eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. می خوانم از مقتل این روضه ها گر بازتر گردد خطر دارد سخت است و می خوانم اینک تمام خیمه، قلبی شعله ور دارد یک مرد می باید این روضه های داغ را از خاک بردارد از اوّل این راه انگشترت را ساربان زیر نظر دارد گرمای این صحرا خیلی برای طفل شش ماهه ضرر دارد ⬛ ذکر مصیبت شد دارد لهوفت ناله ها سر می دهد، من هم آنجا که می گویند افتاد روی خاک، عباس تو با پرچم آنجا که می‌گویند در علقمه شد قدت از بار مصیبت خم آنجا که می‌گویند مرگا به من، باید بمیرم پای این ماتم مرگا به من وقتی هی زینب تو معجرش را می‌کند محکم ⬛ حتما خبرهایی ست اینجای مقتل ها زبان شعر هم لال است ای ذوالجناح آرام! باید بگویی خونِ که بر روی این یال است حتماً خبرهایی ست زینب میان خیمه خیلی ناخوش احوال است بیرون زد از خیمه اینجای روضه شمر دیگر بین گودال است دردش مرا هم کشت آنکس که انگشتر ربوده فکر خلخال است دارد خبر را اسب با نعل خونی می‌برد کوفه…چه خوشحال است! ✍ .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مداح: دستگاه: حسینم وا حسین ای گفت و شنودم زیارت نامه ام جسم کبودم چه در زندان چه در ویرانه شام دعا می خواندم و یاد تو بودم سفر کردم به دنبال سر تو سپر بودم برای دختر تو چهل منزل کتک خوردم برادر به جرم اینکه بودم خواهر تو ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ https://eitaa.com/emame3vom/82678 .
. تضمین شعر مجید تال مرهم به جز حسین، به قلب شکسته نیست قاریّ نیزه، حنجرش انگارخسته نیست این رشته غمش سرِ مویی گسسته نیست (زینب سرش شکسته ولی سرشکسته نیست با دست بسته هست ولی دست بسته نیست) چشمان او دو شاهد گودال راز بود قد کمان، حدیثِ رکوع نماز بود بی چاره مانده بود ولی چاره ساز بود (هرچند سربه زیر ولی سرفراز بود زینب قیام کرد چون از پا نشسته نیست) این بانویی که عالم و آدم فقیر اوست شیر خدا نهفته به سِرّ ضمیر اوست دست قضا و پای قدر، ناگزیر اوست (زینب اسیر نیست دو عالم اسیر اوست او را اسیر قافله خواندن خجسته نیست) بر نیزه، راست قامت او سنگ می خورد آیینه دار عزت او سنگ می خورد بر سایه ی قداست او سنگ می خورد (حتی اگر به صورت او سنگ می خورد هیهات، بند معجرش از هم گسسته نیست) ✍ .
. بوی سيبِ حرم از سمتِ سحر می‌آيد قطعِ اين فاصله از دستِ تو برمی‌آيد   روز و شب كارِ شما گريه شده می‌دانم باز از دامنتان بویِ جگر می‌آيد كاشكی قدر بدانيم جوانی‌ها را زود بر شاخه در اين فصل ثمر می‌آيد تا نشستيم در اين حلقه سرِ مجلسمان مادرت دست‌شكسته به كمر می‌آيد روزها سايه نشينِ قدمش خورشيد است هركه در سايه‌ی اين بيرق اگر می‌آيد می‌رسد جمعه‌ای و پيشِ تو دَم می‌گيريم عاقبت غُربتِ اين جمع به‌سر می‌آيد تاكه آبی بزند بر لبِ لب‌تشنه‌ی ما مادرِ سينه‌زنان زود زِ در می‌آيد كفنم پيرهنِ مشكیِ من كاش شود رنگِ مشكی به كفن هم چقدر می‌آيد علتِ اولِ دیوانگیِ ماست حسین باز از مستیِ ديوانه خبر می‌آيد حسن لطفی✍ .
. 🔰 ▪️ چندبیتی در شرح بی‌قراری‌های قمر بنی‌هاشم علیه السلام گفتم به دست خویش که من لشکرم، بمان امید خیمه، دلخوشی خواهرم، بمان پیکار بود و رفت ز پیکر، تو مانده‌ای ای آب! آبروی منی، در بَرَم بمان از آبروی خویش گذشتم، ولی ولی اطفال تشنه‌اند و من آب‌آورم، بمان زان‌رو که باورم کند آن یار، لااقل قدری به خاک دور و برم از کَرَم بمان ای نوردیده! دوست قدم‌رنجه کرده است آخر دمی به دیدۀ از خون ترم بمان گشتم من از خجالت او آب چون که گفت: این آب‌ها فدای سرت، دلبرم بمان ... با آستین ز دیده گرفت اشک و ناله زد: جانم فدات ای پسر مادرم، بمان ... 🗓 ۱۴۳۵ قمری 🏷
🔰 سروش عشق شب رخ نمود و دیده‌ام از خود عبور کرد بر هم نشست و خاطره‌ها را مرور کرد از سنگ‌فرش سینه عطش شعله می‌کشید آری خیال دوست به قلبم خطور کرد تصویر خنده‌ای که امید آفریده بود در انحنای قطرۀ اشکی ظهور کرد موسیقی تپیدن دل با طنین اشک کار هزار پرده ز شور نشور کرد ناگه در آن میانه سروشی ز شهر عشق چون کیمیا سفال دلم را بلور کرد می‌گفت: «جسم روح‌فزای حسین را میل حبیب همدم سم ستور کرد تعلیم مرغ عشق، سلیمان پاک را دانا به رمز و راز نوای طیور کرد بی‌شک اشارتی به خرابات دلبر است یادی که حق ز جنت و حور و قصور کرد» الهام‌واره بود و هبوطش به کام دل شهدی ز هم‌نشینی شور و شعور کرد دل را چو با حقیقت وصل آشنا نمود بیگانه از تفاوت غیب و حضور کرد 🗓 محرم ۱۴۳۰ 🏷 ✍ .
. فردا که می‌فهمم بهایِ اشک من چیست افسوس خواهم خورد که کم گریه کردم ........ یا اباعبدالله علیه السلام بار گناه برکت چشم‌مرا گرفت شرمنده در مصیبت تو کم‌گریستم ... .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. . شریفه بنت مجتبا / حبیبه ی آل حسن تویی به درد ما دوا / طبیبه ی آل حسن اگه امام حسن حرم نداره اما تو داری گنبد و مناره هرکی مریض داره جای مدینه مریضشو تو حرمت میاره مولاتی یا بنت الحسن شریفه ....... مریض لاعلاجمو / علاج من تو کربلاس با یک امیدی اومدم/ برات من دست شماس میام میون روضتون میشینم تو مجلس تو میزنم به سینم اگر عنایتی کنی تو بی بی دوباره من زائر اربعینم ....... فدای قلب خسته و / فدای اشک و ناله هات دیدی که رفت رو نیزه ها/ سر همه برادرات وقتی که خیمه ها می رفت به غارت تو هم شنیدی طعنه و جسارت تو رو مثه رقیه و سکینه با دست بسته بردنت اسارت ....... تو رو تو صحرا کشیدن / با پای پر از آبله جون تو هم به لب رسید / از خنده های حرمله تو قتلگاه تو دیدی ازدحامو دیدی رو نیزه ها سر امامو از قافله جاموندی و نبودی تا ببینی مصیبتای شامو ✍ ..................... 🏴اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة🏴 ۲۱ تا ۲۳ محرم ایام شهادت سیده شریفه دختر امام حسن مجتبی علیماسلام است بانوی جلیل القدری که همراه اسرای کربلا بعد از واقعه عاشورا از کربلا به کوفه آورده شد و در مسیر کوفه به شام، در نزدیکی شهر حلّه در فاصله 30 کیلومتری از کربلا، از شدّت مصائب و سختی هایی که دیدند، از ادامه سفر با اسرا بازماند و به شهادت رسید و بدن مطهرشان در همانجا دفن شد در عراق به سبب کثرت معجزاتی که از سیده شریفه سلام الله علیها صادر شده است ایشان را طبیبه اهلبیت میخوانند .👇
. ای کعبه امید من بی بی شریفه مولاتی یا بنت الحسن بی بی شریفه پناه هر مریض و ؛ درمانده از قدیمه این پدر کریم و ؛ این دخترِ کریمه یا حضرت شریفه ؛ یا حضرت شریفه ....... هیچ کسی ناامید از این در نگشته از این حرم با دست خالی بر نگشته چشم امیدِ عالم ؛ بر درِ این حریمه پدر کریم که باشه ؛ دختر میشه کریمه یا حضرت شریفه ؛ یا حضرت شریفه ..... هر کی میاد تو حرمت دل بیقراره دختر حرم داره پدر حرم نداره از ما فقط گدایی ؛ از تو کرم می آید بوی حسن همیشه ؛ از این حرم می آید یا حضرت شریفه ؛ یا حضرت شریفه ...... تو دیده ای دامادی قاسم عزا شد برادرت پامال سمّ اسبها شد تو دیده ای عمویت ؛ در بین دشمن افتاد تو دیده ای که دست ؛ عبدالله از تن افتاد یا حضرت شریفه ؛ یا حضرت شریفه ....... با عمه های خود شدی مهمان کوفه خوابیدی  با رقیه در زندان کوفه آزار کوفه دیدی ؛ آزار شام را نه بازار کوفه دیدی ؛ بازار شام را نه یا حضرت شریفه ؛ یا حضرت شریفه ✍ .👇