سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#عید_فطر
دردا که ماه رحمت حق باز هم گذشت
با آن که لحظه لحظه او مغتنم گذشت
درهای مغفرت به روی ما گشوده بود
مهمانی خدا به وسعت جود و کرم گذشت
شبهای قدر او چه قدر با شکوه بود
ساعات غرق عفو گنه دم به دم گذشت
بر خرمن گناه من آتش کشید دوست
با آن که دید معصیتم از رقم گذشت
دست مرا گرفت خدا و نجات داد
وقتی ز پا فتادم و آب از سرم گذشت
ای دل به هوش باش پس از ماه مغفرت
ماهی که میزدند گنه را قلم گذشت
هر کس نبُرد بهره از این چشمه زلال
باور کنید زندگیش در عدم گذشت
در عید فطر خوان کرم چیده میشود
گر ماه رحمت و کرم ذوالکرم گذشت
یا رب به وصل دوست سروری به ما ببخش
این روزهای هجر که با درد و غم گذشت
همسایه رضاست «وفائی» و میسرود
اوقات خوب ما همه در این حرم گذشت
🔸شاعر:
#سیدهاشم_وفائی
________________________
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#وفات_سیدالکریم
عبد خدای بود و مقامش عظیم بود
از نسل خاندان امامی کریم بود
در مکتب فضیلت و تقوا فهیم بود
پرهیزگار و عابد و زاهد ، حکیم بود
محبوب پیشگاه خدای علیم بود
در عمرخویش صاحب طبعی سلیم بود
دست نوازشی به سر هر یتیم بود
اخلاق او لطیف تر از هر نسیم بود
زیرا صراط زندگی اش مستقیم بود
درسایه امید و ولایت مقیم بود
هر گل که دیده ایم به ناز و نعیم بود
این بوستان عشق بهشتی شمیم بود
هر کس که زائرحرم این کریم بود
نام گرامیش اگر عبدالعظیم بود
گر از کرامتش همه کس فیض می برد
عطرحدیث آل رسول از لبش چکید
تنها نبود پیک خوش الحان باغ عشق
آموخت درس بندگی از اهلبیت نور
غیر از خدا نداشت نیازی به هیچ کس
لبخند مهربانی و گرمش چو آفتاب
گل سیرتان عشق به مدحش سروده اند اند
پیوسته او به منزل مقصود می رسید
هفتاد و نُه بهار ز عمرش گذشت و باز
در گلشن همیشه بهار حریم او
هر کس که رو نمود بر این آستانه گفت
پروانه بهشت بدستش دهد خدا
عبد حقیر اوست « وفایی» اگر چه باز
دل در جوار حضرت عبدالعظیم بود
🔸شاعر:
#سیدهاشم_وفائی
___________________
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#وفات_سیدالکریم
عبد خدای بود و مقامش عظیم بود
از نسل خاندان امامی کریم بود
در مکتب فضیلت و تقوا فهیم بود
پرهیزگار و عابد و زاهد ، حکیم بود
محبوب پیشگاه خدای علیم بود
در عمرخویش صاحب طبعی سلیم بود
دست نوازشی به سر هر یتیم بود
اخلاق او لطیف تر از هر نسیم بود
زیرا صراط زندگی اش مستقیم بود
درسایه امید و ولایت مقیم بود
هر گل که دیده ایم به ناز و نعیم بود
این بوستان عشق بهشتی شمیم بود
هر کس که زائرحرم این کریم بود
نام گرامیش اگر عبدالعظیم بود
گر از کرامتش همه کس فیض می برد
عطرحدیث آل رسول از لبش چکید
تنها نبود پیک خوش الحان باغ عشق
آموخت درس بندگی از اهلبیت نور
غیر از خدا نداشت نیازی به هیچ کس
لبخند مهربانی و گرمش چو آفتاب
گل سیرتان عشق به مدحش سروده اند اند
پیوسته او به منزل مقصود می رسید
هفتاد و نُه بهار ز عمرش گذشت و باز
در گلشن همیشه بهار حریم او
هر کس که رو نمود بر این آستانه گفت
پروانه بهشت بدستش دهد خدا
عبد حقیر اوست « وفایی» اگر چه باز
دل در جوار حضرت عبدالعظیم بود
🔸شاعر:
#سیدهاشم_وفائی
_______________________
╭════•🍁•════╮
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
اینستاگرام
Www.instagram.com/kanonmadahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#استقبال_ازماه_محرم #محرم
وقتی كه هستی از غم او دم گرفته است
وقتی كه آسمان و زمين غم گرفته است
وقتی كه دل هوای محرّم گرفته است
باذكرياحسين نفس تازه می كنيم
وقتی كتاب عاطفه تفسير مي شود
وقتی كه اشك ديده سرازير مي شود
«وقتی هوای روضه نفس گيرمي شود
باذكرياحسين نفس تازه مي كنيم»1
وقتي كه دل چوغنچه ی پژمرده می شود
وقتي شميم درد دل آزرده می شود
وقتی كه نام كرب وبلا بُرده می شود
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
ای آن كه عشق خيمه زده درسرای تو
دين سربلند گشته به زير لوای تو
ما در كنار ساحل امن ولای تو
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
اي گوهر ولايت تو آبروی ما
نام هميشه سبز تو شد گفتگوی ما
هرگه نسيم ياد توآيد به سوی ما
باذكرياحسين نفس تازه می كنيم
چون غم شرر به سينه ی دلتنگ می زند
اشك عزا به چهره ی ما رنگ می زند
بغض غمت به حنجره ها چنگ می زند
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
عمری زسينه ناله ی جانكاه می كشيم
خوناب اشك از دل آگاه می كشيم
هرگه به ياد لعل لبت آه می كشيم
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
جانم فدای آن گُل بی آب و باغبان
در زير تازيانه ی دشمن نفس زنان
می گفت زیر لب به تمام حسینیان
باذكر ياحسين نفس تازه مي كنيم
زينب كه درصبوری و شوكت پديده است
در زیر بار کوه غم تو خميده است
می گفت هر زمان نفس مابريده است
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
بعداز هزار سال نوای تو می رسد
عطر شرف زكرب وبلای تو می رسد
وقتی ز روی نيزه صدای تو می رسد
باذكر ياحسين نفس تازه مي كنيم
ای آن كه دست توست همه اختيار عشق
هنگام انتقام شما ، شهريار عشق
فريادمی زند به صف كارزار عشق
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
عمری است چون«وفایی» غرق محبّتت
داريم روی سينه مدالی زخدمتت
ما درميان بارش باران رحمتت
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
*وقتی هوای روضه نفس گیر می شود
با روضۀ حسین نفس تازه می کنم
رضا جعفری
🔸شاعر:
#سیدهاشم_وفائی
__________________________
╭════•🍁•════╮
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
اینستاگرام
Www.instagram.com/kanonmadahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#استقبال_ازماه_محرم #محرم
وقتی كه هستی از غم او دم گرفته است
وقتی كه آسمان و زمين غم گرفته است
وقتی كه دل هوای محرّم گرفته است
باذكرياحسين نفس تازه می كنيم
وقتی كتاب عاطفه تفسير مي شود
وقتی كه اشك ديده سرازير مي شود
«وقتی هوای روضه نفس گيرمي شود
باذكرياحسين نفس تازه مي كنيم»1
وقتي كه دل چوغنچه ی پژمرده می شود
وقتي شميم درد دل آزرده می شود
وقتی كه نام كرب وبلا بُرده می شود
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
ای آن كه عشق خيمه زده درسرای تو
دين سربلند گشته به زير لوای تو
ما در كنار ساحل امن ولای تو
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
اي گوهر ولايت تو آبروی ما
نام هميشه سبز تو شد گفتگوی ما
هرگه نسيم ياد توآيد به سوی ما
باذكرياحسين نفس تازه می كنيم
چون غم شرر به سينه ی دلتنگ می زند
اشك عزا به چهره ی ما رنگ می زند
بغض غمت به حنجره ها چنگ می زند
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
عمری زسينه ناله ی جانكاه می كشيم
خوناب اشك از دل آگاه می كشيم
هرگه به ياد لعل لبت آه می كشيم
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
جانم فدای آن گُل بی آب و باغبان
در زير تازيانه ی دشمن نفس زنان
می گفت زیر لب به تمام حسینیان
باذكر ياحسين نفس تازه مي كنيم
زينب كه درصبوری و شوكت پديده است
در زیر بار کوه غم تو خميده است
می گفت هر زمان نفس مابريده است
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
بعداز هزار سال نوای تو می رسد
عطر شرف زكرب وبلای تو می رسد
وقتی ز روی نيزه صدای تو می رسد
باذكر ياحسين نفس تازه مي كنيم
ای آن كه دست توست همه اختيار عشق
هنگام انتقام شما ، شهريار عشق
فريادمی زند به صف كارزار عشق
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
عمری است چون«وفایی» غرق محبّتت
داريم روی سينه مدالی زخدمتت
ما درميان بارش باران رحمتت
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
*وقتی هوای روضه نفس گیر می شود
با روضۀ حسین نفس تازه می کنم
رضا جعفری
🔸شاعر:
#سیدهاشم_وفائی
__________________________
╭════•🍁•════╮
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
اینستاگرام
Www.instagram.com/kanonmadahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#استقبال_ازماه_محرم #محرم
وقتی كه هستی از غم او دم گرفته است
وقتی كه آسمان و زمين غم گرفته است
وقتی كه دل هوای محرّم گرفته است
باذكرياحسين نفس تازه می كنيم
وقتی كتاب عاطفه تفسير مي شود
وقتی كه اشك ديده سرازير مي شود
«وقتی هوای روضه نفس گيرمي شود
باذكرياحسين نفس تازه مي كنيم»1
وقتي كه دل چوغنچه ی پژمرده می شود
وقتي شميم درد دل آزرده می شود
وقتی كه نام كرب وبلا بُرده می شود
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
ای آن كه عشق خيمه زده درسرای تو
دين سربلند گشته به زير لوای تو
ما در كنار ساحل امن ولای تو
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
اي گوهر ولايت تو آبروی ما
نام هميشه سبز تو شد گفتگوی ما
هرگه نسيم ياد توآيد به سوی ما
باذكرياحسين نفس تازه می كنيم
چون غم شرر به سينه ی دلتنگ می زند
اشك عزا به چهره ی ما رنگ می زند
بغض غمت به حنجره ها چنگ می زند
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
عمری زسينه ناله ی جانكاه می كشيم
خوناب اشك از دل آگاه می كشيم
هرگه به ياد لعل لبت آه می كشيم
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
جانم فدای آن گُل بی آب و باغبان
در زير تازيانه ی دشمن نفس زنان
می گفت زیر لب به تمام حسینیان
باذكر ياحسين نفس تازه مي كنيم
زينب كه درصبوری و شوكت پديده است
در زیر بار کوه غم تو خميده است
می گفت هر زمان نفس مابريده است
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
بعداز هزار سال نوای تو می رسد
عطر شرف زكرب وبلای تو می رسد
وقتی ز روی نيزه صدای تو می رسد
باذكر ياحسين نفس تازه مي كنيم
ای آن كه دست توست همه اختيار عشق
هنگام انتقام شما ، شهريار عشق
فريادمی زند به صف كارزار عشق
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
عمری است چون«وفایی» غرق محبّتت
داريم روی سينه مدالی زخدمتت
ما درميان بارش باران رحمتت
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
*وقتی هوای روضه نفس گیر می شود
با روضۀ حسین نفس تازه می کنم
🔸شاعر:
#سیدهاشم_وفائی
╭════•🍁•════╮
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
اینستاگرام
Www.instagram.com/kanonmadahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#استقبال_ازماه_محرم #محرم
وقتی كه هستی از غم او دم گرفته است
وقتی كه آسمان و زمين غم گرفته است
وقتی كه دل هوای محرّم گرفته است
باذكرياحسين نفس تازه می كنيم
وقتی كتاب عاطفه تفسير مي شود
وقتی كه اشك ديده سرازير مي شود
«وقتی هوای روضه نفس گيرمي شود
باذكرياحسين نفس تازه مي كنيم»1
وقتي كه دل چوغنچه ی پژمرده می شود
وقتي شميم درد دل آزرده می شود
وقتی كه نام كرب وبلا بُرده می شود
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
ای آن كه عشق خيمه زده درسرای تو
دين سربلند گشته به زير لوای تو
ما در كنار ساحل امن ولای تو
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
اي گوهر ولايت تو آبروی ما
نام هميشه سبز تو شد گفتگوی ما
هرگه نسيم ياد توآيد به سوی ما
باذكرياحسين نفس تازه می كنيم
چون غم شرر به سينه ی دلتنگ می زند
اشك عزا به چهره ی ما رنگ می زند
بغض غمت به حنجره ها چنگ می زند
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
عمری زسينه ناله ی جانكاه می كشيم
خوناب اشك از دل آگاه می كشيم
هرگه به ياد لعل لبت آه می كشيم
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
جانم فدای آن گُل بی آب و باغبان
در زير تازيانه ی دشمن نفس زنان
می گفت زیر لب به تمام حسینیان
باذكر ياحسين نفس تازه مي كنيم
زينب كه درصبوری و شوكت پديده است
در زیر بار کوه غم تو خميده است
می گفت هر زمان نفس مابريده است
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
بعداز هزار سال نوای تو می رسد
عطر شرف زكرب وبلای تو می رسد
وقتی ز روی نيزه صدای تو می رسد
باذكر ياحسين نفس تازه مي كنيم
ای آن كه دست توست همه اختيار عشق
هنگام انتقام شما ، شهريار عشق
فريادمی زند به صف كارزار عشق
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
عمری است چون«وفایی» غرق محبّتت
داريم روی سينه مدالی زخدمتت
ما درميان بارش باران رحمتت
باذكر ياحسين نفس تازه می كنيم
*وقتی هوای روضه نفس گیر می شود
با روضۀ حسین نفس تازه می کنم
🔸شاعر:
#سیدهاشم_وفائی
╭════•🍁•════╮
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
اینستاگرام
Www.instagram.com/kanonmadahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#دروازه_کوفه #حضرت_زینب
بر خاک کربلاست اگر پیکر حسین
امشب رسیده است به کوفه سرحسین
ای آسمان بنال که از ظلم کوفیان
خاکستر تنور شده بستر حسین
سرخ است گرکه خاک ز خون گلوی او
خاکستری شده ست رخ انور حسین
امشب شب زیارت و شام عزا بُود
بنشسته در محیط غمش مادر حسین
آهسته تر بنال دل من، که فاطمه
احیاگرفته است کنار سرحسین
خون از لبان اطهر او پاک می کند
گلبوسه می زند به رخ اطهر حسین
خوناب می کند به روی خاک غم روان
اشکی که می چکد به روی حنجر حسین
در محفل غمی که به پا کرده فاطمـه
خالی ست جای خواهر غمپرور حسین
پرپر شده ست گرچه«وفائی»وجود او
شاداب مانده است گل باور حسین
🔸شاعر:
#سیدهاشم_وفائی
______________
╭════•🍁•════╮
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
اینستاگرام
Www.instagram.com/kanonmadahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
بسمالله الرحمن الرحیم
#امام_باقر_ع_مدح
#سیدهاشم_وفائی
▶️
بیا به پای دل خود سفر کنیم امشب
ز کوچه های مدینه گذر کنیم امشب
خدا به زین عبادش عطیه ای بخشید
بیا تمام جهان را خبر کنیم امشب
بیا سلام و درود و تهیت خود را
نثار این پدر و این پسر کینم امشب
در آسمان ولا مهر و مه هم آغوشند
بیا نظاره شمس و قمر کنیم امشب
دگر به دیدن باغ بهشت حاجت نیست
اگر به باغ ولایت نظر کنیم امشب
برای این که بگیریم عیدی از زهرا
سزد ارادت خود بیشتر کنیم امشب
بپاس مقدم دریا شکاف علم و کمال
ز اشک شوق نثارش گهر کنیم امشب
شب ولادت او در مدینه جشنی نیست
بیا زغربت او دیده تر کنیم امشب
تمام فرصت ما وقف خدمت بر اوست
چه حاجت است که کار دگر کنیم امشب
اگر که چشمه ای از معرفت شود پیدا
نهال مهر ورا بارور کنیم امشب
کنار خرمنی از عشق او بیا بنشین
که فکر توشه راه سفر کنیم امشب
بگو به خلق (وفائی) ز جای برخیزد
لباس خدمت بر او به بر کنیم امشب
⏹
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/maddahanesf
سروش
http://sapp.ir/maddahanesf
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
بله
https://ble.im/maddahanesf
گپ
https://gap.im/maddahanesf
اینستاگرام
Www.instagram.com/maddahanesf
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
#عید_فطر
دردا که ماه رحمت حق باز هم گذشت
با آن که لحظه لحظه او مغتنم گذشت
درهای مغفرت به روی ما گشوده بود
مهمانی خدا به وسعت جود و کرم گذشت
شبهای قدر او چه قدر با شکوه بود
ساعات غرق عفو گنه دم به دم گذشت
بر خرمن گناه من آتش کشید دوست
با آن که دید معصیتم از رقم گذشت
دست مرا گرفت خدا و نجات داد
وقتی ز پا فتادم و آب از سرم گذشت
ای دل به هوش باش پس از ماه مغفرت
ماهی که میزدند گنه را قلم گذشت
هر کس نبُرد بهره از این چشمه زلال
باور کنید زندگیش در عدم گذشت
در عید فطر خوان کرم چیده میشود
گر ماه رحمت و کرم ذوالکرم گذشت
یا رب به وصل دوست سروری به ما ببخش
این روزهای هجر که با درد و غم گذشت
همسایه رضاست «وفائی» و میسرود
اوقات خوب ما همه در این حرم گذشت
🔸شاعر:
#سیدهاشم_وفائی
____________________________
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/maddahanesf
سروش
http://sapp.ir/maddahanesf
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
بله
https://ble.im/maddahanesf
گپ
https://gap.im/maddahanesf
اینستاگرام
Www.instagram.com/maddahanesf
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
#دروازه_کوفه #حضرت_زینب
بر خاک کربلاست اگر پیکر حسین
امشب رسیده است به کوفه سرحسین
ای آسمان بنال که از ظلم کوفیان
خاکستر تنور شده بستر حسین
سرخ است گرکه خاک ز خون گلوی او
خاکستری شده ست رخ انور حسین
امشب شب زیارت و شام عزا بُود
بنشسته در محیط غمش مادر حسین
آهسته تر بنال دل من، که فاطمه
احیاگرفته است کنار سرحسین
خون از لبان اطهر او پاک می کند
گلبوسه می زند به رخ اطهر حسین
خوناب می کند به روی خاک غم روان
اشکی که می چکد به روی حنجر حسین
در محفل غمی که به پا کرده فاطمـه
خالی ست جای خواهر غمپرور حسین
پرپر شده ست گرچه«وفائی»وجود او
شاداب مانده است گل باور حسین
🔸شاعر:
#سیدهاشم_وفائی
__________________
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/maddahanesf
سروش
http://sapp.ir/maddahanesf
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
بله
https://ble.im/maddahanesf
گپ
https://gap.im/maddahanesf
اینستاگرام
Www.instagram.com/maddahanesf
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
#مصائب_شام
دلم گرفته و جانم ز زندگی سیر است
هوای شام چرا اینقدر نفس گیر است
لباس عید به تن کرده اند مردم شام
فضای شهر چراغان و غرق تزویر است
نوای هلهلۀ مردمان همانندِ
صدای نیزه و تیر و صدای شمشیر است
ز بام ها ز چه باران سنگ می بارد
به سوی ما همه جا سیل غم سرازیر است
ز دست و پای گلی روی ناقه خون ریزد
حدیث غُربت او ناله های زنجیر است
چه غافلند که بر اشک و آه ما خندند
که در کمان دل خستگان همین تیر است
قسم به آیۀ ناب"لیِذهِبَ عَنکُم"
به روی نیزه سری از تبار تطهیر است
پی هدایت مردم ز روی نی آید
نوای قاری قرآن که غرق تفسیر است
به عرش دوست زده تکیه قدر ما، امّا
هنوز دشمن بیدادگر زمین گیر است
مس وجود «وفایی» اگر که آوردی
غبار درگه این آستانه اکسیر است
🔸شاعر:
#سیدهاشم_وفائی
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/maddahanesf
سروش
http://sapp.ir/maddahanesf
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
بله
https://ble.im/maddahanesf
گپ
https://gap.im/maddahanesf
اینستاگرام
Www.instagram.com/maddahanesf
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯