هدایت شده از <𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒚>
「 #استوری_امیر 」
•––––♡––––•
طُحَبسِاَبَـدخُوردیتوقَلبَم؛🫀
ᴄʜᴀɴᴇʟ @macan_familyy
غزلو دق بدیم
#رایان
🧡𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧 𝐁𝐚𝐧𝐝 𝐢𝐬 𝐨𝐮𝐫 𝐟𝐨𝐫𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐬𝐨𝐮𝐧𝐝𝐭𝐫𝐚𝐜𝐤💜
ܣیܥ݆ـے ߊܝܝ̇ܢܚ݅ـܢܚ݅ـو ܝ̇ߺـܥߊܝہ ࡅ߳ߊ ߊܢ̣ܥ ܦ̇ܝ̇ߺـࡅ߳ــܩ♬
https://eitaa.com/macanbashvan
هدایت شده از _تابآنــِ𝒯𝒜𝐵𝒜_
374.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوشگلای من!؛
چنل تابآن میخواد به مناسبت سیصد تایی اش تقدیمی بده✨....
بآبونه ها توی اینجا:https://eitaa.com/omid192
و اینجا:https://eitaa.com/omidvartarinam851
عضو بشید،منم هم وایب چنلتون یه عکس میدم و از یک تا ده بهتون نمره میدم🪄🌱
«شات عضویت واجبه دوردونه ها🩷»
هدایت شده از ⭑𝖰︎𝗂𝗒𝖺𝗌𝗂 ᮪ امیرحسین
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا منو خوشگل کن😭🤣
@amirhosein_ghiasi
𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧 𝐁𝐚𝐬𝐡𝐯𝐚𝐧|ماکان باشوان♬
خدایا منو خوشگل کن😭🤣 @amirhosein_ghiasi
بیشتر رمیر قیاسی رو انداختن گوشه رینگ
#خواهردوقلویمن
#part23
💜Roham🧡
با صدای افتادن چیزی به سمت اتاق رفتم
با دیدن آتوسا که بیهوش افتاده بود به سمتش دویدم،امیر بهت زده بهش نگاه میکرد.
کنارش زانو زدم دستاش مثل یه نیکه یخ و بیرون افتاده بود کنارش،نبضشو گرفتم که دیدم کند میزنه!
رهام:امیر بلندش کن
از جاش تکون نخورد و یه قطره اشک از چشمش افتاد،دیدم آبی ازش گرم نمیشه دستمو زیر زانو و دور کتفش گذاشتم و با یا علی بلندش کردم!
رهام:امیر تکون بخور هیچیش نمیشه اگه زود برسونیمش بیمارستان!
بلاخره تکون خورد و خودشو جمع کرد
به سمت ماشین رفتم و آتوسا رو گذاشتم رو صندلی عقب!
2 hours later...
آتوسا رو برده بودن تو اتاق و گفته بودن من بیرون باشم!
با بیرون اومدن دکتر به سمت اتاق رفتم و وارد شدم،آتوسا رو تخت بود و سرمی بهش وصل بود
رهام:خوبی آتوسا؟
سری تکون داد
رهام:دکتر نگفت چرا اینطوری شده؟
امیر:دکتر میگه حمله عصبی بهش دست داده!
نگاهی به پیشونی عرق کرده امیر انداختم و به عصبانیت درونش پی بردم
رهام:امیر یه لحظه بیا دم در!
اومد بیرون
امیر:جانم
رهام:چرا اینطوری شدی؟پیشونیت خیس عرقه!قرمز شدی!عصبانی؟
امیر:به نظرت نباید عصبانی بشم خواهرم جلوی چشمام داره آب میشه بخاطر اون مر*ت*ی*که ع/و/ض/ی افتاده رو تخت بیمارستان بعد آروم باشم؟چطوری آروم باشم به نظرت؟
رهام:حق داری ولی به نظرت با عصبانیت تو چیزی میشه جز بدتر شدن اوضاع؟
امیر:من....
نویسنده:زیزی🌓
ادامه دارد...
#شببهخیر
عشق مثل خوابـے کوتاـہ ولے شیرین میمانـב اما ؋ـرـבایش کـہ از خواب بیـבار شوے آرزو میکنے اے کاش هیچوقت این خواب را نمیـבیـבی!🌓🌌
همیشه مثل ماکان در قلب امیر و رهام فراتر از یک رویا✨️
شب به خیر ملودی های نارنجی🧡