جونش درمیرفت و میخندید
میخندید اما هر چوب خط نفسش
خط میخورد و میرفت
میخندید اما درد میکشید
میخندید اما شب زجر میکشید
میخندید اما خفگی دست از سرش
بر نمیداشت
میخندید اما قلبش پاره پاره بود
میخندید اما دق کرده بود :) .
نمیدونست به کی رو بزنه
نه برای کسی مهم بود
نه کاری از دستشون بر میومد .
حیرون بود ، نفس نداشت
گیج بود ، اینور اونور میرفت
نمیدونست باید چیکار کنه
تنها خودش بود
که خودشو نوازش میکرد و
می.گفت ، درست میشه
میگفت درست میشه
میگفت درست میشه ..
اما درست نشد ..
هیچوقت درست نشد
هر روز مچاله تر شد
هر روز نابود تر ، ویرون تر
هرروز خراب تر از روز قبل
فقط ادامه میداد
جلو آینه وایمیستاد می گفت
مگه نفس کشیدن زندگی کردنه ؟ :)
دیگه اون خودی هم که بود
نبود ! دیگه خودشم
خودشم ، پشتش و گرم نمیکرد
پشتش سرما رو به آغوش کشیده بود
هر روز ، عاجز تر ، خسته تر
بی حال تر ، میشَست و
تیکه تیکه وجودش که
از هم میپاشید و نگاه میکرد
اون ، هرروز خدارو تو هر ثانیهش میمُرد :)
اون یکسال بود که ، دیگه
مرده متحرک هم نبود .
و عيونهَا أحْلَي وَطن./
و چَشمانِ او زیباترین وطن است🖇.
حال دلت با متن های عاشقانه عربی
اینجا خووووب میشه 🫀🩵✨↶
𝗟𝗼𝘃𝗲➺:https://eitaa.com/joinchat/2026438706Caab938ddab
مَــجــآز؛
کاش همه مذهبیا انقدر خفن بودن.😎🔥
.
یه ترکیب خفن از هرچیزی که میخوای
هم توئیت هم پستای طنز سیاسی و
برانداز سوووز و...🕶🦦
{https://eitaa.com/joinchat/3698786674Cd1c78fe851}