.
#روضه_عطش_در_سفر #کربلا
---------
اینجا که سوخت دامن دریا ز تشنگی
آتش گرفت سینه ی صحرا ز تشنگی
از قحط آب شعله به جان حرم فتاد
پرپر شده ست گلشن زهرا ز تشنگی
اینجا چو مشک ، آب زلالی نداشت چشم
اینجا شکست قامت سقا ز تشنگی
اینجا به عرش رفته صدای عطش عطش
اینجا نداشت حنجره پروا ز تشنگی
پژمرده بود غنچه ی لبهای کودکی
مادر نداشت تاب تماشا ز تشنگی
طفل صغیر پیش دو چشم رباب هم
دیگر نداشت تاب تقلا ز تشنگی
اینجا نسیم تشنه گذر می کند ز خاک
اینجا خمید قامت طوبا ز تشنگی
خجلت زده ست آب فرات از لبان خشک
با آن که بود صبر و شکیبا ز تشنگی
اینجا حسین پیش دو دریا به خون فتاد
جان می سپرد یکه و تنها ز تشنگی
بر تیغ خصم حنجر خود را سپرد لیک
هرگز نکرد آب تقاضا ز تشنگی
در انعکاس ، نغمه ی جانسوز العطش
"یاسر" نگشت آینه رسوا ز تشنگی
؛؛؛؛؛؛؛
کربلای معلی
.
.
#شور_حماسی
#حضرت_عباس
#بند_سوم_مهدوی
ای پسر شیر خدا اباالفضل
کفیل آل مرتضی اباالفضل
قوّت بازوت میشه صد برابر
وقتی رقیه میگه یا اباالفضل
ای ساقی وفادار
میر و علمدار
تفسیر ایثار، عباس
ای فاتح جگردار
پیروز پیکار
طیار و کرّار، عباس
ای جانم اباالفضل
جانم اباالفضل جانم اباالفضل، عباس
🌸🌸🌸🌸🌸
ای یلِ حامل الْلِّواء، اباالفضل
ماه منیر کربلا، اباالفضل
هرچی که از فضائلت بگن باز
نمیشه حقِ تو ادا، اباالفضل
ای حامی ولایت
کوه شجاعت
معنای غیرت، عباس
ای کعبه ی فضائل
حیدر شمائل
زهرا خصائل، عباس
ای جانم اباالفضل
جانم اباالفضل جانم اباالفضل، عباس
🌸🌸🌸🌸🌸
مجری عدل مرتضی، یامهدی
منتقم خون خدا، یامهدی
با انتظار فرج تو وَلله
بالا میره طاعات ما، یا مهدی
ای وارث پیمبر
صمصام حیدر
خونخواه مادر، مهدی
تو رهبره قیامی
نور الْاَنامی
حُسن ختامی، مهدی
ای جانم یا مهدی
جانم یا مهدی جانم یا مهدی، مهدی
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
طاها تحقیقی(یاحسین)
#شب_نهم_محرم
.👇
.
#شور_حماسی
#حضرت_علی_اکبر علیه_السلام
#بند_سوم_مهدوی
ای شیر مظفر، علی اکبر
فرمانده ی لشکر، علی اکبر
سرداری که بودی فاتح رزم
با فن های حیدر، علی اکبر
اخمت رو ابروهات گل کرده
لشکر با دیدنت هول کرده
از ترس جونش دشمن دیگه
به عزرائیل توسل کرده
علی اکبر، خدای شهامت
نهایت غیرت،نماد شجاعت، علی اکبر
علی اکبر، امیر دلاور
میون یلا سر، توو معرکه محشر، علی اکبر
سیدی یا علی اکبر ....
🌸🌸🌸🌸🌸
ای خالق طوفان، علی اکبر
مُؤذّنِ رضوان، علی اکبر
وقتی که میجنگی، با مهارت
ارباب میگه ای جان، علی اکبر
وقتی که میری بین دشمن
نمیمونه سری بر بدن
دشمنا هممیگن: احمدی
خَلقاً و خُلقاً و منطقاً
علی اکبر تجلی کرار
معین علمدار،معلم پیکار، علی اکبر
علی اکبر، شهید امامت
نگین ولایت، شفیع قیامت، علی اکبر
سیدی یاعلی اکبر
🌸🌸🌸🌸🌸
هستم جان نثارت،اباصالح
نذر ِ انتظارت ، اباصالح
کاشکی باشمآقا خاک پای
ابن مهزیارت ،اباصالح
تو منتقم ثاراللهی
تا عرش اعلا تنها راهی
کی تو رو صدا زده خون ریز
باید بگیم که تو خونخواهی
اباصالح،خلیفه ی رحمان،
مفسر قرآن،مدرس ایمان،اباصالح
اباصالح،تو اصل اذانی،
تو جان جهانی،امام زمانی،اباصالح
العجل یا مهدی....
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
طاها تحقیقی(یاحسین)
#نوحه_مهدوی
#شب_هشتم_محرم
.👇
.
#حضرت_عباس علیهالسلام
#غزل
دریا کشید نعره، صدا زد: مرا بنوش
غیرت نهیب زد که به دریا بگو: خموش
وقتی که آب را به روی آب ریختی
آمد چو موج، در جگرِ بحر، خون به جوش
گفتی به آب، آب! چه بیغیرتی برو
بیآبرو به ریختن آبرو مکوش!
آوردَمت به نزد دهان تا بگویمت
بشنو که العطش رسد از خیمهها به گوش...
تو موج میزنی و علیاصغر از عطش
گاهی به هوش آید و گاهی رود ز هوش
از بس که «آب، آب» شنیدم ز تشنگان
دیگر نفس به سینۀ تنگم شده خروش
در آب پا نهادم و بر خود زدم نهیب
گفتم بسوز از عطش و آب را ننوش
بالله بُوَد ز رشتۀ عمرم عزیزتر
این بند مشک را که گرفتم به روی دوش...
📝 #غلامرضا_سازگار
#شب_نهم_محرم
.
.
#امام_حسین
صدشکر با نگاه تو انسان شدم حسین
در روضه ی غم تو مسلمان شدم حسین
از لحظه ای که شد دل من آشنای تو
من آشنای حضرت یزدان شدم حسین
وقتی که ذکر اعظم روی لبم شدی
از فاتحان قلّه ی عرفان شدم حسین
دارم مقام گریه کن ِ مجلس عزات
پس روی عرش صاحب عنوان شدم حسین
بر درد خود طبیب نخواهم چرا که من
با تربت حریم تو درمان شدم حسین
از کودکی به اشک غمت خو گرفته ام
نام تو را شنیدم و گریان شدم حسین
از زائران عرش خدا می شوم به حق
هر وقت در حریم تو مهمان شدم حسین
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
......................
.
#کشتی_نجات
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام
ای عشق تو به سینه ی ما آتشین حسین
ای کشتی نجات همه مؤمنین حسین
بر فرشم و به اشک غمت می روم به عرش
یک تار موت بر همه حبل المتین حسین
حرف از حساب روز قیامت نمی زنم
وقتی که صاحبی به بهشت برین حسین
در زیر سایه ی علمت در امانم و
شد خیمه ی عزای تو حِصن حَصین حسین
فردای حشر با مدد یک اشاره ات
پرونده ی من است به دست یمین حسین
اسلام ماست تا به ابد زیر دِین تو
زیرا تمام هست تو شد خرج دین حسین
زینت برای دوش نبی، از چه خورده ای
با ضرب بغض دست سنان بر زمین حسین
شد گیسوان خواهر تو روی تل سپید
با ضربه های خنجر شمر لعین حسین
آخر چرا مقابل چشمان زینبین
شد سینه ات شکسته ی ده نعل کین حسین
بودی گریز روضه ی چل منزل همه
با آن شکاف مانده به روی جبین حسین
ای کاش رهسپار حریمت شویم ما
با یک علم پیاده همین اربعین حسین
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
.
.
#شب_نهم_محرم
#حضرت_عباس علیهالسلام
#غزل
چشمهایت روضهخوانی میکند
اشکها را ساربانی میکند
آن افقهای نگاه زخمیات
کربلا را دشتبانی میکند...
رفتی و در خیمههای تشنهلب
آب با آتش تبانی میکند
رفتی و در سرنوشت آبها
شرمساری حکمرانی میکند
پشت پرچین بلند علقمه
کیست آن که روضهخوانی میکند
یک نفر دارد ز مشک و دست تو
با دو بوسه قدردانی میکند...
📝 #سیدرضا_جعفری
.
.
#شب_دهم_محرم
#روضه_امام_حسین_علیه_السلام
متن #روضه_امام_حسین
🔸امشب شب «انّاالیه راجعون» است
🔸فردا زمین کربلا، دریای خون است
شب عاشوراست...
شب مصیبت عظماست...
🔸امشب حسین است و شهادت آرزویش
🔸فردا بریزد بر زمین خون گلویش
امشب بگیم خدایا شکرت...
یه عاشورای دیگه هم به ما توفیق دادی...
بیایم در خانه حسین...
نميدونم توی مجلسمون کسی هست تا الان اشکش جاری نشده باشه...
امشب باید خوب عزاداری کنی...
امشب باید بلند ناله بزنی...
معلوم نیست سال بعد زنده باشیم...
بیایم برای عزیز زهرا اشک بریزیم...
خدا ميدونه خیلی ها سال قبل توی همین مجالس بودند اما...
الان زیر خاک خوابیدن...
آرزو دارند یک بار دیگه برگردند و...
فقط یک بار بگن حسین...
آماده ای بریم کربلا بسم الله...
🔸امشب کند در خیمه زینب بیقراری
🔸فردا کند در مقتل خون سوگواری
از امشب دیگه مصیبتهای زینب شروع میشه...
از امشب دیگه باید ما هم بگیم...
🔸امان از دل زینب
🔸چه خون شد دل زینب
امشب کربلا چه خبره...
خدا به داد دل زینب برسه...
دید صدای هلهله دشمن میاد...
اومد کنار برادر عرضه داشت...
چه خبر شده حسینم...
قراره چه اتفاقی بیفته...
ابی عبدالله فرمود خواهرم زینبم...
الان پیغمبر خدا رو در خواب دیدم...
صدازد حسینم تو به زودی به ما ملحق میشی...
ایی وای.. ای وای..
🔸امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
🔸ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
🔸مکن ای صبح طلوع
جدم پیغمبر فرمود فردا کنار منی...
تا این حرف و بی بی زینب کبری شنید...
دیگه طاقت نیاورد صدای ناله اش بلند شد...
یعنی حسینم م میخواهی بری...
منو تنها بگذاری...
باورم نمیشه برادر...
تمام دلخوشی من تویی حسین...
وقتی جدم رسول خدا رو از دست دادم...
صبر کردم داداش...
جلو چشمام مادرم پرپر شد...
صبر کردم داداش...
فرق شکسته ی بابام امیرالمومنین رو دیدم...
صبر کردم...
تکه های جگر برادرم حسن رو دیدم صبر کردم...
الان تمام دلخوشیم تویی داداش حسین...
چطوری منو تنها بگذاری...
زینب بدون تو میمیره...
🔸امان از دل زینب
🔸چه خون شد دل زینب
ابی عبدالله خواهر رو آروم کردم...
هر کجا خانم زینب کبری بی تابی میکرد...
ابی عبدالله خواهر رو آروم میکرد...
روز عاشورا هم وقتی ابی عبدالله ميخواست بره میدان...
دید خواهر خیلی بی تابی میکنه...
اگه دست ولایت حسین نبود زینب جان داده بود خدا...
زینبم خواهرم... تا صدای الله اکبر منو میشنوی...
بدونید من هنوز زنده ام ...
خدایا حسین رفت میدان...
زینب کبری... داخل خیمه..
تا صدای تکبیر برادر رو میشنوه...
دلش آروم میگیره...
حالا میخواهی برا زینب کبری گریه کنی بسم الله...
امان... از اون لحظه ای که دیگه صدای تکبیر برادر رو نشنید...
داخل خیمه...
هی بلند ميشه....
هی میشینه روی زمین....
میگه حسین...برادر...
زینب به فدات حسین...
چرا صدای تکبیرت نمیاد داداش...
یکدفه دید صدای ذوالجناح اومد....
دوان دوان اومد بیرون...
شاید خوشحال شده زینب...
الحمدلله بردارم حسین برگشته...
یه نگاه کرد... دید ذوالجناح برگشته اما حسین نیومده..
همین جا بود که دیگه...
🔸همه از خیمه ها بیرون دویدند
🔸ولی سالار زینب را ندیدند
بی تاب شده زینب..
یاصاحب الزمان...
دوان دوان... به سمت گودی قتلگاه...
هی صدا میزنه....وای عزیز مادرم حسین...
🔸از حرم تا قتلگه، زینب صدا میزد حسین
🔸دست و پا میزد حسین، زینب صدا میزد حسین
اومد بالای تل زینبیه... یه نگاه کرد... دید...
والشمر جالس علی صدره...
شمر روی سینه برادر...
خدا چکار کنه زینب... دستاش رو گذاشت روی سر هی صدا میزنه....
وامحمدا... واعلیا...
تسلای دل زینب صدا بزن یاحسین...
🔸 حسین آرام جانم
🔸 حسین روح و روانم
#شب_عاشورا
.
.
#روز_عاشورا
#روضه_امام_حسین_علیه_السلام
🔸چقدر نام تو زیباست اباعبدالله
🔸حرمت عرش معلّاست اباعبدالله
🔸زائر کرببلا حق شفاعت دارد
🔸قطره در کوی تو دریاست اباعبدالله
روز عاشوراست...
روز مصیبت عظمی است...
امروز زمین و آسمان در عزای شما گریه میکنند یااباعبدالله...
🔸هر کسی داد سلامی به تو و اشکش ریخت
🔸او نظر کرده ی زهراست اباعبدالله
امام صادق علیه السلام فرمود...
أَبَا بَصِيرٍ إِنَّ فَاطِمَةَ لَتَبْكِيهِ وَ تَشْهَقُ
مادرم فاطمه دائما در عزای حسینش گریه میکنه...
أَ مَا تُحِبُّ أَنْ تَكُونَ فِيمَنْ يُسْعِدُ فَاطِمَةَ
آیا دوست داری مادرم زهرا رو یاری کنی یا نه...
دلت آماده است بریم کربلا...
آخه امروز زهرای مرضیه میاد کربلا...
🔸مادرت گفت "بنیَّ" دل ما ریخت به هم
🔸بردن نام تو غوغاست اباعبدالله
🔸مادرت گوشه ی گودال تماشا می کرد
🔸بر سر نعش تو دعواست اباعبدالله
سید بن طاووس میگه...
فَوَقَفَ يَسْتَرِيحُ سَاعَةً...
از شدت تشنگی و خستگی...
لحظه ای ایستاد استراحت کنه...
نانجیب با سنگ بر پیشانی حضرت زد...
پیراهن عربی رو بالا زد....
میخواد خون از صورت مبارک پاک کنه...
فَأَتَاهُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ...
حرمله تیر سه شعبه از کمان رها کرد...
تیر آمد و بر قلب عزیز زهرا...
صدای غربتش بلند شد...
بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ
یا صاحب الزمان منو ببخشید آقا...
🔸نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
🔸نه سیٌدالشٌهداء بر جدال طاقت داشت
🔸هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید
🔸عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
🔸بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
🔸اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد
به قصد فرج...
بگو یاحسین...
#عاشورا
.
.
#امام_حسین
در طریق دوست
آمدم تا که شوم یار تو یا ثارالله
بزنم خیمه به دربار تو یا ثارالله
من درین شهر بنا ساخته ام از مهرت
خانه دیوار به دیوار تو یا ثارالله
دارم آئينه ای از جنس ارادت در دل
بُوَد این آینه سرشار تو یا ثارالله
از ره دور سلامی به حضورت دارم
تا شوم راهی و زَوار تو یا ثارالله
ای گل گلشن سرسبز بهشت ای مولا
خوارم و خار به گلزار تو یا ثارالله
آمدم پرده نشین در حرم زیبایت
تا شوم شاهد بازار تو یا ثارالله
لحظه ی دادن جان چشم براهم لطفی
این منم عاشق دیدار تو یا ثارالله
تا به بالین من آیی ز عنایت مولا
شده ام عاشق و بیمار تو یا ثارالله
آمدم تشنه تر از عشق ببین گردیدم
تشنه ی لطف علمدار تو یا ثارالله
گفتی از خویش گذشتی که بماند اسلام
زنده شد عشق ز گفتار تو یا ثارالله
ای به خون خفته ز شمشیر عداوت آقا
عالمی گشت عزادار تو یا ثارالله
روی خورشید تو را خون سرت پوشانده
شد شفق گون ز چه رخسار تو یا ثارالله
نور چشمان تو مهدی ست که خون می گرید
چشم او چشمه ی خونبار تو یا ثارالله
آمدم بر سر بازار غمت چون «یاسر»
شده ام باز خریدار تو یا ثارالله
**
محمود تاری «یاسر»
.
.
#نوحه_مهدوی
#زمزمه #واحد #زمینه #سه_ضرب..
#شب_هشتم_محرم
#حضرت_علی_اکبر
آقای غریبم نشستی
پایین پای جدّت دوباره
همه عرشیان جمعن اونجا
دل هیشکی آروم نداره
شده ذکر کلّ ملائک
توی روضه ی پایین ِپا
بیا آقاجونم قسم به
تنی که شده ارباً اربا
ببین که میخونه
تو رو بین لشکر
زیر تیغ و نیزه
عموی تو اکبر
بیا یابن زهرا....
🌸🌸🌸🌸🌸
زبان حال حضرت لیلا علیهاالسلام با عبای خونی :
عبای پر از خون ببینکه
داره جون میده امّ لیلا
منم مادری که جوونش
شده بدجوری ارباً اربا
دیدم ماه خونَم تو میدون
شده مثل صدها ستاره
پر از اکبره توی صحرا
شده پیکرش پاره پاره
حسین موسپیدو
منم قدخمیده
عبا مثل چشمام
ازت خون چکیده
بیا یابن زهرا.....
🌸🌸🌸🌸🌸
عبا دیدی اینجا حسینم
با کنده ی زانو رسیده
بمیرم چه طور قطعه قطعه
علی رو به روی تو چیده
تو دیدی حسین محتضر شد
عقیله به دادش رسیده
همون زینبی که یه عمره
کسی سایشو هم ندیده
جوونا علی رو
به خیمه رسوندند
یه لشکر با خنده
دلا رو سوزوندند
بیا یابن زهرا....
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
.👇