eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5922646561292026282.mp3
14.54M
🌷🌷🌷 ✅بنداول دلم درگیره چشماته ابالفضل میون قلبه من جاته ابالفضل شفاخاڪه ڪف پاته ابالفضل یلی مثل تو نیست میان عالمین تویی شاه ادب علمدارحسین یاحبیبی ، یا طبیبی یاابالفضل 🌹🌹 ✅بنددوم یل ام البنین ای شاه عالم میگم با سوز و آه در سو گ و ماتم ڪه تشنه ڪشتنت درنهر علقم 🌹 بگویم با دلی غمین و آتشین فدای چشم تو یل ام البنین 🌹 ✅بندسوم چه شد در علقمه آمد صدایت نوای یا اخا ادرڪ اخایت ڪه آمد فاطمه اندرعزایت بگویم بادلی پر ازشیون و شین بمیرم ڪه شدی تو مقطوع الیدین _________________________ .
4_5820922704722659688.mp3
451.4K
☑️بند اول کز عطش دل بچه ها کباب است قلب کودکان غرق اضطراب است که نیامده از چه ای عمو جان والعطش عمو خیمه قحط آب است ...... طفلان نالان با کام خشک و عطشان با چشم گریان گویند دلِ پریشان عمو بیا تا اصغر نداده است جان عموی خوبم عموعمو عمو جان ☑️بند دوم پاره پاره شد مشک آب سقا دیده ها شده از غمش یه دریا زد عدو عمود بر فرق سر او دستانش قلم شد ز جور اعدا ..... پیچیده در دشت سوز وغم صدایش نوای سوز ادرک اخا اخایش میسوزد عالم در سوگ و در عزایش ☑️بند سوم عمریه دلم تنگ کربلاته تنگ گنبد و صحن و بارگاه دیوونه ت شدم یاحضرته عباس(ع) قلیه عاشقم زارو مبتلاته ...... یه عمریه من خادم نوکراتم فدای نام قشنگ و دلرباتم نوکر و عبد تموم زائراتم ارباب خوبم کرببلاتو عشقه .
. --------- اینجا که سوخت دامن دریا ز تشنگی آتش گرفت سینه ی صحرا ز تشنگی از قحط آب شعله به جان حرم فتاد پرپر شده ست گلشن زهرا ز تشنگی اینجا چو مشک ، آب زلالی نداشت چشم اینجا شکست قامت سقا ز تشنگی اینجا به عرش رفته صدای عطش عطش اینجا نداشت حنجره پروا ز تشنگی پژمرده بود غنچه ی لبهای کودکی مادر نداشت تاب تماشا ز تشنگی طفل صغیر پیش دو چشم رباب هم دیگر نداشت تاب تقلا ز تشنگی اینجا نسیم تشنه گذر می کند ز خاک اینجا خمید قامت طوبا ز تشنگی خجلت زده ست آب فرات از لبان خشک با آن که بود صبر و شکیبا ز تشنگی اینجا حسین پیش دو دریا به خون فتاد جان می سپرد یکه و تنها ز تشنگی بر تیغ خصم حنجر خود را سپرد لیک هرگز نکرد آب تقاضا ز تشنگی در انعکاس ، نغمه ی جانسوز العطش "یاسر" نگشت آینه رسوا ز تشنگی ؛؛؛؛؛؛؛ کربلای معلی .
. ای پسر شیر خدا اباالفضل کفیل آل مرتضی اباالفضل قوّت بازوت میشه صد برابر وقتی رقیه میگه یا اباالفضل ای ساقی وفادار میر و علمدار تفسیر ایثار، عباس ای فاتح جگردار پیروز پیکار طیار و کرّار، عباس ای جانم اباالفضل جانم اباالفضل جانم اباالفضل، عباس 🌸🌸🌸🌸🌸 ای یلِ حامل الْلِّواء، اباالفضل ماه منیر کربلا، اباالفضل هرچی که از فضائلت بگن باز نمیشه حقِ تو ادا، اباالفضل ای حامی ولایت کوه شجاعت معنای غیرت، عباس ای کعبه ی فضائل حیدر شمائل زهرا خصائل، عباس ای جانم اباالفضل جانم اباالفضل جانم اباالفضل، عباس 🌸🌸🌸🌸🌸 مجری عدل مرتضی، یامهدی منتقم خون خدا، یامهدی با انتظار فرج تو وَلله بالا میره طاعات ما، یا مهدی ای وارث پیمبر صمصام حیدر خونخواه مادر، مهدی تو رهبره قیامی نور الْاَنامی حُسن ختامی، مهدی ای جانم یا مهدی جانم یا مهدی جانم یا مهدی، مهدی ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) طاها تحقیقی(یاحسین) .👇
. علیه_السلام ای شیر مظفر، علی اکبر فرمانده ی لشکر، علی اکبر سرداری که بودی فاتح رزم با فن های حیدر، علی اکبر اخمت رو ابروهات گل کرده لشکر با دیدنت هول کرده از ترس جونش دشمن دیگه به عزرائیل توسل کرده علی اکبر، خدای شهامت نهایت غیرت،نماد شجاعت، علی اکبر علی اکبر، امیر دلاور میون یلا سر، توو معرکه محشر، علی اکبر سیدی یا علی اکبر .... 🌸🌸🌸🌸🌸 ای خالق طوفان، علی اکبر مُؤذّنِ رضوان، علی اکبر وقتی که میجنگی، با مهارت ارباب میگه ای جان، علی اکبر وقتی که میری بین دشمن نمیمونه سری بر بدن دشمنا هم‌میگن: احمدی خَلقاً و خُلقاً و منطقاً علی اکبر تجلی کرار معین علمدار،معلم پیکار، علی اکبر علی اکبر، شهید امامت نگین ولایت، شفیع قیامت، علی اکبر سیدی یاعلی اکبر 🌸🌸🌸🌸🌸 هستم جان نثارت،اباصالح نذر ِ انتظارت ، اباصالح کاشکی باشم‌آقا خاک پای ابن‌ مهزیارت ،اباصالح تو منتقم ثاراللهی تا عرش اعلا تنها راهی کی تو رو صدا زده خون ریز باید بگیم که تو خونخواهی اباصالح،خلیفه ی رحمان، مفسر قرآن،مدرس ایمان،اباصالح اباصالح،تو اصل اذانی، تو جان جهانی،امام زمانی،اباصالح العجل یا مهدی.... ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) طاها تحقیقی(یاحسین) .👇
. علیه‌السلام دریا کشید نعره، صدا زد: مرا بنوش غیرت نهیب زد که به دریا بگو: خموش وقتی که آب را به روی آب ریختی آمد چو موج، در جگرِ بحر، خون به جوش گفتی به آب، آب! چه بی‌غیرتی برو بی‌آبرو به ریختن آبرو مکوش! آوردَمت به نزد دهان تا بگویمت بشنو که العطش رسد از خیمه‌ها به گوش... تو موج می‌زنی و علی‌اصغر از عطش گاهی به هوش آید و گاهی رود ز هوش از بس که «آب، آب» شنیدم ز تشنگان دیگر نفس به سینۀ تنگم شده خروش در آب پا نهادم و بر خود زدم نهیب گفتم بسوز از عطش و آب را ننوش بالله بُوَد ز رشتۀ عمرم عزیزتر این بند مشک را که گرفتم به روی دوش... 📝 .
. صدشکر با نگاه تو انسان شدم حسین در روضه ی غم تو مسلمان شدم حسین از لحظه ای که شد دل من آشنای تو من آشنای حضرت یزدان شدم حسین وقتی که ذکر اعظم روی لبم شدی از فاتحان قلّه ی عرفان شدم حسین دارم مقام‌ گریه کن ِ مجلس عزات پس روی عرش صاحب عنوان شدم حسین بر درد خود طبیب نخواهم چرا که من با تربت حریم تو درمان شدم حسین از کودکی به اشک غمت خو گرفته ام نام تو را شنیدم و گریان شدم حسین از زائران عرش خدا می شوم به حق هر وقت در حریم تو مهمان شدم حسین ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) ...................... . السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام ای عشق تو به سینه ی ما آتشین حسین ای کشتی نجات همه مؤمنین حسین بر فرشم و به اشک غمت می روم به عرش یک تار موت بر همه حبل المتین حسین حرف از حساب روز قیامت نمی زنم وقتی که صاحبی به بهشت برین حسین در زیر سایه ی علمت در امانم و شد خیمه ی عزای تو حِصن حَصین حسین فردای حشر با مدد یک اشاره ات پرونده ی من است به دست یمین حسین اسلام ماست تا به ابد زیر دِین تو زیرا تمام هست تو شد خرج دین حسین زینت برای دوش نبی، از چه خورده ای با ضرب بغض دست سنان بر زمین حسین شد گیسوان خواهر تو روی تل سپید با ضربه های خنجر شمر لعین حسین آخر چرا مقابل چشمان زینبین شد سینه ات شکسته ی ده نعل کین حسین بودی گریز روضه ی چل منزل همه با آن شکاف مانده به روی جبین حسین ای کاش رهسپار حریمت شویم ما با یک علم پیاده همین اربعین حسین ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .
. علیه‌السلام چشم‌هایت روضه‌خوانی می‌کند اشک‌ها را ساربانی می‌کند آن افق‌های نگاه زخمی‌ات کربلا را دشتبانی می‌کند... رفتی و در خیمه‌های تشنه‌لب آب با آتش تبانی می‌کند رفتی و در سرنوشت آب‌ها شرمساری حکمرانی می‌کند پشت پرچین بلند علقمه کیست آن که روضه‌خوانی می‌کند یک نفر دارد ز مشک و دست تو با دو بوسه قدردانی می‌کند... 📝 .