♦️آوردهاند که؛
جماعتی بودند که هر شامگاه، در حجرهی رهیافتی گرد هم میآمدند و سخنان پیرِ کارآزموده را شرح میکردند و هر جمله را به صد تأویل میبردند! چون روزگار بگردید، چنان شد که سخنان ایشان، از منارهٔ خصم، بلندتر از سرای خودی شنیده شد!
▪️یکی برخاست و گفت: دولت هیچ نتواند و علاج، برکندن دولت است!
گفتند: دلیل چیست؟ گفت: همین که گفتم! گفتند: این برهان است یا خوابِ پس از ناهار؟!
دیگری هر حکم را چنان قطعی نوشت که گویی از لوح محفوظ رونویسی کرده است. چون از او حجت خواستند، خشمگین شد و گفت: مرا با دلیل چه کار؟! یقین دارم!
دانایان گفتند: یقین اگر بیبرهان باشد، نامش تعصب است، نه بصیرت!
▪️و از غرایب روزگار آنکه: همانان که دم از ولایت میزنند، چون سخن رانند، دشمن از دور کف زند و گوید: آفرین! همین را ما نیز میگوییم...
و ایشان هنوز پندارند که هرچه از دهانشان برآید، عین حکمت است. پس حکیمی گفت: دفاع از ملک و ملت به فریاد و حذف این و آن نباشد؛ به خرد و قانون و وحدت باشد.
و هر که خصومت را جای استدلال نشاند، نه سیاست داند و نه نصیحت...
و بنده نیز همی دانم که پس از این نوشته، هم موجبات دیده شدن این پیامِ دشمنشادکن را فراهم کردهام و هم آماج تیرهای گلهای قرارخواهم گرفت.
لیکن دست از حق نباید کشید و برآن پایمردی باید نمود...!
✍ کیان اکبرزاده
هدایت شده از محمدرضا حدادپور جهرمی
◀️ «تنگه هرمز»؛ ابزاری برای قدرت یا تلهای برای انزوا؟
تحلیل سخنرانی دکتر قالیباف درباره تنگه هرمز
✍ محمد رضا حدادپور جهرمی
دکتر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در اظهاراتی که بازتاب گستردهای داشت، گفت: «تنگه هرمز زمانی ارزشمند است که روز به روز تردد در آن بیشتر شود، نه کمتر. نباید تنگه هرمز را به ضد خود تبدیل کنیم.»
این جمله، در نگاه اول، یک گزارهی ساده به نظر میرسد، اما در بطن خود، یک دکترین راهبردی را در مورد ماهیت قدرت ایران در خلیج فارس بازتعریف میکند. در ادامه، این سخنرانی را از دو منظر «اقتصاد سیاسی» و «امنیت ملی» واکاوی میکنیم.
🔺 ارزش ذاتیِ تنگه هرمز: «تردد» است، نه «تهدید»
تنگه هرمز به عنوان یک شریان حیاتی، نه یک سلاح، بلکه یک منبع درآمد و قدرت است. دکتر قالیباف با تأکید بر «افزایش تردد»، به دو نکته اشاره میکند:
۱.جنبهی اقتصادی: هر چه تعداد کشتیهای عبوری بیشتر باشد، ایران میتواند از محل «عوارض عبور»، «خدمات دریایی»، «بیمه و سوخترسانی» و «ترانزیت» درآمد بیشتری کسب کند. کاهش تردد، یعنی کاهش درآمد و افزایش هزینههای تأمین امنیت.
۲. جنبهی ژئوپلیتیکی: یک تنگهی پرتردد، برای ایران «اهرم فشار» است؛ چون هرگونه اختلال در آن، کل اقتصاد جهان را تحت تأثیر قرار میدهد. اما تنگهای که خالی از کشتی باشد، عملاً «اهرم» خود را از دست میدهد.
🔺 «تنگه را به ضد خود تبدیل نکنیم»؛ یعنی چه؟
عبارت کلیدی «تنگه را به ضد خود تبدیل نکنیم»، یک هشدار راهبردی است. در تاریخ معاصر، گاهی ایران از تهدید به بستن تنگه به عنوان ابزار فشار استفاده کرده است. اما این راهبرد، دو آسیب جدی دارد:
➖ آسیب اول: «تنگهی بسته»، یعنی «اقتصاد جهانیِ خشمگین». اگر ایران تنگه را ببندد، نه تنها آمریکا و اسرائیل، بلکه چین، هند، ژاپن و اروپا نیز از این اقدام متضرر میشوند و ممکن است به سمت مقابله با ایران حرکت کنند.
➖ آسیب دوم: «تنگهی بسته»، بهانهای برای «مداخلهی نظامیِ گسترده» به دست دشمن میدهد. بستن تنگه، عملاً «اعلان جنگ اقتصادیِ تمامعیار» است و احتمال واکنش نظامیِ خارجی را به شدت افزایش میدهد.
پس «تبدیل کردن تنگه به ضد خود» یعنی: استفادهی نادرست از این اهرم که در نهایت باعث انزوای ایران و تبدیلِ آن به «هدف مشترک» برای قدرتهای جهانی شود.
🔺 راهبرد جایگزین: «تنگهی امن و پررونق»
دکتر قالیباف با این سخن، یک راهبرد جدید را پیشنهاد میدهد: «ایجاد یک کریدور دریاییِ امن و پرتردد تحت نظارت ایران»
یعنی: به جای «اخاذی دریایی»، «مدیریت هوشمندانهی ترافیک دریایی» را در پیش بگیریم. در این الگو، ایران:
✔️ با دریافت حقالعبور و خدمات، از تردد کشتیها درآمدزایی میکند.
✔️با ارائهی «تضمین امنیت»، نقش خود را به عنوان یک «بازیگر مثبت» در منطقه تثبیت میکند.
✔️و با افزایش تردد، «وابستگی اقتصاد جهانی» به مسیرهای تحت کنترل ایران را افزایش میدهد – که این خود بزرگترین اهرم فشار است.
این همان چیزی است که در چین و ترکیه به عنوان «مدل کریدور» تجربه شده است: به جای بستن راه، از عبور کالا درآمد کسب کن.
🔺 نگاه انتقادی: آیا این راهبرد در شرایط فعلی شدنی است؟
برخی منتقدان میگویند: «در شرایطی که آمریکا و اسرائیل در حال جنگ با ایران هستند، چگونه میتوان انتظار داشت که کشتیها با خیال راحت از تنگه عبور کنند؟»
پاسخ قالیباف (و نیز تحلیلگران راهبردی) این است: «تنشزداییِ هوشمندانه» در کنار «بازدارندگیِ نظامی» .
از یک سو، ایران باید با دیپلماسی فعال و ارائه مشوقهای اقتصادی، عبور کشتیها را تشویق کند.
از سوی دیگر، با قدرت نظامیِ خود، هرگونه تهدیدِ خارجی را دفع کند.
·و در نهایت، با «شفافسازیِ قوانین دریایی»، ابهامات را از بین ببرد.
به عبارت دیگر، ایران باید به جای «بستن» ، به «مدیر» و «تأمینکنندهی امنیت» تبدیل شود. در این صورت، تنگه هرمز به جای اینکه «نقطهی آسیبپذیر» ایران باشد، به «نقطهی قوت اقتصادی و راهبردی» کشور تبدیل میشود.
🔺سخن قالیباف، یک «اصلاحِ گفتمانی» در سیاستهای دریایی ایران است. او میگوید: تنگه هرمز برای ایران یک «اهرم» است، اما اهرمی که با «تخریب» خودش، ارزشش را از دست میدهد.
قدرتِ واقعی، در «مدیریت» و «حفظ جریان» است، نه در «قطع» و «تهدید».
اگر ایران نتواند از تنگه به عنوان یک «منبع درآمد» و «نفوذ» استفاده کند، این آبراه به «تلهای» برای انزوای بیشتر کشور تبدیل خواهد شد.
«قدرت وقتی معنا پیدا میکند که آن را به کار بگیری، نه اینکه آن را از کار بیندازی.»
پس «تنگه هرمزِ پرتردد»، یعنی «ایرانِ قدرتمندِ متصل به اقتصاد جهان». و «تنگهی بسته»، یعنی «ایرانِ محاصرهشده در میان دشمنان». انتخاب با ماست.
✍ کانال #حدادپور_جهرمی
@mohamadrezahadadpour
هدایت شده از وحید یامین پور
یک هفته کمتر حرف بزنیم و بیشتر گریه کنیم. شاید خدا پاکمان کرد، شاید توبهمان پذیرفته و قلبهایمان بههم نزدیکتر شد. شاید تشییع پیکر پدر، برادریمان را باز به یادمان آورد. روح او بر فراز ایران از دیدن باهم بودنمان شاد خواهد بود، از اینکه سر بر شانهی هم بگذاریم و تسلای خاطر هم باشیم. ما بزرگترین دارایی خود را به خاک میسپاریم؛ گنج بزرگ خود را... روحمان را... به فقر و مسکنت خود توجه کنیم، به اضطرارمان در فقدان پدر... همانطور که در سحرگاه ۱۰ اسفند مضطر بودیم و از خدا خواستیم تا خامنهای را نگهدارد؛ و او خامنهای را نگه داشت. هم نامش را و هم تبار نورانیاش را در چهرهای جوانتر.
➕️ @yaminpour