eitaa logo
☆𝕄𝕒𝕜𝕒𝕟 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝☆
144 دنبال‌کننده
435 عکس
401 ویدیو
0 فایل
نه فقط یه کانال… اینجا قلب تپنده‌ی عشقِ رهامیر💎 هر آهنگ یه حس مشترک، هر موفقیت یه جشن از دل‌ ما 🎶🚀 📅 آغاز مسیر: ۱۴۰۴/۹/۲۳ 👤 مالک : @Kosar_kashefi13 لینک ناشناس: https://daigo.ir/secret/31929592239
مشاهده در ایتا
دانلود
☆𝕄𝕒𝕜𝕒𝕟 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝☆
#Part1 موقعیت: خونه هلن: با چشم های پوف کرده از رختخواب اومدم بیرون ، از دست این رونا از صبحه‍ یه ری
سوار ماشین شدیم و رفتیم سمت آب و آتش دلمون یکم فضای سبز می‌خواست رفتیم تو ماشین قرار شد دی جی رونا باشه ، خب درسته آهنگ های اون سلیقه من نیست اما ولش..😞 همین رسیدیم جنگ اول شروع شد. رونا : خب امیر ...... هلن : بس کن گفتم ازش خوشم نمیاد اون ویدیو رو ندیدی شبیه عقده ای ها بود 😒 (نویسنده: فک نکنم خوشت نمیاد ، تازه عقده ای خودتی 😂) رونا: میشه با امیر درست حرف بزنی اون ویدیو الکی بود هیچ وقت امیر چنین کاری نمیکنه 😔 هلن : بسه و تا مقصد هیشکی حرف نزد ، توی دلش : وای دوباره دارع حالم بد میشه نباید عصبی بشم ، قرصام هم نخوردم. هلن: رونا بزن بقا بقل این سرویس بهداشتی میخوام برم الان میام رونا : زود بیا هلن : داشتم میرفتم که یه لحظه دنیا ایستاد نمی‌تونستم نفس بکشم دارم میمیرم تعادلم رو از دست داده‌ام و پرت شدم تو بغل یه پسره عجیب افتادم سریع به خودم اومدم و از بغلش در اومدم این چرا اینجوریه ؟؟ ماست داشت از اونور کلاه و عینک یعنی اصلا صورتش معلوم نیست 🧐 ولش کن... رونا : صبر کن اون پسره کیه ؟؟ هلن داره باهاش حرف میزنه چی میگن!! سریع دویدم رفتم دیدم حالش بده شده عصبی به پسره نگاه کردم و هلن رو بردم تو ماشین ، هیچی بهش نگفتم اما داشتم میترکیدم گفتم هلن اون پسره چرا پیش تو بود ؟؟ وی بهم میگفتن ؟؟ هلن : هیچی افتادم منو گرفت ازم معذرت خواهی کرد گفتم باش همین رونا : قیافش آشنا نبود ؟؟؟ هلن : اصلا قیافش معلوم بود ، ول کن حالا بیشتر باهاش آشنا میشی با لحن شیطون رونا : منظورت از جمله آخر چی بود !! هلن : من چیزی نگفتم دوباره با همون لحن رونا : 😑😑🫤 هلن : همینجا وایسا الان میام رونا: منم میام هلن : لطفاً 🥺 رونا:باش برو هلن : پس این پسره کجاست ؟؟ پسره : وای خدایا من روزی ۱۰۰۰ تا یا بیشتر دختر میبینم اما هیچکدوم مثل این زیبا نبودن 🤤🫠 هلن: تا سه می‌شمرم اومد اومد نیومد خداحافظ 😐 ۱........۲........۳ اومد باورم نمیشه پسر داستان: سلام دستمو دراز کردم اما فقط گفت هلن : با من کار داشتید پسر داستان: دستمو کشیدم عقب اممم.. منم میدونید من نمیدونم چطوری بگم هلن : اگه نمی‌دونید من برم پسر داستان: می‌خواستم با هاتون آشنا بشم 😖 با استرس هلن : آها پسر داستان: این یعنی اره 🫠 هلن: نه 😏 پسر داستان: خب نمی‌خواید حداقل معرفی کنید شاید اوکی شدیم من امیرم مقاره هلن : باید بشناسم ؟؟من هلن هستم امیر : خوشبختم ، اما خیلی سردی ها هلن: خداحا.... امیر : پریدم تو حرفش شماره نمیدی!!هلن جان هلن: بله ؟؟؟ هلن جان ؟؟ امیر : هلن خانم هلن: نه امیر: پس چطوری آشناشیم!؟ هلن : ....09126 امیر : خوشحال شدم از آشناییتون هلن : همچنین ادامه دارد.......
هلن : رفتم تو ماشین و در رو بستم وای اسمش یادم نمیاد چیه مقاره وای که همون لحظه آهنگی پلی شد امیر مقاره.... صبر کن طرف خوانندس این ما ادامه داریم رو خونده ؟؟ رونا : داشتم بزن آهنگ بعد چون هلن از امیر خوشش نمیاد 😭 هلن : دست رونا رو کشیدم داشت آهنگ رو عوض میکرد گفتم نکن رونا : توکه از امیر بدت میومد هلن : اینکه با اسم کوچیک صداش زد عصبی شدم آقا امیر😠 رونا: چی آقا امیر چت شده تو !! هلن : هیچی 😅 رونا : تو رفتی بیرون کجا رفتی اونور اصلا سرویس بهداشتی نیست 😒 هلن:آروم باش بزن بقل برات توضیح بدم........ داستان رو براش گفتم کف کرده بود دهنش باز مونده بود رونا : صبر کن ایدلم داره میشه شوهر خواهرم 😳🥳 هورا امیر جون رو از نزدیک میبینم هلن : امیر جون !!! آقا امیر رونا : باشه من میگم آقا امیر میلیون ها طرفدار که اصلا هزار تا چیز دیگه میگن رو می‌خوای چیکار کنی هااا !! هلن : اصلا نمیخوامش 🥺 رونا : باش آقا امیر 😂 هلن : آفرین رونا : هلن مامانم امشب نمیاد من میام خونه شما !! هلن : امممم می‌دونی رونا من قراره امشب برم بیرون ..‌ رونا: باش گرفتم با امیر جون خوش بگذره 😂 هلن : کوفت 🙃 رونا: حالا کجا میرید هلن: یه جایی رونا : نمی قهرم هلن : می‌خوایم مسابقه بدیم با ماث رونا: عقلت سرجاشه ؟؟ تو نباید هیجانی بشی تو اصلا مریضیت رو شوخی گرفتی نه!! با‌عصبانیت هلن : اذیتم نکن قرصامو میخورم رونا: منو کول میزنی قرصات تموم شده تا از اونور آب بیارن دو روز طول می‌کشه تازه اگه بگیم ویژه بیارن وگرنه یه هفته من خرم 😞 هلن : لطفاً 🥺 رونا : من حرفی ندارم 😔 هلن : رونا قهر نکن لطفاً رونا : باش 11:56 شب امیر : خب رهام الان داره میاد اینجا چجوری بهش بگم داداش بلندشو برو می‌خوام برم پیش دوستم 😭 زنگ خونه : دینگ دینگ .... امیر: خب رهام اومد خیلی آروم بهش میگم رهام : وای دلم برای جوجوم تنگ شده بگیرم بچلونمش 🥺 سلام عمر داداش امیر : سلام قربونتتتتتتتت برم من چطوری داداش رهام: خوبن دادا تو چطوری فدات شم دلم برات تنگ شده بود امیر : منم همینطور داداشی نیم ساعت گذشته رمفته بودم حمومو موهام خیس بود اما حال خشک کردن نداشتم رهام نشسته بود رو مبل منم رفتم بقلش نشستم رهام داداش رهام : جانم داداش !! امیر: رهام تا به حال عاشق شدی ؟؟ با خجالتی که صورتش گل انداخته بود رهام : قربون جوجم برم من جوجه ها هم عاشق میشن !! با لحن شیطونی امیر : ..........‌.. نمی‌تونستم چیزی بهم نمیدونم چرا رهام: خجالت ندارع که بلند شو بلند شو بریم من موهاتو خشک کنم که منتظرت وایساده عیبه 😉 امیر : کی !!؟؟ رهام : اون خانم خوشبختی که دل داداش منو برده ، داداش من اصلا خجالت نمیدونست یعنی چی 🤣 امیر : فهمیدم تو لحن رهام یه غمی هم هست اما پنهون می‌کنه امیر : رهام داداش ناراحت نباش ترو هیچ‌ وقت یادم نمیره 💜 تو داداش خودمی رهام : من ناراحت نیستم دادا اشک شوقه 😭 برو دیگه داداش دیر میرسی زشته 😂 امیر : خدافظ دادا آها رهام اینجا بمون زود برمی‌گردم رهام : باشه رفتم سوار ماشین شدم ساعت رو نگاه کردم دیدیم ۲:۳۵ شده خب هنوزم وقت هست هلن : خب دیگه بریم حاضر شیم یه ست برداشتم و زدم بیرون با اون کلاه صورتیه 😉 مشکی و صورتی عالیه 👍🏻 خب رسیدم عه امیر هم اومده خوبه سلام امیر: سلام عزیزم .... سلام هلن خانم هلن : حاضری ؟؟ امیر : صبر کن!! هلن : چرا ؟؟ امیر: باید شرط بزاریم هلن : اگه باختی منو ندیدی!! امیر رنگش پرید : فک می‌کنی میبازم 😂 هلن : میبینیم ۳....۲...۱ هلن: یه جوری گاز دادن امیر رو نمی‌بینم ، وای خدایا باز داره خالم بد میشه وای قرص لعنتی رو سفارش دادم فردا میرسه!! کم کم سرعتم کم شد ناخداگاه فرمون ول شد و رفتن رو دیوار ، بعد از برخورد یه چیزی تو صورتم بیهوش شدم امیر : صبر کن اون هلنه خاک برسرم سریع بغلش کردم و گذاشتم تو ماشین بچه ۲۰ کیلو هم نیست سریع رفتم بیمارستان تا برسیم ۱ ساعت طول کشید وای دارم دیونه میشه دکتر : همراه هلن !! امیر : بله آقای دکتر دکتر: فامیلی خانم چیه امیر : نمی‌دونم دکتر : تو پس چیکارشی امیر : من دوستشم آقای دکتر دکتر : مثل اینکه بیماری قلبی داره و اصلا حدی نمیگیره خیلی بیماریش خطرناکه بیش از حد تا الان دووم آورده خیلیه باید بیش از حد مراقبش باشید دعوا نکنید ، داد نزنید ترس موجب رد شدن خالش میشه هیجان زده نشه نترسه خیلی خیلی خیلی مراقبت میخواد ، فهمیدم که دوستشی اگه نمی‌تونی ازش مراقبت کنی تا وابسته نشده ولش کن!! امیر : تا پای حوت بالا سرش هستم آقای دکتر خودمم مراقبشم 5:00 صبح رهام زنگ زد: الووووووووووووو امیر خوبی داداش امیر : سلام داداش با بغض رهام : وی شده داداش امیر : هلن خالش بد شد آوردنش بیمارستان الان بیهوشه دکتر میگه مریضی سختی دارع میگه خیلی باید مواظب باشید نمیدونم چیکار کنم میگه اگه نمیتونی تحمل کنی همین الان ولش کن تا بهت وابسته نشده 😭😭
https://daigo.ir/secret/31929592239 دوتا پارت به این طولانیییییییی یه ناشناس ندارع ناشناس کویر نشه پا ت بعد خیلی‌ خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی مهمه
بچه ها ماکان توی کنسرت های اجباری نیست اما خیلی از خواننده های دیگه هستن علی یاسینی مجید رضوی بهنام بانی حامیم حمید هیراد عرفان طهماسبی معین زد 😭😭
☆𝕄𝕒𝕜𝕒𝕟 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝☆
#Part3 هلن : رفتم تو ماشین و در رو بستم وای اسمش یادم نمیاد چیه مقاره وای که همون لحظه آهنگی پلی شد
5:00 صبح رهام زنگ زد: الووووووووووووو امیر خوبی داداش امیر : سلام داداش با بغض رهام : وی شده داداش امیر : هلن خالش بد شد آوردنش بیمارستان الان بیهوشه دکتر میگه مریضی سختی دارع میگه خیلی باید مواظب باشید نمیدونم چیکار کنم میگه اگه نمیتونی تحمل کنی همین الان ولش کن تا بهت وابسته نشده نمی‌دونم چیکار کنم 😭 رهام : امیر مگه نمیگی عاشقشی!؟ امیر : ارع رهام : پس تا آخر عمر عاشقش بمون و ازش مراقبت کن امیر : باشه دادش رهام : می‌خوای منم بیام . امیر : نه دادا برو بخواب خداحافظ رهام : خدافظ دادا💜
ببین ایتا هم برای ما باکلاس شده 😂😂😂
فدات بشم ما شبا سحرخیزیم که بیداریم صبح ها همه یا خوابن یا مدرسه -------------------- خدانکنه گلم ، پس چرا شب هم کویره 😭😭😂😂
هدایت شده از تبادلات گسترده نوا
🔸شروع تبادلات گسترده نوا ⭕️بنرها ۱۵ دقیقه بمونن ⭕️فعالیت بین تب انجام نشه ادمین تبادلات میشم جذب فول بالا جهت نام نویسی اینفو چک شه https://eitaa.com/tb_nava
هدایت شده از تیم³دوشنبه|TB nava
گاهی همه‌چیز از یه نگاه شروع میشه… از لمس یه حس ساده، از لرزش قلبی که نمی‌خواست آروم بگیره. دنیای کوچکم با تو، قصه‌ایه از عشق‌هایی که تو سکوت شکل می‌گیرن و توی هر طوفانی، محکم‌تر از قبل می‌مونن. این داستان، دعوتی برای پرسه زدن توی لحظه‌هایی‌ست که اشک و لبخند کنار هم قد می‌کشن، جایی که دلتنگی، معنای تازه‌ای پیدا می‌کنه و عشق، قوی‌تر از هر چیزی به زندگی رنگ می‌زنه. بیا و غرق شو توی دنیایی که با حضور "او" ساخته میشه… جایی که حتی تاریک‌ترین شب‌ها هم با یه نگاه روشن میشن. https://eitaa.com/joinchat/1349322024C5a3325108f
هدایت شده از تیم³دوشنبه|TB nava
بـہ نام حامے حامیم 🥹 براے من هنوز قشنگـہ בیـבنت 💘 رز سـ؋ـیـב من ؛) پسرے کـہ معجزـہ شـב تا בوبارـہ صـבاشو شنـבیم💕 اگـہ توهم ؋ـن حامیمے بیا تا تو هم بـہ خانواבموט بپیونـבے و جز حامیمے ها شی🫠 https://eitaa.com/Hamim17
هدایت شده از تیم³دوشنبه|TB nava
ماکان‌فلو‌🤝 چنلی‌پر‌از عکس/ویدیو/مومنت و عمل به قول های خفن و چالشی رو دست این چنل جایی پیدا نمیکنی چنلی که با دلش فعالیت میکنه نه با کلمات اینجا همه چیز واقعیه و از دل مالک بیرون میاد حمایت از شما فعالیت حرفه ای از ما🤌 https://eitaa.com/maghadianar