eitaa logo
☆𝕄𝕒𝕜𝕒𝕟 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝☆
146 دنبال‌کننده
538 عکس
421 ویدیو
1 فایل
نه فقط یه کانال… اینجا قلب تپنده‌ی عشقِ رهامیر💎 هر آهنگ یه حس مشترک، هر موفقیت یه جشن از دل‌ ما 🎶🚀 📅 آغاز مسیر: ۱۴۰۴/۹/۲۳ 👤 مالک : @Kosar_kashefi13 لینک ناشناس: https://daigo.ir/secret/31929592239
مشاهده در ایتا
دانلود
☆𝕄𝕒𝕜𝕒𝕟 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝☆
😂
سوگی خانم که می‌خندی بیا با الکتروسکپ چک کنم ببینم بار منفی داری یا مثبت 😂😂
ببین میشه ی کاری کنی امیر از ذهنم نره؟ چون احساس میکنم حسم داره کمرنگ میشه و توی عذابم دلم نمیخواد حسم بهش کم بشه چون واقعا دوسش دارم بنظرت این حس واسه چیه؟ دلتنگی دوری یا چی؟ ---------------------- خب برات الان اجی مجی میکنم 🤣 نه واقعا جدی باشم از نظر من بخاطر دوریه این یه مدت هم من خودم رو میگم فعالیت کم داشتیم چون نیستن شاید این حس رو می‌کنی اما من نه تنها امیر بلکه از رهامیر فعالیت می‌زارم ایشالا که خبری ازشون میشه به زودی 😔
مرسی از توضیحاتتتت ----------------- خواهش میکنم گلم کاری نکردیم اما واقعا آرزو میکنم که هرچی زودتر خبری ازشون بشه 😔
فعلا یه نفر مثل خودم پیدا کردم 😂
منم ۷ امم از چ درسی امتحان داری؟چن درس ----------------- من هشتمم😭 علوم و فارسی 😭😭 علوم درس۹ فارسی هسته وابسته😔
امیر : رفتم بالای سرش رفتم که تا آخر عمر مراقبش بمونم، راهی نداشتم نمیدونم تو وجودش وی داشت که منو مات خودش کرده بود اما من اونو میخواستم فردا ساعت ۱:۳۷ ظهر دکتر اومد دید که امیر بقل تخت هلن خوابش برده. چیزی نگفت کار هاشو مرد و رفت یه دفعه گوشی هلن زنگ خورد امیر بیدار شد با چشم های خواب‌آلود و با صدای گرده گوشی رو برداشت و گفت : الووو بفرمایید رونا : ببخشید شما ؟؟ کوشی دوست من دست شما چیکار می‌کنه امیر نمی‌دونستم چی بگم خدایا : اممم هلن جان خواب هستن نمیخوام بیدارش کنم تا دیر وقت بیدار بوده بیدار شد میگم تماس بگیره رونا : آقا امیر شمایید امیر : بله خودمم رونا: فقط آقا امیر هلن... هیچی خدانگهدار امیر : هلن چی ؟؟ رونا : هیچی خدانگهدار امیر : خدافظ ------------------------------------------------ امیر: هلنم ، عشقم ، عمر من ، قربون اون چشمای بستت برم بیدار شو عزیزم بیدار شو !! هلن : دستمو تکون دادم چرا اینجوری شدم نمیتونم تکون بخورم با زور چشم هامو باز کردم دیدم امیر دارع گریه می‌کنه اینجا کجاست اصلا !!! با زور گفتم : امیر ، چرا گریه می‌کنی ؟ امیر : با صدای هلن از جام پریدم ، قراون چشمات برم من نفس مد بیدار شدی زندگی هلن : صبر کن عشقم ، نفسم ، زندگیم وایییی بس من این بچه بازی هارو 🙄 الان کجاییم امیر : هلن جان حالت بد شد اومدیم بیمارستان هلن : هلن خانم راحت ترم ، تو چرا نمیری من تا جایی که یادم ازت زدم جلو ش.ر.ط رو یادته ؟؟ امیر : فک نمیکنی من اونو بردم ؟؟ هلن : چرا ؟؟؟ امیر : چون تو وسط مسابقه حالت بد شد !! من بردم حالا که حرف از شرط شد نوبت شرت منه‌😈☠️ هلن : از لحنت ترسیدم امیر : اشکال ندارع یکم ترس خوبه 😂😉 هلن : منظورت رو نمی‌فهمم ؟؟ امیر : نترس بابا هلن: میشه منو ببری خونم!! امیر : چشم رفتم کار های ترخیص رو انجام دادم دارم فک میکنم چی بگم برای مجازات خب من برنده شدم 😁 هلن : این مرده ورا نمیاد نه نباید بهش بگم مرده خیلی خوشگله امیر هم دوست ندارم جوجو خوبه !!! چون موهاش هم بور‌ه‍ شبیه جوجه طلایی ها میشه قربونش بشم ، چی گفتم من قربونش بشم ؟؟؟😳 نه مثل اینکه واقعاً داره از خوشم میاد امیر : خب کار های ترخیص رو انجام دادم دیگه باید بریم خونه ، رفتن تو دیدم لباسشو عوض کرده مثل فرشته ها شده 🫠🤤 هلن : با دهن باز به وی را زدی ؟؟؟ امیر : به زیبایی یه فرشته زمینی 🫠🫦 هلن: نمی‌ریم خسته ام امیر : بریم قر...ادامه ندادم می‌دونم خوشش امیر : رفتم بالای سرش رفتم که تا آخر عمر مراقبش بمونم، راهی نداشتم نمیدونم تو وجودش وی داشت که منو مات خودش کرده بود اما من اونو میخواستم فردا ساعت ۱:۳۷ ظهر دکتر اومد دید که امیر بقل تخت هلن خوابش برده. چیزی نگفت کار هاشو مرد و رفت یه دفعه گوشی هلن زنگ خورد امیر بیدار شد با چشم های خواب‌آلود و با صدای گرده گوشی رو برداشت و گفت : الووو بفرمایید رونا : ببخشید شما ؟؟ کوشی دوست من دست شما چیکار می‌کنه امیر نمی‌دونستم چی بگم خدایا : اممم هلن جان خواب هستن نمیخوام بیدارش کنم تا دیر وقت بیدار بوده بیدار شد میگم تماس بگیره رونا : آقا امیر شمایید امیر : بله خودمم رونا: فقط آقا امیر هلن... هیچی خدانگهدار امیر : هلن چی ؟؟ رونا : هیچی خدانگهدار امیر : خدافظ ------------------------------------------------ امیر: هلنم ، عشقم ، عمر من ، قربون اون چشمای بستت برم بیدار شو عزیزم بیدار شو !! هلن : دستمو تکون دادم چرا اینجوری شدم نمیتونم تکون بخورم با زور چشم هامو باز کردم دیدم امیر دارع گریه می‌کنه اینجا کجاست اصلا !!! با زور گفتم : امیر ، چرا گریه می‌کنی ؟ امیر : با صدای هلن از جام پریدم ، قراون چشمات برم من نفس مد بیدار شدی زندگی هلن : صبر کن عشقم ، نفسم ، زندگیم وایییی بس من این بچه بازی هارو 🙄 الان کجاییم امیر : هلن جان حالت بد شد اومدیم بیمارستان هلن : هلن خانم راحت ترم ، تو چرا نمیری من تا جایی که یادم ازت زدم جلو ش.ر.ط رو یادته ؟؟ امیر : فک نمیکنی من اونو بردم ؟؟ هلن : چرا ؟؟؟ امیر : چون تو وسط مسابقه حالت بد شد !! من بردم حالا که حرف از شرط شد نوبت شرت منه‌😈☠️ هلن : از لحنت ترسیدم امیر : اشکال ندارع یکم ترس خوبه 😂😉 هلن : منظورت رو نمی‌فهمم ؟؟ امیر : نترس بابا هلن: میشه منو ببری خونم خستم!! امیر : چشم قربو... ادامه ندادم می‌دونم خوشش نمیاد 😭 هلن : راحت باش بلاخره باید تحملت کنم 🙃 امیر : پس اونقدر ها هم سرد نیستی !! هلن : من کلا سرد نیستم از پسرا خوشم نمیاد 😑 امیر: یعنی از منم همینطور هلن : صورتش گل انداخته سرشو پایین انداخت 😖 امیر : چرا آنقدر خجالتی 😉 هلن آدرس رو داد و بردمش دم در خونشون چیری که بهم گفت قلبمو لرزوند امیر: رسیدیم عشقم!! هلن : خدافظ جوجو پای خاک به سرم نباید میگفتم سریع پیاده شدم و رفتم خیلی خجالت کشیدم الان چی میگه با خودش 😭 ادامه دارد...
هلن : صورتش گل انداخته سرشو پایین انداخت 😖 امیر : چرا آنقدر خجالتی 😉 هلن آدرس رو داد و بردمش دم در خونشون چیری که بهم گفت قلبمو لرزوند امیر: رسیدیم عشقم!! هلن : خدافظ جوجو پای خاک به سرم نباید میگفتم سریع پیاده شدم و رفتم خیلی خجالت کشیدم الان چی میگه با خودش 😭 امیر: بعد رهام تنها کسی که آنقدر قشنگ منو جوجو صدا زد هلن بود یه هفته بعد امیر: روز و شبم شده هلن با اون جوجویی که بهم گفته بود می‌گفت نمیتونم همیشه ببینمت کار دارم ، چند هفته فقط اینجوریه وگرنه وقتش خالیه فردا پنجشنبس باید بیاد خونه ی ما من اینو برای ش.ر‌.ط انتخاب کردم بیاد خونمون و شب بمونه 🙃🙂 خب فردا صبح که بیدار میشم باید کارگر بگیرم بیاد کمکم 😑 نظافتچی ما رفته بود مسافرت باید یکی دیگرو استخدام کنم 😭 0935..... امیر:آلووو سلام خانم محمدی!! +: بله خودمم امیر : میخواستم که اکه میشه برای نظافت تشریف بیاورید ۲۵۰ متر خونه دوبلکس دو اتاق خواب و آشپز خونه همین ۲۵۰۰۰۰۰ میدم +: حتماً میام --------------------- تا بیاد من وسایل های خودمو جمع کنم و اتاق امشب رو تمیز کنم ، اون کار خودمه 🤣 خب اتاقم رو جمع کردم خسته شدم رفتم که بخوام دیگ دیگ عهههه رهامه داداش خودم رهام: سلام قربونتتتتتتتت برم من امیر : سلام داداش دلم تنگ شده بود رهام:خسته ای؟؟ امیر :داشتم اتاقمو مرتب میکردم ! رهام : تو !!! ببین وی شده آقا بلند شده اتاق تمیز کردن ؟؟ امیر : هیچی هلن میخواد بیاد عیبه!! رهام : خونت رو نگاه کردی جوجو ؟؟ امیر: مال اینجا نظافتچی گرفتم 😮‍💨 رهام : من ترو نشناسم اتاقت رو هم نظافتچی تمیز میکرد دیگه آقا امیر ‌^⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠^‌ امیر: ش.ر.ط بردم قرارع بیاد خونمون با هم هم بخوابیم 🥴🫥 رهام: امیر تو خجالتی نبودی ها چرا گل انداخته صورتت باز 😂 امیر : خیلی ش.ر.ط مسخره ای گذاشتم ؟ رهام : نه جوجه خوبه !!😂😂 من دیگه برم امیر : نرو امشب بمون بعدا فردا برو رهام : شما مهمون داری کلی هم کار داری امیر : ندارم میان خونرو تمیز میکنم میرن!! رهام: باش جوجه فردا صبح ۹:۰۰ امیر:بفرمایید خانم محمدی اتاق هارو خودم تمیز کردم فقط آشپزخانه و پذیرایی مونده من میرم اما حواسم هست مار داشتید صدا کنید خب رهام هنوز خوابه منم برم بخوابم یکم ۱۱:۲۳ از خواب بیدار شدم رفتم دیدم هنوز کار تموم نشده رهام اما بیدارع امیر: رهام رهام: جان امیر: حواست هست اگه چیزی بدی بهشون من برم حموم رهام: آره داداش برو!! امیر : رفتم حموم خودمو شستم ، اومدم لباس پوشیدن ، موهامو خشک کردم یه تیکه انداختم جلو ادکلن زدم و رفتم بیرون من اومدم رهام : خوش اومدی داداش امیر: خانم محمدی رفت ؟؟ رهام : ارع امیر : خب پولشو هم داده بودم به ساعت نگاه کردم دادا زدم رهام : چرا دادا میزنی جوجه امیر : رهام دیرک شد هلن منتظره رهام : ببین پس من می م داداش مراقبت خودت باش امیر : باشه دادا من باید برم دنبالش هلن : پس امیر کوو نکنه سر جوجو ناراحت شده واییییییییییییییی !!! امیر : هلن هلن : عه امیر سلام امیر : سلام عزیزم هلن : سوار ماشین شدم و راه افتادیم امیر !! امیر : جان هلن: یچی بگم!! امیر : بگو هلن : با من قهری ؟؟ امیر : ورا دورت بگردم هلن : سر اون حذفی که بهت زدم امیر : کدوم ؟؟ هلن : سر جوجو امیر: زدم زیر خنده 😂😂 نه کوچولو تازه خوشحالم شدم هلن : فک کردم باهام قهر کردی!! امیر : چه بخواد چه نخواد بغلش کردم گفتم نه کوچولوی من هلن : یه دفعه پرید بغلم شوکه شدم اما بغلش برای آرامش داشت امیر : بریم بیرون هلن « بریم رفتیم ملی گشتیم غذا خوردیم دیگه ساعت ۹:۰۰ شد دیگه هوا خیلی تاریکه برسم خونه هلن : خیلی خرید کردم با خجالت امیر: اصلا هم خرید نکردی کوچولو 😉 خب رسیدیم خونه دیگه ساعت ۱۱:۰۰ شد امیر : هلن هلن : جانم امیر : قرصاتو خوردی هلن : نه حالم خوبه !! امیر : بخور عشقم هلن : چشم رفتم یه لیوان برداشتم آب ریختم قرصامو خوردم گوشی امیر هم اینجا بود دنبالش میگشت یه دفعه یکی زنگ زد My life ناراحت شدم زندگیم کیه ؟؟ هلن : امیر امیر : بله هلن : زندگی‌ تو کیه ؟؟ امیر : تو 😉 هلن : پس اینکه!!🥺😭 امیر : اون رهامه نگاه جانم داداش رهام: الو داداش خوبی ؟؟ امیر : ارع داداش چیزی نگی یه وقت صدا رو بلندگو هستش!! رهام : من حرف چیزی میزنم 😂😂 امیر : جانم کار داشتی رهام : میخواستم بگم بعدا شنبه تمرین داریم ببخشید اگه بد موقع مزاحم شدم امیر : باش دادا کار نداری خداحافظ رهام : نه دادا خدافظ -------------------------------------------------