گزارش داستان بازی دهه فجر
مدرسه عبدالمطلب
کلاس پنجمی ها
شنبه بعد از جلسه مادر مدرسه با عاطفه جان و نماینده ی کلاس پسرم رفتیم مدرسه،،
با مدیر صحبت کردیم،موافق بود،و گفتن بیاین برا کل مدرسه اجراکنین،
ما تصمیم گرفتیم اول برا کلاس خودمون اجراکنیم،اگر خوب بود،برا کل مدرسه اجراکنیم🍀
تقسیم کار کردیم،
عاطفه جان بااینکه همون روز باید کلی بسته پستی اماده میکرد،ولی طفلی یه طرف کار رو گرفت و من
طرف دیگش🌸
برای فردا باید اماده میشدیم،
خیلی نگران بودیم که ممکنه نرسیم،
ولی یه چیزی ته دلم میگفت،کار رو به امام حسین بسپر،
اخه تولد امام حسین بود🎂
وای،همون روز باید مولودی میرفتم،
آخه چون مولودی خونه ی دوستم بود،و ایشون مربی مهد پسرم بودن،، به پسرم قول داده بودم ببرمش😅
رسیدم خونه ی مامانم ساعت ۱ بود،ناهار خوردم،توکل بر خدا مولودی رفتم،همونجا یه بارداستان رو از رو گوشی خوندم،
زودتر برگشتم خونه،وسایل هایی که برا داستان بازی نیاز بود رو اماده میکردم،
باید وسایلهای داستان بازی رو از دوستم میگرفتم،چند جا هم باید میرفتم بقیه وسایلها رو تهیه کنم🥲
مونده بودم چیکار کنم.
به پیشنهاد دخترم به یکی از فامیلا زنگ زدم و اومد دنبالم باهم رفتیم وسایلها رو گرفتیم،
تا اخر شب مشغول بودم،
یه بار هم با دخترم و پسرم تمرین کردیم🍎
صبح رفتم مدرسه با کلی وسیله،
نرگس خانم،عاطفه خانم،نماینده کلاس پسرم،یکی دیگه از مامانای پسرای کلاس ،تشریف اوردن ،تا با همراهی همدیگه داستان بازی رو پیش ببریم
بچه ها رو بردیم نمازخونه
خیلی کوچیک بود ولی ما مرد روزهای سختیم،کم نمیاریم🤓
بچه ها گروه بندی شدن،
شاه انتخاب شد،چقدر هم قشنگ رفته بود تو نقش خودش🥸
پسرم مرد خارجی بود،از قبل تمرین کرده بود،
خیلی خوب برگزارشد،
بچه ها که دوست نداشتن ابزارشون رو به خارجی بدن،مقاومت میکردن و میگفتن ما خودمون میتونیم بسازیم☺️
خلاصه داستان بازی با کلی هیاهو تموم شد،الحمدلله راضی بودیم🍀
نمازخونه رو با عاطفه جان تمیز کردیم و تحویل دادیم،در اخر به مناسبت تولد اقا اباعبدلله (ع) شکلات بین بچه ها تقسیم شد🍭🍭🍭
تشکر از خواهرای گلم که تلاش زیادی کردن👏👏👏
الّلهُـمَّـ؏جـِّللِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
♡| @madaraneh_sbz99
#جوانه_حضرت_رقیه_س
#اسفند_۱۴۰۳
این دورهمی از جوانه حضرت رقیه س،به پخت کوکی به نفع جبهه مقاومت گذشت...
ایندفعه بیشتر از دفعات قبل سفارش گرفته بودیم.
ازونجایی که برای پخت نیاز به فر داشتیم باید میرفتیم خونه کسی که فر داشته باشن،
توی گروه که اعلام شد کی میتونه میزبان بشه،
یکی از اعضای گروه با اینکه دو شیفت سرکار میره و بچه کوچیک هم داره با روی باز ازمون استقبال کرد 😍
کنار شیرین بازی های بچه ها، کوکی ها رو پختیم، وزن کردیم و بسته بندی کردیم.
خدا کنه ذره ای ریا و ناخالصی توی نفس کارمون نباشه🥺
و با این کارهای کوچیک یه قدم به ظهور نزدیک بشیم ان شاءالله 🥺
#جوانه_حضرت_رقیه_س
#اسفند_۱۴۰۳
الّلهُـمَّـ؏جـِّللِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
♡| @madaraneh_sbz99
May 11
27.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ معرفی تولیدات و محصولات "بازارچه مادرانه سبزوار"
دستی که میسازد، دلی که میتپد برای ایران 🇮🇷
#بازارچه_مادرانه ۱۴۰۳
الّلهُـمَّـ؏جـِّللِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
♡| @madaraneh_sbz99
مادَرانه سَبزِوار
جمعه یکی به آخر سال است و اولین جمعه ماه مبارک رمضان؛ کرکره گروه مجازی مادرانه مرکزی چند روزیه پایین کشیده شده اما ندبه های مادری هنوز به قوت خودش باقیست .
سحر روز جمعه است به عشق حضور در مراسم ندبه و از ترس اینکه خواب نمونم بعد از اذان صبح نخوابیدم .
وارد منزل میزبان که شدم پخش صوت دعای ندبه هم آغاز شد .
مدت ها بود توفیق شرکت در دعای ندبه رو پیدا نکرده بودم و مانند تشنه ای که به چشمه ای رسیده فراز به فراز دعا رو به مثابه ی آب خنک و گوارا سرمیکشیدم و واقعا چقدر این دعای ندبه جامع و کامل است در عین اینکه یک مستند تاریخی است که بازخوانی واقعیت هایی از صدر اسلام میپردازد ،دریچه ای هم به سوی فرجام و عاقبت کار دنیا برایمان باز میکند و چه زیبا و عارفانه و عاشقانه و عاقلانه باب نجوا با امام عصر رو به روی ما میگشاید و به نظرم امکان ندارد که خواننده دعا با توجه به معانی این دعا رو بخواند و اشکش سرازیر نشود و قلبش نسبت به امامش به تلاطم نیفتد .
خلاصه دعا رو در بین اشک و آه ندبه خوانان روزه دار خواندیم و درپایان هم دعای فرج و نیز دم پایانی روضه های مقاومت که مثه همیشه با دم گرم مادران هم خوانی شد و نجوایی دعا گونه و زیبا و پرمفهوم برای اوضاع این روزهای ما :هر گوشه ی دنیا اگر صحرای کربلاست
راه خمینی راه سرخ کربلای ماست
... یا رب من و اهل مرا ثابت قدم بدار دریاری دین تو و در فتنه و غبار ...
دست من ودامان تو ؛ای منجی بشر در زمره یاران خود نام مراببر🤲🤲
در پایان مراسم گرچه سفره صبحانه به رسم همیشه پهن نشد اما نان روغنی هایی که صاحبخانه محترم تدارک دیده بودن همراه ندبه خوانان شد تا سفره های افطارشان را متبرک کند .
خدا قبول کنه ازشون ان شاالله 🤲
در آخرین مرحله مراسم دعای ندبه هم به نظرم واقعا شمه ای از جامعه بعد از ظهور به منصه ظهور میرسه و آن هم این است که کسی نگران نداشتن وسیله و یا گرفتن اسنپ نیست چون یقین داره که خواهران ایمانی داره که حاضرند وقت بذارند و مسافرهای بی وسیله رو بی هیچ چشمداشتی به مقصدشان برسانند.
خدا به این راننده های مومنه هم توفیق روز افزون برای خدمت در راه اسلام و یاری امام زمان بده ان شاالله 🤲
#گزارش
#دعای_ندبه
#اسفندماه
الّلهُـمَّـ؏جـِّللِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
♡| @madaraneh_sbz99
مادَرانه سَبزِوار
#گزارش
#دعای_ندبه ۲۴ اسفند
من و این ندبه ها الحمدلله
من ویاد شما الحمدلله
با صدای زنگ تلفن دوست مهربانم بیدار شدم و آماده ی رفتن به یک ندبه ی عاشقی دیگه.
آخرین جمعه ی سال و آخرین ندبه ی ۱۴۰۳.
همراه یکی از عزیزان دیگه که به گفته ی خودشون بعد از سه ماه قسمتشون شده بود تو دعا شرکت کنند به محل دعا رسیدیم.
دعای عهد در حال پخش شدن بود.
بعد از تمام شدن دعای عهد با همه ی مادران روزه دار و مشتاق و حتی کوچولو های جلسه دعای ندبه رو زمزمه کردیم.
نوای روضه ی دلنشین حاج مهدی رسولی و غم دوری از امید غریبان عالم چشمهای همه رو بارونی کرده بود.
ای صاحب العصر والزمان بی تو این شب و روزهای روی تقویم بی معنی است کی می شود بیایی و رنگ روزهای تیره و تارمان رو روشن کنی!!
همخوانی دعای فرج و دم پایانی که تمام شد نشستیم پایصحبت های خانم قریشی عزیز.
در مورد کتاب راه رشد که کتاب در حال مطالعه ی واحد مطالعه بود توضیح دادند.
البته مختصری هم در مورد روند جمع خوانی کتاب و کتابهایی که در واحد مطالعه مادرانه خوانده شد بیان کردند.
کتاب در حال مطالعه کتاب راه رشد آیت الله حائری شیرازی رحمه الله علیه هست که در این کتاب تجربیات تربیتی این عالم بزرگوار ذکر شده است.
نکته ی قابل توجه این بود که گفتند آیت حائری بر اثر عنایات خاصی که خداوند بهشون داشتن در بحث تربیت نگاه ویژه و مخصوصی پیدا کردند.
فصل اول کتاب در مورد این صحبت شده که به تربیت باید به جنبه ی همگانی توجه کنیم و اون رو محدود به فرزند و کودکان نکنین.یعنی نکاتی که در کتاب بیان شده در ابتدا به جهت تربیت خود ماست و بعد برای کودکان یا دیگران.
واین که مباحث تربیتی رو از منظر اسلام بهش پرداختند.
در فصل های بعد هم به مختار بودن انسان در بحث تربیت اشاره شد.
بعد از سخنرانی هم صاحبخانه ی عزیز با نون روغنی و شکلات ازمون پذیرایی کردند و ما هم راهی خونه هامون شدیم.🌷🌷
الّلهُـمَّـ؏جـِّللِوَلیِّـڪَ الفــَرج🌿
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
♡| @madaraneh_sbz99
مادَرانه سَبزِوار
.
گلبرگهای جمهوریت
ما فرزندان همان امامی هستیم که گفت؛ جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر.
برای خوشآمد این دسته و آن جناح هم نگفت. اعتقاد قلبیاش بود که مردم محور حکومت اسلامی هستند. درست مثل نگاهی که رهبری به مردم دارد؛ چه پای سیاست وسط باشد چه اقتصاد چه فرهنگ.
همین اعتقاد داشتن به مردم بود که سال ۱۴۰۰ ما را کشاند وسط میدان.
چادر سر کردیم و راه افتادیم توی کوچه و خیابانهای شهر تا مردم را بیاوریم پای حق مسلمشان.
حقی که دشمن خارجی یک جور فضا را علیهاش بحرانی کرده بود و دوست نادان داخلی یک جور دیگر.
چهل روز نشستیم به گفتوگو؛ از نقش مردم، دسیسه دشمن، جمهوریت و مشارکت گفتیم.
کی و کجا آنقدر، رشد میگذارد توی دامن آدم.
اصلا جمهوریت خودش یک پا خدمات متقابل است.
تو به عنوان عضوی از جامعه به تکاپو میافتی تا انتخاب کنی و حکومت اسلامی هم با حرکت و تلاش تو، گل از گلاش میشکفد، نو نوارتر میشود.
بیخود نبود که امام گفت: «۱۲فروردین نخستین روز حکومتالله است.» روزی که جمهوریتی مامور به اجرای امر الهی و گسترش دیناش روی زمین میشوند برایش قیام میکنند؛ قیاملله.
ما مادران میدان جمهوری هم نیتمان را گذاشتیم قیاملله و چه کسی بهتر از فاطمه زهرا سلام الله علیها بود که بهش اقتدا کنیم و برویم جلو.
نذری بپزیم، دعا بخوانیم، جلسه بگذاریم، بروشور درست کنیم تا اندکی گرد و غبارها از جلوی چشم مردم کنار برود، مسیر درست از غلط بهتر معلوم شود.
مردمی که دلمان نیامد حتی روز رونمایی کتاب هم قیدشان را بزنیم. نمی خواستیم خودمان تنهایی پرده از قاب کتاب، برداریم.
جمع شدیم و اینبار جمهوریت را ریختیم توی گلبرگهای گل.
دانه دانه برگهای گل را جدا کردیم و آدمها به صف شدند تا گلبرگها را بچسبانند روی ماکت رونمایی کتاب. بعد استامپ آوردیم و جای امضا، هرکس یک اثرانگشت گذاشت پای ماکت.
انگشتها اثرش را روی صفحه میگذاشت و ما دم پایانی روضههای مقاومتمان را زمزمه میکردیم.
ما، مادرانِ روضهیِ پربرکتِ توایم
ما، باغبانِ انقلاب و نهضتِ توایم
با روضههای خانگی ما جان گرفتهایم
رزقِ دعا و گریه و ایمان گرفتهایم
از غصهی دوری تو بر لب رسیده جان
عجل علی ظهورک یا صاحبالزمان
قطره به قطره دست یکدیگر گرفتهایم
دریا شدیم و موج و طوفان آفریدهایم
هر گوشهی دنیا اگر صحرای کربلاست
راه خمینی، راه سرخ کربلای ماست
از غصهی دوری تو بر لب رسیده جان
عجل علی ظهورک یا صاحبالزمان
آقا! من و اهلِ مرا، ثابتقدم بدار
در یاریِ دین تو و در فتنه و غبار
دست من و دامان تو، ای منجی بشر!
در زمرهی یاران خود، نام مرا ببر
.
#مادران_میدان_جمهوری
#روز_جمهوری_اسلامی
https://eitaa.com/madaranemeidan
هدایت شده از واحد خواهران حسینیه هنر سبزوار
85.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥گفتوگو با مریم برزویی؛ نویسنده کتاب «مادران میدان جمهوری» در برنامۀ گفتگوی سیمای خراسان رضوی به مناسبت ۱۲ فروردین، روز جمهوری اسلامی ایران 🇮🇷
🚩 به کانال #واحد_خواهران_حسینیه_هنر_سبزوار بپیوندید:
🆔 @hhonarkh