هدایت شده از حیطه؛ كانال معبر عشق - اردوهای خدمت و معنوی مجموعه
#گزارش #تصویری #متنی
#مشاهدات #کلمن_آب
#محول_الحول_الاحوال
کلمن ۵۰لیتری و بزرگ آب سرد،
با دو شیر آب،
روی پیشخوانِ ایستگاه صلواتی بود...
خیلی کسی سراغش نمیومد،
از صبح تا شب، کمتر از نصفش خالی شده بود!...
یهدفعه یکی گفت ببریمش وسط خیابون که مردم بهتر ببیننش،...
-رو چی بذاریمش؟
میز بیکار نداشتیم!!
سطل زباله وسط خیابون زیاد بود،
با هماهنگی مأمورین محترم نظافت، یکیش رو خالی و چپه کردیم و کلمن رو گذاشتیم روش...
چهار نفر از بچهها هم مشغول آب ریختن تو لیوان و گذاشتن تو سینی و تقدیم به زوار شدن... تا ساعتای 1:30نیمهشب که من بودم، حتی یکبار هم نشد که سینی پر بشه!! زائرا لیوانهای آب رو، رو هوا میزدن!!
خلاصه کلمن آب،
با یک تغییر موقعیت ساده، از کسادی در اومد و در عرض چندساعت حدود 8بار خالی و پرشد و حدود 3500لیوان آب دست زائرا دادهشد!!... 👏👏
هم خودش بهفیض رسید،
هم دیگران رو به فیض رسوند... 😇
داشتم باخودم فکر میکردم ماها با کدوم تغییر موقعیتهای سادهای میتونیم شکار لحظهها کنیم، و خودمونو از کسادی در بیاریم، و در مسیر معرفت و مواهب الهی قراربگیریم، و خیلی خیلی بیشتر فیض ببریم، و فیض برسونیم...؟! 🤔
#فرمول_های_الهی
هدایت شده از حیطه؛ كانال معبر عشق - اردوهای خدمت و معنوی مجموعه
👌 #کلمن_آب #سقا #نگاه 1
#دائم_الذکر
#آب_شفا
بعضی از سقاهامون، تلاشداشتن با هر لیوان آبی که از همون کلمن بزرگِ داستانمون میریزن و دست زائرا میدن،
یک «بسماللهالرحمنالرحيم»،
یک «الحمدلله ربالعالمین»،
یک «سلامالله علیالحسن(ع) و الحسین(ع)»
و یک «لعنتالله علیالقاتلیالحسنوالحسین»
بگن، تا هم دائمالذکر باشن،
هم آبدعاخونده، و انشاءالله شفا، بدن دست مردم... 😇❤️
هدایت شده از حیطه؛ كانال معبر عشق - اردوهای خدمت و معنوی مجموعه
👌 #کلمن_آب #سقا #نگاه 2
#فاستبقوالخیرات و کُلّی #خاصیت
یه بنده خدایی اومد یک لیوان آب تگری خورد و به یکی از سقاها گفت: قبول باشه... خدا پدر مادرتو بیامرزه...☺️
-ممنون عمو. خدا قبول کنه... زیارت شما هم قبول باشه... 😊
زائر: چرا انقدر خودتونو تو زحمت میندازین؟! خوب کلمن رو بذارین، مردم خودشونم میتونن آب بریزن بخورن دیگه!!
سقای ما: مردم خیلی کارها رو میتونن بکنن! بعد من «فاستبقوالخیرات» رو چکار کنم؟
بعد این همه دعای خیر و خداپدر مادرتو بیامرزه رو کجا دیگه میتونم به این راحتی بدست بیارم؟
ضمنا وقتی آب میریزی میدی دست مردم،
مردم بیشتر کیف میکنن،
نیمتشنهها هم آب میخورن،
محبتشون بههم زیادتر میشه،
آب دعاخونده و پرخاصیتتر هم میدم دست مردم، و ...
بازم بگم؟
حالا نظرتون چیه؟
بذارم مردم خودشون آب بریزن، یا براشون آب بریزم بدم دستشون؟😇😉
هدایت شده از حیطه؛ كانال معبر عشق - اردوهای خدمت و معنوی مجموعه
👌 #کلمن_آب #سقا #نگاه 3
#پرمزه #پرخاصیت
#غزه #یمن
یکی از زائرا به یکی از این سقاهای ذکرگو گفت: خوب یک حمد شفا و سلام برحسین و لعنت بر یزید، به آب کلمن بخون،بسه دیگه!! چرا برای هر لیوان که آب میریزی...
گفت: اونو که خوندم، ولی برای کل کلمن کممزه بود، اینطوری برای هر لیوان که دعا میخونم، غلیظتر میشه، پرخاصیتتر و خوشمزهتر میشه...😋
فکر و زبونم هم بیشتر درگیر کارِ خوب میشن...
زائر، با کیف بیشتری، دوتا لیوان دیگه هم از دست این سقای داستان ما گرفت و نوشید بیاد حسین(ع)...
سقا گفت: ایکاش میتونستم آب خنک دعاخونده و شفا، بریزم تو لیوان و بدم دست کودکای مظلوم یمن و غزه...🥲
خدا زودتر نجاتشون بده...
لعنت خدا بر یزید و اسرائیل و صهیونیزم...
هدایت شده از حیطه؛ كانال معبر عشق - اردوهای خدمت و معنوی مجموعه
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گزارش #تصویری #متنی
#مشاهدات #کلمن_آب
#محبت #معرفت #خدمت #عشق
ساعت «20:00» بود،
قبل از شروع توزیع شله،
پسرِ تیشرت سورمهای با آستین سهخط، داشت رد میشد... خادما رو دید، رفت پیش یکیشون و گفت: «عمو منم دوست دارم کمک کنم...»،
حوالهش داد به یه خادم دیگه،
اونم به یه خادم دیگه،...
خادم سوم پرسید:«چهکمکی میخوای بکنی؟»
گفت:«هرکاری باشه...😊»
فرستادنش پیش سقاها...
حدود 3.5ساعت، یکسره داشت آبمیداد دست مردم...
وسطای شله پخشکردن، که طبیعتا صف طولانیای داشت، گفت:
عمو منم میتونم شله بگیرم؟
:چرا که نه؟!
گفت:برم تو صف وایسم؟ (نگران از دست دادن فرصت آبدادن به زائرا بود!)
گفتم: «نه نیازی نیست. برات میارم.»
خوشحال و پراستقامت به کارش ادامه داد...😊
ساعتای 23:30 گفت: «هنوز خیلی زائر هست... میخوام آب بهشون بدم... اما خیلی دیرشده،میترسم مامانم نگران بشه...»
گفتم: «برو بسلامت، تا اینجاش هم خیلی کار و خدمت کردی، دمت گرم...👏»
دلش نمیومد... چندتا سینی دیگه آب داد دست مردم و رفت...
یا اباعبدالله!
لعنت بر قاتلان شقی و سنگدلت...
چه بد مردمانی بودند،
ما را جزء آنها و اتباعشان قرار مده🤲
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•
پدافند موکب امامین عسکریین علیهماالسلام >>> گنبد آهنین اسرائیل
😎
یکی از رفقای مجموعه امروز عصر به من میگفت: سریال #ماجراهای_من_و_کلمن_من راه انداختی... 😅😅
گفتم: چیکار کنم دیگه! قطره قطره آب درون این کلمن برای من حرف داره... ولی نمیدونم بتونم گوش کنم و بفهمم و بکار بگیرم یا نه!...😏
شما دعا کنین بتونم انشاءالله... 🤲🌹
یاد این بیت زیبا و ارزشمند افتادم:
برگ درختان سبز، در نظر هوشیار،
هر ورقش دفتری است، معرفت کردگار...
#تشنه #حسین(ع)
#کلمن #آبی
#قطره #آب #خنک
#زائر #پیاده #دعا
#شهادت #امام_رضا(ع)
#مشهد #حرم #نور
#خدمت #نوجوان #محبت #عشق
و کلّی کلیدواژه دیگه....
__
✍ ضمنا یه قسمت از این سریال(شاید قسمت آخرش) رو هم که دیشب ضبط کردم، بعدا بصورت ویژه و به افتخار ایشون خواهم گذاشت انشاءالله... منتظر باشین... 😉
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توزیع آخرین شله
ظهر روز یکشنبه، دوم شهریورماه
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخرین شربتها 💔
ساعات پایانی دوم شهریورماه
22.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غصه نخورین (اینروزها) کم حرم رفتین ها! ❤️🩹
خیلی از بچههای مدرسهٔ حیات طیبه رو در جامعه تحت عنوان «بچه هیئتی» میشناسن. چون اینا هیئت رفتن رو دوست دارن و برخی هاشون با نوای یه مداح خاص بیشتر انس گرفتن و اون مداحهای خاص هم این روزا مشهد بودن.
این روزا اکثر مادحین کشور مشهد بودن و همین خیابونهای دور حرم مراسم داشتن. این بچه هیئتیها تو زمان های خالی شون اجازه میگرفتن و میرفتن و استفاده میکردن. دم شون هم گرم و خدا ازشون قبول کنه.
اما چندبار موقعیتهایی پیش اومد که زمان اون هیئت با اوج کار خدمت در اسکان یا موکب تداخل داشت و علیرغم اینکه هیئت شاید بیشتر بهشون خوش میگذشت، خدمت رو با همه سختیهاش ترجیح میدادند و #وظیفه_شناسی خودشون رو زیباتر نشون میدادند. به قول یکی شون : هیئتِ ما اینجاست! امام حسينِ ما اینجاست!