𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
•ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴍᴀᴄᴀɴ ʙʀɪʟʟɪᴀɴᴛ• #story استوری رایان.💛 ʝᴏɪɴ:@macan30 ʲᵘˢᵗ ᶠᵒʳʷᵃʳᵈɪⁿᵍ
دوستان خیلی خلاصه بگم ...
اول از همه که امیر ترک اصل نیست ینی مثلا تو تبریز یا شهرهای ترک زبان به دنیا نیومده فقط از سمت مادر ترکه ینی یه رگه ترکی داره صرفا همین ...
اذر نجات و سالک که با رهام استوری گذاشتن رایانم اومد از امیر گذاشت و خب حالا برابر شدن ...
چرا موقعی که با رهام سلفی گذاشتن نگفتید پس امیر کو ؟! درسته امیر طرفداراش از رهام یکم بیشتره اما دلیل نمیشه هر چی بشه بگین پس کو رهام ...
بعدشم یادتون رفته که رایان برا رهامم چند وقته پیش استوری گذاشت ؟!
ضمنا من ماکان لاورم اما یه جاهایی نیازه با دقت به اوضاع نگاه کنیم ...
𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
🤍'حــس پـنـهـان / 𝐬𝐞𝐧𝐬𝐞 𝐡𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧'🤍 𝑝𝑎𝑟𝑡:𝟐 امیر:طرح رو کشیدم و بردم نشون دادم آرمان:عالیه افرین🙂 امیر
🤍'حــس پـنـهـان / 𝐬𝐞𝐧𝐬𝐞 𝐡𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧'🤍
𝑝𝑎𝑟𝑡:𝟑
امیر: بعد از دو ساعت که با آرمان گشتیم رفتم خونه ساعت ۹ شب بود رفتم یه دوش گرفتم اومدم رو تخت دراز کشیدم یکم توی گوشیم چرخیدم بعدش هم خوابم برد
۷ صبح..
رهام:ماشین رو پارک کردم توی پارکینگ و به سمت ساختمان رفتم دیدم یه پسره که موهاش بوره دم آسانسور وایساده
رهام: ببخشید شما؟
امیر: امیر کیانی هستم طراح شرکت دیروز استخدام شدم شما؟
رهام:رهام کیانمهر هستم مدیر شرکت
امیر:آها شمایین ببخشید نشناختم
رهام:چرا نمیری بالا
امیر:چون خرابه
رهام:پله واسه چیه؟
امیر:این همه پله آخه ؟
رهام:برو
امیر:عجب صگ اعصابیه ها (تو دلش گفت)
امیر:حدود ۵ طبقه رفته بودم که یهو پام لیز خورد و افتادم از پله ها پرت شدم پایین و دیدم که رهام داره صدام میکنه بعدش هم سیاهی مطلق
رهام: یاخدا چرا افتاد نمیدونم چرا ولی یه حسی بهم دست داد بلند صداش زدم
رهام:امیررررررر باز کن چشاتو موهاش منو یاد داداش کوچولوم مینداخت که گمش کردم🙂💔
آرمان:با صدای رهام به خودم اومدم یا خدا
پله ها رو تند رفتم پایین
آرمان:چی شده؟یا خداااا رهام چش شده ؟
رهام:از پله ها پرت شد پایین
آرمان:زنگ زدی آمبولانس ؟
رهام:نه
آرمان:الو اورژانس.........
رهام:چی شد؟
آرمان:الان میام رفتم سر امیر رو گذاشتم رو پاهام امیر داداش پاشو چشاتو باز کن نباید بخوابی
𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
🤍'حــس پـنـهـان / 𝐬𝐞𝐧𝐬𝐞 𝐡𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧'🤍 𝑝𝑎𝑟𝑡:𝟑 امیر: بعد از دو ساعت که با آرمان گشتیم رفتم خونه ساعت ۹ شب ب
🤍'حــس پـنـهـان / 𝐬𝐞𝐧𝐬𝐞 𝐡𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧'🤍
𝑝𝑎𝑟𝑡:𝟒
آمبولانس رسید امیر و بردن منو رهام هم با ماشین رفتیم بیمارستان بردنش اتاق عمل بعد از ۲ ساعت دکترش اومد بیرون
آرمان: چیشد آقای دکتر؟
دکتر:نسبتتون باهاش چیه؟
آرمان:رفیقشم
دکتر:سرش ضربه بدی خورده ولی خداروشکر خطر رفع شد
آرمان:میتونم ببینمش؟
دکتر:اره ولی زود بیا بیرون
آرمان:چشم فقط کی مرخص میشه
دکتر: مشخص نیست
آرمان: ممنون
رهام:چی گفت؟
آرمان:خطر رفع شده
رهام: شکر من میرم شرکت توهم پیش این پسره زردک باش(داداش😐)
آرمان: رهام بس کن مگه این بچه چیکارت کرده اگه میدنستی از بچگی چه سختی هایی کشیده هیچ وقت راجبش اینجوری نمیگفی
رهام:به من چه(😐)زنگ بزن خانوادش بیان پیشش
آرمان:خانواده نداره😄🖤
رهام: باش بای
خانواده نداره 😅💔
https://abzarek.ir/service-p/msg/1155896
ناشناسم 👆🏻👆🏻👆🏻
نظراتتون رو بگین ، منتظرمااا ❤🖇
#استوری_گرجی
ت∞ خوبتَرین حادِثه عُمرِ مَنی🧡🌿•
کـپـی ؟!
اخـه فـور قـشـنـگـتـره🤍
#رهام_هادیان #امیر_مقاره
#ماه #خورشید
#𝐄𝐥𝐡𝐚𝐦 •#𝐚𝐝𝐦𝐢𝐧
⸤𝗝𝗼𝗶𝗻↷
https://eitaa.com/sheydarohamirmacan
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◥ #استوری🔗•.◣
‹#امیر...!💗›
•❀•
𝗬𝗼𝘂 𝗮𝗿𝗲𝗺𝘆 𝗵𝗲𝗮𝗿𝘁
𝗠𝘆 𝗯𝗼𝗱𝘆 𝗮𝗻𝗱 𝗺𝘆 𝘀𝗼𝘂𝗹🫂🌿'
https://eitaa.com/joinchat/2170749336C255dde42d9
#خبر_ماکانی
احتمالا قراره تو گنبد کاووس کنسرت بزاره ماکان ❤️🔥❤️🔥
ت∞ خوبتَرین حادِثه عُمرِ مَنی🧡🌿•
کـپـی ؟!
اخـه فـور قـشـنـگـتـره🤍
#رهام_هادیان #امیر_مقاره
#ماه #خورشید
#𝐬𝐡𝐞𝐢𝐝𝐚 •#𝐦𝐨𝐝𝐢𝐫
⸤𝗝𝗼𝗶𝗻↷
https://eitaa.com/sheydarohamirmacan
𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
خانواده نداره 😅💔 https://abzarek.ir/service-p/msg/1155896 ناشناسم 👆🏻👆🏻👆🏻 نظراتتون رو بگین ، منتظرماا
سلام ممنونم عزیز خدانکنه 🙂🌹
ینی عاشقتونم که انقد مهربونید 💚🌿
ولی شما ؟!
𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
خانواده نداره 😅💔 https://abzarek.ir/service-p/msg/1155896 ناشناسم 👆🏻👆🏻👆🏻 نظراتتون رو بگین ، منتظرماا
قربونت بشم عشقم 💋❤
ممنونم از نظرت فدات ...
از این به بعد سعی میکنم زودتر بزارم ❤️🔥