eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. 79 141 25 59 🔵⚪️ ماجرای اعطای فدک به حضرت زهرا سلام الله علیها.. 👈🏼👈🏼در روز ۱۴ذی الحجه سال ۷هجری مقارن با ۲۷فروردین سال ۸هجری شمسی، به حضرت زهراسلام الله عليها بخشيده شد، وپیامبر براين بخشش شاهد گرفتند. 〽️پس ازفتح خيبر، حدود ۴سال قبل ازشهادت پيامبر عليه وآله السلام جبرئيل نازل شد، ودستور فتح فدک توسط پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) وأميرالمؤمنين (عليه‌السلام) را آورد. آن دو بزرگوار نیزبدون لشكركشى و كوچكترين دخالت مسلمين رافتح کردند. وطبق آیات سوره حشر سرزمينهائى كه بدون لشكركشى مسلمين فتح شود، مِلك خاص وشخصی پیامبر است و مسلمين هيچ حقى درآن ندارند. 〽️بعد ازاين ماجرا جبرئيل آیه نازل کرد وعرضه داشت: فدك را به فاطمه عليهاالسلام عطا كن. "وَآتِ ذَاالْقُرْبى حَقَّهُ" سوره اسراء آيه۲۶ حق خويشان رابه آنان بده. 〽️پيامبر به حضرت زهراسلام الله عليهما فرمود: به دستور خداوند فدک را بتو عطا میکنم. آن رابراى خود و فرزندانت بردار ومالك آن باش. حضرت زهراسلام الله عليها عرضه داشتند: تا شما زنده‌ايد برمن ومال من صاحب اختيار هستيد. ولی پيامبر عليه وآله السلام فرمود: ترس آن رادارم كه نااهلان تصرف نكردن تورا درزمان حياتم، بهانه‌اى قرار دهند وبعد ازمن آن را ازتو منع كنند. سپس به أميرالمؤمنين عليه‌السلام فرمود: سند فدک را بعنوان بخشوده و اعطائى پيامبر بنويس وثبت كن. وبرای آن سند مولا و ام ايمن راشاهد گرفتند و فرمودند: زنى ازاهل بهشت است. 〽️ راساليانه از ۷۰هزار تا ۱۲۰هزار سكه طلا نوشته اند. که تمام درآمد رابین مردم تقسیم میکردند و هرسال چشمان بسيارى از نيازمندان به درآمد فدک بود. 〽️ اما بعدازشهادت پيامبر عليه وآله السلام مأموران ابوبكر به دستور اونماينده حضرت صديقه علیهاالسلام را ازفدک اخراج كردند و مِلک آن راغصب نموده ودرآمد آن را بطور كل براى مخارج خود صرف كردند. 〽️ عليهاالسلام همان نوشته وسند فدک را عيناً نزد ابوبكر آورد، ولى ابوبكر ملعون نه سند راقبول كرد ونه شاهدان را. 〽️ عليهاالسلام همراه باجمعى از زنان بنى‌هاشم به مسجد تشريف بردند وخطبه اى راكه دريائى از معارف، با وفصاحت وشرايع اسلامى درآن است ایراد فرمودند. ولى هنگام بازگشت به منزل درمقابل حضرت ایستاد وسند را گرفته وآب دهان انداخت وپاره کرد و بصورت مبارک حوریة الانسیه سیلی زد... 〽️لعنت خدا واهلبیت وتمامی موجودات هرلحظه بر جبت و طاغوت.. 📚منابع: _ بحارالانوار ج۹۵ ص۱۸۹ _ بحارالأنوار ج۲۱ ص۲۲ _ بحارالأنوار ج۲۹ ص۱۲۳ _ مستدرك سفينةالبحار ج۲ ص۲۱۶ ___ مصباح كفعمى ج۲ ص۵۹۸ .
ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﺑﺎﻍ ﺗﻮﺣﯿﺪ ﻭ ﺑﻬﺎﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﻦ ﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﺗﺎ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ ﻣﺼﻄﻔﯽ ﻓﺨﺮ ﻧﺒﻮّﺕ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ ﻣﺮﺗﻀﯽ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺩﺳﺘﯿﺎﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ ﺩﺳﺘﯿﺎﺭﺵ ﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭ ﻭ ﻧﺪﺍﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﯼ ﺧﻮﺷﺎ ﺁﻥ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺭﻭﺯ ﺣﺸﺮ ﯾﺎﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺛﻨﺎﯼ ﺍﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻗﺮﺍﺭ ﻋﺠﺰ ﻣﺎ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﻦ ﺍﻭﺻﺎﻑ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﻪ ﮐﺎﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺍﺳﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻫﺴﺘﯽ ﻫﺴﺖ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺣﻤﺔٌ ﻟﻠﻌﺎﻟﻤﯿﻦ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺣﺠﺎﺏ ﻭ ﻋﺼﻤﺖ ﻭ ﺗﻘﻮﺍ ﻭ ﺩﯾﻦ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﺮﺍﻍ ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﯾﺪﺍﻟﻠّﻬﯽ ﺩﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﺳﺘﯿﻦ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﻠﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﺣﺒﻞ ﺍﻟﻤﺘﯿﻦ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺟﻤﺎﻝ ﺑﯽ ﻣﺜﺎﻝ ﮐﺒﺮﯾﺎ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻠﻪ ﮐﻞّ ﺍﻧﺒﯿﺎ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﺭ ﻓﻠﮏ ﻫﺴﺘﯽ ﻧﺎﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻣﺤﺸﺮ ﮐﺒﺮﯾﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺯ ﺷﯿﺮ ﺣﻖ ﻣﺸﮑﻞ ﮔﺸﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺣﯿﺪﺭ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﺭ ﺑﻨﺪﮔﯽ ﮐﺎﺭ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺑﺮ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻟﻄﻒ ﻧﻬﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﺮﺍﻍ ﻣﺤﻔﻞ ﺍﻓﻼ‌ﮐﯿﺎﻥ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺯ ﺭﺃﻓﺖ ﻫﻤﻨﺸﯿﻦ ﺑﺎ ﺧﺎﮐﯿﺎﻥ ﺍﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﻗﺮﺏ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ ﺟﻤﺎﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺒﯿﺎ ﻣﺎﺕ ﺟﻼ‌ﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﯼ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻣﺤﻮ ﮐﻤﺎﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﯼ ﻣﻼ‌ﯾﮏ ﺑﻨﺪﮤ ﺻﻒّ ﻧﻌﺎﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺣﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺝ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﻫﻮﻥ ﻓﯿﺾ ﺑﯽ ﺯﻭﺍﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻃﺎﻫﺮﻩ، ﺍﻧﺴﯿّﻪ، ﺣﻮﺭﺍﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﯼ ﻓﺎﻃﻤﻪ، ﺻﺪّﯾﻘﻪ، ﺯﻫﺮﺍﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﺍنم ﮐﻪ ﺍﯼ ﻋﻘﻞ ﻭ ﻫﻮﺵ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﯿﻢ ﺑﺎ ﮐﻤﯿﺖ ﻭ ﻫﻢ ﺗﺎ ﺁﻧﺴﻮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﺗﺎﺧﺘﯿﻢ ﯾﺎ ﺑﻪ ﻣﻀﻤﺌﻦ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺳﺨﻦ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﯿﻢ ﺩﺳﺖ ﻫﺎ ﺑﺮ ﺭﺷﺘﻪ‌ﻫﺎﯼ ﭼﺎﺩﺭﺕ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯿﻢ ﺷﻌﺮﻫﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻏﺰﻝ، ﻗﻄﻌﻪ، ﻗﺼﺎﺋﺪ ﺳﺎﺧﺘﯿﻢ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮔﺸﺘﯿﻢ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯿﻢ ﺣﻮﺭ، ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﯾﺎ ﻣﻠﮏ، ﯾﺎ ﻓﻮﻕ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﭼﯿﺴﺘﯽ؟ ﮐﯿﺴﺘﯽ ﺗﻮ ﮐﯿﺴﺘﯽ ﺗﻮ ﮐﯿﺴﺘﯽ ﺗﻮ ﮐﯿﺴﺘﯽ؟ "ﻣﯿﺜﻤﻢ" ﯾﻌﻨﯽ ﮔﺪﺍﯼ ﺧﺎﻧﮥ ﺧﺸﺖ ﻭ ﮔﻠﺖ ﻏﺮﻕ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﮔﻨﻪ ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺳﺎﺣﻠﺖ .
. علیه‌السلام 🌺🌿 👈🏼 عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ آدَمَ قَالَ إِنِّی لَعِنْدَ الرِّضَا إِذْ جِی‏ءَ بِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السّلام وسِنُّهُ أَقَلُّ مِنْ أَرْبَعِ سِنِينَ. فَضَرَبَ بِيَدِهِ إِلَى الْأَرْضِ ورَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ، فَأَطَالَ الْفِكْرَ، فَقَالَ لَهُ الرِّضَا عليه السّلام بِنَفْسِی فَلِمَ طَالَ فِكْرُكَ؟ فَقَالَ فِيمَا صُنِعَ بِأُمِّی فَاطِمَةَ. أَمَا واللهِ لَأُخْرِجَنَّهُمَا، ثُمَّ لَأُحْرِقَنَّهُمَا، ثُمَّ لَأُذْرِيَنَّهُمَا، ثُمَّ لَأَنْسِفَنَّهُمَا فِی الْيَمِّ نَسْفاً. 📝 زكريّا بن آدم گفت من خدمت حضرت رضا بودم كه حضرت جواد علیهماالسلام را آوردند آن وقت كمتر از چهار سال داشت. دست خود را بر زمين زد و صورت به آسمان بلند نمود و مدتى در انديشه بود، حضرت رضا فرمود جانم به‌قربانت در چه فكرى چنين فرو رفته‌اى؟ گفت در فكر ستمى كه به مادرم فاطمة علیهاالسلام روا داشتند. بخدا قسم آن دو را از قبر خارج ميكنم ومي‌سوزانم وخاكسترشان را بباد مي‌دهم وبدريا مي‌ريزم. 📚 بحارالأنوار، ج۵۰، ص۵۹، ح۳۸ .
. ای خدا منتظر زمزمه‌ی «یا رب» تو وی اجابت شده مجذوب دعای شب تو خانه‌ی خشت و گلت کعبه‌ی عرش الرحمان از ازل تا به ابد دور سرت گشته زمان چادر عصمتت از پرده‌ی اسرار قِدَم زده بر پیرهنت دست توسل آدم دختر ختم رسل مادر پیغمبرها سایه‌ات روز ازل بر سر پیغمبرها مهر تو داد گِل حضرت آدم را روح نام تو روز ازل حک شده بر کشتی نوح پله‌ی تخت تو پیشانی عرش ازلی‌ست تو فقط کفو علی هستی و کفو تو علی ست قنبر درگه تو رتبه‌ی آدم دارد فضه‌ات معجزه‌ی حضرت مریم دارد ای خدا گفته سلام و صلواتت هر دم کیستی تو که پدر گفت فدایت گردم؟ اولین مطلع حسن ازلی کیست؟- تویی رکن ارکان علی و، رکن علی کیست؟- تویی هرچه گفتیم و نگفتیم از آن اولایی تو همان فاطمه‌ای فاطمه‌ی زهرایی چار بانوی بهشتند ارادت‌مندت هشت تن حامل عرش ازلی پابندت دست تو دست خداوند تعالاست مگر که بر آن خم شده و بوسه زده پیغمبر؟ روح گهواره‌ی فرزند تو را جنباند آسمان گردد و دستاس تو را گرداند چهره بر خاک سر کوی تو آورده نیاز کرده پرواز به هنگام نماز تو نماز خلق ناگشته، در آغوش خدا بودی تو نه خدا، نه ز خداوند جدا بودی تو سرور عالم بر همسریَت فخر کند پدرت احمد بر مادریَت فخر کند تو همان سیب بهشتی که خداوندِ وَدود شب معراج به پیغمبر خود هدیه نمود چه به خلق و چه به خوی و چه به خلق و چه سرشت تو بهشتی تو بهشتی تو بهشتی تو بهشت در صف حشر تو امید گنهکارانی دوزخ و نار به فرمان تو، تو سلطانی حکم، حکم تو و فرمان تو فرمان خداست عفو، عفو تو و غفران تو غفران خداست این ندا می‌رسد از جانب ذاتِ الله فاطمه حاجت خود را ز خداوند بخواه تو بگو تا که ببندیم در دوزخ را تو بگو تا که کنم گل شرر دوزخ را تو بگو تا که عذاب از همگان برداریم دوزخی ها را در گلشن فردوس آریم من خدایم ولی امروز خدایی با توست حکم آغاز ز تو حکم نهایی با توست تو بگو دشمنتان را به سوی نار کشم تو بخواه از من تا ناز گهنکار کشم تو بگو تا همگان را به حسینت بخشم تو بگو تا همه را بر حسنینت بخشم در کنار پدر و شوهر و مام و پسرت تو روی سوی جنان خلق به دنبال سرت بر سر دست تو یک پیرهن خونین است همه گویند که اسباب شفاعت این است دوزخ و نار در آن روز بوَد پابستت دست عباس علمدار به روی دستت چشم یک خلق گنه‌کار به سوی دستت پیکر پاک دو شش ماهه به روی دستت همه در وحشت میزان و حسابند و کتاب همه گویند که یا فاطمه ما را دریاب! پیش رویت سر خونین اباعبدالله تویی و حنجر خونین اباعبدالله همه را رنگ ز رخسار پریده آن روز همه گریند به رگ‌های بریده آن روز تا که از شانه‌ی خود کوهِ گنه بردارند چشم بر خون گلوی علی اصغر دارند بر شفاعت نگه نور دو عینت کافی‌ست نخی از پیرهن سرخ حسینت کافی ست گرچه بر دامن لطفت همه را دست رس است بدن له شده‌ی محسن ششماهه بس است همه از هم بگریزند و تو در اوج جلال کنی از لطف و کرم شیعه‌ی خود را دنبال عفو بر خاک ره شیعه‌ی تو سر فکند چادر خاکی تو، سایه به محشر فکند بس که از چادر خاکیت کرم می بارد قاتلت هم به تو امید شفاعت دارد به شرار جگر و ناله و سوزت سوگند به مناجات شب و گریه‌ی روزت سوگند که به آن جانی غدار محبت نکنی قاتلت را به صف حشر شفاعت نکنی 🔆