.
📋بعد از پدر حالا نگارم را گرفتند
#روضه_حضرت_معصومه (س)
#گریز_به_روضه_حضرت_زینب (س)
سیدرضا نریمانی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بعد از پدر حالا نگارم را گرفتند
از من تمام روزگارم را گرفتند
از این جدایی جان من بر لب رسیده
هستیِ من، تاب و قرارم را گرفتند
انگار قسمت نیست وصل ما دوباره
در ساوه شوق بیشمارم را گرفتند
اما خیالت تخت هرجایی رسیدم
خویشان و نزدیکان کنارم را گرفتند
حالم بد است اما خدا را شکر در قم
با مهربانی حال زارم را گرفتند
با احترام و عزت و شوکت کمی از
این بارِ غمهایی که دارم را گرفتند
حتی زمان پر زدن از این قبیله
مردم همه دورِ مزارم را گرفتند
در شام اما خواهری مضطر چنین گفت:
یارب ببین دار و ندارم را گرفتند
بالا و پایین رفتن از ناقه چه سخت است
وقتی همه ایل و تبارم را گرفتند
نیمی ز معجر سوخت... نیمی را کشیدند
اصلا تمام اعتبارم را گرفتند
در گوش من مانده صدای ذوالجناحش
میگفت: با نیزه سوارم را گرفتند
یک "یادگاری" بود... اما در خرابه
"بنت الحسین" آن یادگارم را گرفتند
*شاعر : #محمدجواد_شیرازی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
📋 یادم نرفته دور تو جنجال کردند
#روضه_امام_حسین (ع)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یادم نرفته دور تو جنجال کردند
جمعیتی را وارد گودال کردند
آن ده سواری که تو را پامال کردند
دیدم تنت را زنده زنده چال کردند
یادم نرفته دست و پا گم کرده بودم
در گوشهی مقتل تو را گم کرده بودم
دیر آمدم کاری ز دستم برنیامد
سر نیزه شمر از تن تو در نیامد
دیر آمدم دیدم سرت دست کسی رفت
عمّامهی پیغمبرت دست کسی رفت
گوشواره دخترت دست کسی رفت
هم نازنین انگشترت دست کسی رفت
دیر آمدم اول تو را نشناختم من
خود را کنار پیکرت انداختم من
زجه زدنهایم مرا راضی نمیکرد
ای کاش خولی با سرت بازی نمیکرد
*شاعر: #محمدجواد_پرچمی✍
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.👇
.
📋 بازم یه سلام میدم سوی بانوی کریمه
#تک #وفات_حضرت_معصومه
حاج سید رضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بازم یه سلام میدم
سوی بانوی کریمه
این عرض ارادتها
نورِ توی زندگیمه
زندگی با شما
معنا میگیره
دل اگه غیر از حَرَم
باشه میمیره
بوی عِطر حضرت زهرا
پیچیده توو حَرَمت بیبی
کریمهی اهل بیتی و
دست ما و کَرَمت بیبی
« مَنْ زارَکِ عارفاً بِحَقِّکِ فَلَهُ الجَنَّه»
بانو میزنم زانو
محضر شما همیشه
هیچی برای نوکر
گریه توو روضه نمیشه
برای دیدن
داداش اومدی
آرزو به دلت موند
چه زود پَر زدی
از داغت به سینه میکوبم
آبروم اشکای چشمامه
اشْفَعِی لِی تا بگیرم از
دستای شما اماننامه
« مَنْ زارَکِ عارفاً بِحَقِّکِ فَلَهُ الجَنَّه»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.👇
.
📋 دل شده راهی دوباره سوی قم
#واحد_حضرت_معصومه
حاج سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دل شده راهی دوباره سوی قم
بر مَشام جان رسیده بوی قم
پَر زدم تا کعبه دلجوی قم
سائلم من سائل بانوی قم
فاطمه اینجا پناهم داده است
حضرت معصومه راهم داده است
این حَرَم بوی خراسان میدهد
بوی الطاف فراوان میدهد
بهترینها را به مهمان میدهد
مردگان را خادمَش جان میدهد
تا ابد قم خانه امید ماست
کاظمین و مشهد و کرب و بلاست
چون نگینی در جهان پیداست قم
مرکز فقه و اصول ماست قم
شعبهای از عالم بالاست قم
یار ما در شادی و غمهاست قم
جای جای قم معطر گشته است
مرجع تقلید پَرور گشته است
وا شده از قم دری سوی جَنان
گشته قم سنگ صبور عاشقان
دارد این شهر ملائک پاسبان
از مَزار مخفی زهرا نشان
حضرت معصومه از روز اَلَست
فاطمه در فاطمه در فاطمه است
اوست که اعجاز عیسی میکند
درد را نامش مداوا میکند
مثل بابایش گره وا میکند
دُخت موسی کار موسی میکند
در قیامت هم قیامت میکند
خوب و بدها را شفاعت میکند
بود آن نور دو چشمان رضا
سخت دلتنگ و پریشان رضا
روز و شب دلواپس جان رضا
پیر شد از داغ هجران رضا
از مدینه تا به قم بیتاب بود
چشم او از غصهها پُر آب بود
گرچه بار غم روی شانه کشید
پای دوریِ رضا قدش خمید
جز ادب چیزی ازین مردم ندید
پیش دنیا شهر قم شد رو سفید
خیره بر قم بود چشم آسمان
احترامش کرد هر پیر و جوان
حرف مهمان است و حرف احترام
آی مردم هست ناموس امام
واجب التعظیم چون بیت الحرام
داد قم مهمان نوازی یاد شام
قبر خانم بین ویرانه نبود
دفن و تشییعش غریبانه نبود
بین ویرانه رقیه پیر شد
با لگد، با تازیانه سیر شد
خسته از زخم غُل و زنجیر شد
غیر زینب از همه دلگیر شد
زنده کرد او داغ هجده ساله را
کُشت غسل او زن غساله را
*شاعر : #محمد_حسین_رحیمیان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.👇
.
📋 اگر که ابرم برا تو میبارم
#واحد_امام_حسین
کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر که ابرم برا تو میبارم
سر به روی تُربت تو میذارم
من از عزاداریام هدف دارم
هدف اینه یه قدم، به تو نزدیکتر بشم
به نگاهت به حَرَم، به تو نزدیکتر بشم
میمونم زیر عَلَم، به تو نزدیکتر بشم
با تو بودم از قدیم، حسین ابی عبدالله
ای صراط مستقیم، حسین ابی عبدالله
«جان آقام آقام آقام، حسین ابی عبدالله»
تموم روزای ما، شد عاشورا
شده مثِ کربلا، همه دنیا
مَصاف باطل با حق، شده برپا
نمیذاریم دوباره، بمونی تنها حسین
روی سربندا همه، مینویسیم یا حسین
هرکی خواست هرجا بره، ما میمونیم با حسین
«ما همه یه لشکریم، حسین ابی عبدالله»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.👇
.
📋 هر وقتی گم میشم، توو سختی و بلا
#شور
#شهدایی
حاج سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هر وقتی گم میشم، تو سختی و بلا
من پیدا میکنم راهم و، با این ستارهها
کنار شماها میشن آدما پاک و مخلص
به فدای جوونای بینشون اما شاخص
مادرای شهیدی که اومدین امشب مجلس
ممنونم از شما، محتاج یک دعام
حالم چه قدر خوبه، ما بین زائران
«میدونم خیلی بیوفام
اما مهمون شهدام»
پیچیده توو فضا، عِطر اقاقیا
مأنوس قلب من همیشه، با این ستارهها
زیر سایهی چادر حضرت زهرا، بودن
همهی مردای بیادعای توو دنیا، بودن
عاشقونه فدایی و مجنون لیلا، بودن
لحظهی پَر کشید، میگفتن السَّلام
چشم انتظار بودن، داره میاد آقام
«میدونم خیلی بیوفام
اما مهمون شهدام»
#شهدا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.👇
.
#مناجات
پیش الطاف خداوند سحر باید رفت
با دل سوخته و دیدۀ تر باید رفت
شمع با گریه سر تربت پروانه نشست
محضر سوخته با خون جگر باید رفت
خبر آمد جگرت سوخته راه افتادیم
خواجه گفته است بدنبال خبر باید رفت
به سگ کهف نگفتند بمان امّا ماند
گرچه تحویل نگیرند مگر باید رفت
سر به سنگ تو نگیرد به لحد میگیرد
هر کجا که قدم توست به سر باید رفت
خانۀ قبر به هر حال مرا میخواند
بار بندید، از این خانه دگر باید رفت
پدرم رفت و پی اش رفتم و دیدم نجفم
خوب گفتند به دنبال پدر باید رفت
خون قربانی ما ریخته زینجا رد شو
خون پامال تو هستیم و هدر باید رفت
پسرم از جگر سوخته ام یاد گرفت
مثل پروانه در آغوش خطر باید رفت
بهترین رزق سر سفرۀ مادر گریه است
در دل بحر پی دُر و گوهر باید رفت
#علی_اکبر_لطیفیان ✍
.