد، عبد اللّه ثقفى را جانشين خود قرار داده از آنجا گريخته بسمت كوفه مى‌آمدند، بُسر، عبد اللّه ثقفى را بقتل رسانيد. چون اين دو نفر در كوفه خدمت حضرت رسيدند آن جناب ايشان را ملامت و سرزنش نمود كه چرا با بسر ابن ابى ارطاة نجنگيدند، آنها عذر آوردند باينكه ما توانائى جنگيدن با او را نداشتيم) حضرت در حالتى كه از تنبلى اصحاب خود از جهاد و مخالفت كردن ايشان با رأى و تدبيرش دلتنگ و آزرده گرديده بود برخاسته بمنبر رفت و فرمود: (۱) نيست در تصرّف من مگر كوفه كه اختيار و قبض و بسط آن در دست من است، اى كوفه‌ اگر نباشد مرا جز تو و گردبادهاى تو هم بوزد (فتنه و فساد و نفاق و دوروئى اهل تو انگيخته شود) پس خدا زشت گرداند ترا (خراب و ويران كند كه هيچكس بتو متوجّه نگردد) و بر سبيل مثال شعر شاعر را خواند: (لعمر أبيك الخير يا عمرو إنّنى على وضر مّن ذا الإناء قليل) يعنى اى عمرو سوگند بجان پدر خوب تو كه من رسيده‌ام به چركى و چربى كمى از اين ظرف طعامى كه باقى مانده است (كنايه از اينكه بهره من از مملكت باين پستى و كمى شده است) (۲) پس از آن فرمود: بمن خبر رسيده كه بسر (بامر معاويه با لشگر بسيار) وارد يمن گرديده، سوگند بخدا من گمان ميكنم بهمين زودى ايشان بر شما مسلّط ميشوند و صاحب دولت گردند براى اجتماع و يگانگى كه در راه باطلشان دارند و تفرقه و پراكندگى كه شما از راه حقّ خود داريد، و براى اينكه شما در راه حقّ از امام و پيشواى خود نافرمانى مى‌ كنيد و آنان در راه باطل از پيشواى خودشان پيروى مى ‌نمايند، و آنها امانت او را اداء مي كنند و شما مى ‌نماييد (بيعت و پيمان آنها پايدار است و شما پيمان خود را مى ‌شكنيد) و براى اصلاحى كه آنها در شهرهاى خودشان مى‌نمايند (با يكديگر الفت و دوستى و يگانگى دارند) و فساد شما (كه با يكديگر بغض و حسد و نفاق و دوروئى و جدائى داريد، و اين سبب مغلوبيّت و شكست هر قومى است) (۳) پس (من شما را آنقدر خيانتكار مى‌دانم كه) اگر يكى از شما را بر قدح چوبى بگمارم مى‌ترسم بند و جنگك آنرا (كه به پالان شتر آويزان ميكنند) ببرد. (۴) بار خدايا من از ايشان (اهل كوفه) بيزار و دلتنگ شده‌ام و ايشان هم از من ملول و سير گشته‌ اند، پس بهتر از اينان را بمن عطاء كن و بجاى من شرّى را بآنها عوض ده، (۵) بار خدايا دلهاى ايشان را (از عذاب و ترس) آب كن مانند نمك در آب (۶) (اى اهل كوفه) آگاه باشيد بخدا سوگند دوست داشتم بجاى شما هزار سوار از فرزندان فراس ابن غنم (كه به غيرت و شجاعت و همراهى مشهور بودند) براى من بود (در اينجا در تعريف فرزندان فراس بر سبيل مثال اين شعر شاعر را خواند:) هنالك لو دعوت أتاك منهم            فوارس مثل أرمية الحميم‌ يعنى اى امّ زنباع (امّ زنباع كنيه زنى است) جاى نصرت و يارى اگر ايشان (بنى تميم) را بخوانى سوارانى از آنها مانند ابرهاى تابستان بسوى تو مى ‌آيند. پس از آن حضرت از منبر فرود آمد. (سيّد رضىّ فرمايد:) مى‌گويم: أرمية جمع رمّى و معنى آن ابر است، و حميم در اينجا فصل تابستان است، و اينكه شاعر ابر تابستان را ذكر نموده براى آنست كه ابر تابستان چون آب ندارد و تند رو است‌ و ابرى كه پر از آب 🌫 باشد آهسته مى‌رود و چنين ابرى غالبا در زمستان مى‌آيد. و شاعر حميّت آن جماعت را وصف نموده باينكه چون ايشان را براى نصرت و يارى كردن بطلبند آنها دعوت را فوراً اجابت كرده براى همراهى و كمك حاضرند، و دليل بر اين همان قول شاعر در اين شعر است. ╭────๛- - - - - ┅╮ 📗 @nahj_olbalaghe ╰──────────
هدایت شده از نهج البلاغه
(ره) ـــــــ ــ ـــ ـ ـــ ـــ ـــ ــ ـ ــ ــ ـــ ـ ـ 🪶 و از خطبه ‌هاى آن حضرت است‌: پياپى بدان حضرت خبر رسيد كه سپاهيان معاويه بر شهرها دست افكنده اند، دو كارگزار او در يمن: عبيد اللّه پسر عبّاس و سعيد پسر نمران از پيش روى بُسر، پسر ابى ارطاة، گريخته، نزد او آمدند. امام (علیه‌السلام) از گرانى ياران خود در كار جهاد و مخالفت ورزيدنشان با امام خويش، كوفته خاطر شد و بر منبر رفت و فرمود:] ◾️ جز كوفه كه كارِ بست و گشاد آن با من است براى من نمانده. اى كوفه اگر جز تو كه گردبادهاى 🌪 آشوبت برخاسته است نباشد خدايت زشت كناد، سپس به گفته شاعر تمثل جست: «اى عمرو به جان پدرت سوگند كه از اين آوند چركى اندك براى من است. (سپس فرمود:) شنيده ام بسر به يمن درآمده است. به خدا مى بينم كه اين مردم به زودى بر شما چيره مى شوند، كه آنان بر باطل خود فراهمند و شما در حق خود پراكنده و پريش. شما امام خود را در حق نافرمانى مى كنيد، و آنان در باطل پيرو امام خويش. آنان با حاكم خود كار به امانت مى كنند، و شما كار به . آنان در شهرهاى خود درستكارند، و شما فاسد و بدكردار. اگر كاسه چوبينى 🥣 را به شما بسپارم مى ترسم آويزه آن را ببريد. خدايا! اينان از من خسته اند، و من از آنان خسته. آنان از من به ستوه اند، و من از آنان دلشكسته. پس بهتر از آنان را مونس من دار، و بدتر از مرا بر آنان بگمار. خدايا! دلهاى آنان را بگداز، چنان كه نمك درآب گدازد. به خدا سوگند، دوست داشتم كه به جاى شما هزار سوار از بنو فراس بن غنم مرا بود كه: (اگر آنان را مى خواندى سوارانى از ايشان نزد تو مى آمد تازنده چون ابر تابستانى.) (سپس امام از منبر فرود آمد. ✍ مى گويم، ((ارميه) جمع (رمى) و معنى آن (ابر) است، و (حميم) تابستان بود و شاعر (ابر تابستانى) ياد كرده، از آن رو كه سبكبار است و زود گذر، چه بارانى ندارد، و ابر از آن رو كند رود كه پر از آب است، و اين بيشتر در زمستان است. شاعر، سوارانِ قبيله را به خاطر شتاب آنان در پذيرفتن دعوت به هنگام فرياد خواهى، به ابر تابستانى مانند كرده است كه گويد: (هنالك لو دعوتَ اتاك منهم.)) ╭────๛- - - - - ┅╮ 📗 @nahj_olbalaghe ╰──────────
هدایت شده از نهج البلاغه
(ره) ـــــــ ــ ـــ ـ ـــ ـــ ـــ ــ ـ ــ ــ ـــ ـ ـ (اين خطبه را در سال ۴۰ هجرى زمانى ايراد فرمود كه گزارش هاى پياپى از شكست ياران امام عليه السّلام به كوفه مى رسيد و عبيد اللّه بن عباس و سعيد بن نمران، فرمانداران امام در يمن از بسر بن ابى ارطاة، شكست خورده به كوفه برگشتند. امام براى سرزنش ياران جهت كندى و ركود در جهاد، و مخالفت از دستورهاى رهبرى، خطبه را ايراد فرمود كه آخرين سخنرانى امام است) . علل شكست ملّت ها (علل شكست كوفيان، و پيروزى شاميان) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اكنون جز شهر كوفه در دست من باقى نمانده است، كه آن را بگشايم يا ببندم اى كوفه اگر فقط تو براى من باشى، آنهم برابر اين همه مصيبت ها و طوفان ها چهره ات زشت باد. آنگاه به گفته شاعر مثال آورد: (به جان پدرت سوگند اى عمرو كه سهم اندكى از ظرف و پيمانه داشتم). [ سپس ادامه داد: ] به من خبر رسيده كه بسر بن ارطاة بر يمن تسلّط يافته، سوگند به خدا مى دانستم كه مردم شام به زودى بر شما غلبه خواهند كرد؛ زيرا آنها در يارى كردن باطل خود، وحدت دارند، و شما در دفاع از حق متفرّقيد. شما امام خود را در حق نافرمانى كرده و آنها امام خود را در باطل فرمانبردارند. آنها نسبت به رهبر خود امانت دار و شما خيانتكاريد، آنها در شهرهاى خود به اصلاح و آبادانى مشغولند و شما به فساد و خرابى، (آنقدر فرومايه ايد) اگر من كاسه چوبى آب را به يكى از شماها امانت دهم مى ترسم كه بند آن را بدزديد. ____________________ (۱). شخص مورد نظر شاعر ابو جندب هذلى است. ╭────๛- - - - - ┅╮ 📗 @nahj_olbalaghe ╰──────────