𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
طرح لباسش که یکی و چون یقش بازه شاید اونجوری
به نظرم حق باتوع
چون لباسش فرق داره
𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
مدل یقشون که فرق میکنه و سر جیبه امیر تو سریاله جزیره سیاهه اما این اصن خط سیاه نداره ... ولی امکان
یقه ی سمت راست یقه ی کارته کارای ژاپنی هست ولی سمتی راستی یقه مردانه هست.
سمت راستی اصلا جیب نداره و اصلا تو الگوی این یقه جیب نمیزارن ولی سمت راستی داره...
سلام چند تا ادیت و فیلم براتون اماده کردم اگه نتم خوب باشه فردا براتون بفرستم
https://eitaa.com/joinchat/3195666785C9c15d063bd
خوشحال میشم از چنل رمانم #حمایت کنید رمان ماکانی هست فقط شیپرا عضو بشن
هدایت شده از 𝑅𝑜𝒉𝑎𝑚𝑖𝑟 :)
استوری آذر نجات✨🌱
وایی رهامووووو😭🥺
︵‿︵‿୨ >> ୧‿︵‿︵
https://eitaa.com/rojamiir
هدایت شده از 𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒃𝒓𝒊𝒍𝒍𝒊𝒂𝒏𝒕
91.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اجرای بی چتر امیر 😂🥺
ت∞ خوبتَرین حادِثه عُمرِ مَنی🧡🌿•
کـپـی ؟!
اخـه فـور قـشـنـگـتـره🤍
#رهام_هادیان #امیر_مقاره
#ماه #خورشید
#𝐦𝐚𝐡𝐲𝐚 •#𝐚𝐝𝐦𝐢𝐧
⸤𝗝𝗼𝗶𝗻↷
https://eitaa.com/sheydarohamirmacan
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اصکی ممنوع بدونه منبع
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
به نام خالق بور مشکی 💛🖤
ستاره ای که هر شب تو را تماشا میکند،
کاش چشمِ من بود ..✨👁
#ماکان
#ادیت
#کماکان_با_ماکان
#امیر
#مگا_استار
#مگا_ارتیس
#جوجه_طلایی
#شاهزاده
#زیبایی
#رهامیر #رومیر
#رهام
#هادیان
#مقاره
👇👇👇👇👇👇👇
@thesametimean
𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
•ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴍᴀᴄᴀɴ ʙʀɪʟʟɪᴀɴᴛ• #story استوری رایان.💛 ʝᴏɪɴ:@macan30 ʲᵘˢᵗ ᶠᵒʳʷᵃʳᵈɪⁿᵍ
دوستان خیلی خلاصه بگم ...
اول از همه که امیر ترک اصل نیست ینی مثلا تو تبریز یا شهرهای ترک زبان به دنیا نیومده فقط از سمت مادر ترکه ینی یه رگه ترکی داره صرفا همین ...
اذر نجات و سالک که با رهام استوری گذاشتن رایانم اومد از امیر گذاشت و خب حالا برابر شدن ...
چرا موقعی که با رهام سلفی گذاشتن نگفتید پس امیر کو ؟! درسته امیر طرفداراش از رهام یکم بیشتره اما دلیل نمیشه هر چی بشه بگین پس کو رهام ...
بعدشم یادتون رفته که رایان برا رهامم چند وقته پیش استوری گذاشت ؟!
ضمنا من ماکان لاورم اما یه جاهایی نیازه با دقت به اوضاع نگاه کنیم ...
𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
🤍'حــس پـنـهـان / 𝐬𝐞𝐧𝐬𝐞 𝐡𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧'🤍 𝑝𝑎𝑟𝑡:𝟐 امیر:طرح رو کشیدم و بردم نشون دادم آرمان:عالیه افرین🙂 امیر
🤍'حــس پـنـهـان / 𝐬𝐞𝐧𝐬𝐞 𝐡𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧'🤍
𝑝𝑎𝑟𝑡:𝟑
امیر: بعد از دو ساعت که با آرمان گشتیم رفتم خونه ساعت ۹ شب بود رفتم یه دوش گرفتم اومدم رو تخت دراز کشیدم یکم توی گوشیم چرخیدم بعدش هم خوابم برد
۷ صبح..
رهام:ماشین رو پارک کردم توی پارکینگ و به سمت ساختمان رفتم دیدم یه پسره که موهاش بوره دم آسانسور وایساده
رهام: ببخشید شما؟
امیر: امیر کیانی هستم طراح شرکت دیروز استخدام شدم شما؟
رهام:رهام کیانمهر هستم مدیر شرکت
امیر:آها شمایین ببخشید نشناختم
رهام:چرا نمیری بالا
امیر:چون خرابه
رهام:پله واسه چیه؟
امیر:این همه پله آخه ؟
رهام:برو
امیر:عجب صگ اعصابیه ها (تو دلش گفت)
امیر:حدود ۵ طبقه رفته بودم که یهو پام لیز خورد و افتادم از پله ها پرت شدم پایین و دیدم که رهام داره صدام میکنه بعدش هم سیاهی مطلق
رهام: یاخدا چرا افتاد نمیدونم چرا ولی یه حسی بهم دست داد بلند صداش زدم
رهام:امیررررررر باز کن چشاتو موهاش منو یاد داداش کوچولوم مینداخت که گمش کردم🙂💔
آرمان:با صدای رهام به خودم اومدم یا خدا
پله ها رو تند رفتم پایین
آرمان:چی شده؟یا خداااا رهام چش شده ؟
رهام:از پله ها پرت شد پایین
آرمان:زنگ زدی آمبولانس ؟
رهام:نه
آرمان:الو اورژانس.........
رهام:چی شد؟
آرمان:الان میام رفتم سر امیر رو گذاشتم رو پاهام امیر داداش پاشو چشاتو باز کن نباید بخوابی
𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
🤍'حــس پـنـهـان / 𝐬𝐞𝐧𝐬𝐞 𝐡𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧'🤍 𝑝𝑎𝑟𝑡:𝟑 امیر: بعد از دو ساعت که با آرمان گشتیم رفتم خونه ساعت ۹ شب ب
🤍'حــس پـنـهـان / 𝐬𝐞𝐧𝐬𝐞 𝐡𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧'🤍
𝑝𝑎𝑟𝑡:𝟒
آمبولانس رسید امیر و بردن منو رهام هم با ماشین رفتیم بیمارستان بردنش اتاق عمل بعد از ۲ ساعت دکترش اومد بیرون
آرمان: چیشد آقای دکتر؟
دکتر:نسبتتون باهاش چیه؟
آرمان:رفیقشم
دکتر:سرش ضربه بدی خورده ولی خداروشکر خطر رفع شد
آرمان:میتونم ببینمش؟
دکتر:اره ولی زود بیا بیرون
آرمان:چشم فقط کی مرخص میشه
دکتر: مشخص نیست
آرمان: ممنون
رهام:چی گفت؟
آرمان:خطر رفع شده
رهام: شکر من میرم شرکت توهم پیش این پسره زردک باش(داداش😐)
آرمان: رهام بس کن مگه این بچه چیکارت کرده اگه میدنستی از بچگی چه سختی هایی کشیده هیچ وقت راجبش اینجوری نمیگفی
رهام:به من چه(😐)زنگ بزن خانوادش بیان پیشش
آرمان:خانواده نداره😄🖤
رهام: باش بای