eitaa logo
کانون مداحان
28هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
23.9هزار ویدیو
228 فایل
کانون مداحان استان مرکز آموزش عمومی ، تخصصی و سطح عالی مداحی اهلبیت علیهم السلام خیریه فرهنگی ذاکرین امام حسین علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
در ماه صفر خون بدل زهرا شد موجی ز مصیبت زد و غم دریا شد مسموم حسن گشت و رضا در این مه دردانه حق .. فاطمه بی بابا شد
روزی دوبار دربِ بقیع باز می‌شود روزی دوبار گریه‌ات آغاز می‌شود روزی دوبار روضه‌ی تو: وا حسن....حسین ای وای بی حرم حسن و بی کفن حسین سهمِ دو چشمِ خیسِ شما خونِ تازه است روزی دوبار انیسِ شما خون تازه است این مهرِ مادرِ تو چه‌ها کرده بادلت یعنی که آب شعله به پا کرده با دلت دیدی که آب با جگر فاطمه چه کرد دیدی که آب با پسرِ فاطمه چه کرد تقصیرِ آب شد دل زهرا شراره شد تقصیر آب شد دو جگر پاره پاره شد از کوزه آب تا که حسن خورد آب شد وای از حسین آب نخورد و کباب شد بعدِ حسین بعدِ حسن سربزیر آب می‌سوزد آنقدر که شود چون کویر آب از آن به بعد آب فرودست می‌رود روزی هزار مرتبه از دست می‌رود از آن به بعد زیرِ سرِ آب آتش است فهمیده‌ام که در جگر آب آتش است سیراب می‌کند همه را ، تشنه است خود شرمنده است فاطمه را ، تشنه است خود پیش حسین بغضِ قدیمِ حسن شکست در بینِ خانه قلبِ کریمِ حسن شکست الماس ریزه‌ها جگرش را دو نیم کرد یک ضربِ دست امام حسن را یتیم کرد از سینه داغِ روز و شبش ریخت روی طشت دیدی جگر زِ کنج لبش ریخت روی طشت خونش نه ، پاره پاره زِ لبها جگر چکید بر طشت نه به دامنِ زهرا جگر چکید زینب رسید و گفت که ای وای مادرم "آیا تویی برادر من نیست باورم" در کربلا به خیمه نیامد عمویِ آب از مَشکِ پاره ریخت زمین آبرویِ آب مجبور شد به خاطرِ آب التماس کرد رو زد برای طفلِ رُباب التماس کرد بودند دیو و دَد همه سیرابِ آب حیف مَشکی نبود تا که نسوزد رُباب حیف با التماس گفت عزیزم علی بمان از آب هم مضایقه کردند کوفیان اما چه زود آب دوباره شراره شد دیدی که وقتِ گریه‌ی زهرا دوباره شد شد بازهم بساط غمش جور وایِ من شد آب زهر و زهر شد انگور وایِ من انگور شعله شد جگرش را به هم که ریخت آه از دلش که بیشترش را به هم که ریخت هِی بر زمین نشت نشد چاره ایستاد ای وای من که با جگرِ پاره ایستاد آه ای کبود بال و پَرَت را زمین نزن پیش جوادِ خویش سرت را زمین نزن ... گفتم که اشک از چه چنین رنگ و بو گرفت گفتی زِ چشم گریه کنان آبرو گرفت روزی دوبار درب بقیع باز می‌شود روزی دوبار گریه‌ات آغاز می‌شود 🔻مقدمتان را به این کانال 15 هزار نفری ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
ای سفره‌دارِ شهر کرم‌دارها حسن هستند خادم تو حرم‌دارها حسن تو‌ در جمل امیر علمدارها حسن غم می‌بری ز صورتِ غم‌دارها حسن در آسمانِ چشم سیاهت هوایی‌ام شکر خدا ز روز ازل مجتبایی‌ام از راه دور، دست تمنا گرفته‌ایم عمری‌ست در حریم تو مأوا گرفته‌ایم دستانِ خویش، سوی تو بالا گرفته‌ایم هرچه گرفته‌ایم، ز زهرا گرفته‌ایم بیهوده نیست آبروی رفته می‌خَرَند فرزندها ز مادرشان ارث می‌برند چشمان ما به سوی درِ بسته‌ی بقیع بُغضی‌ست در گلویِ درِ بسته‌ی بقیع سر می‌نَهیم رویِ درِ بسته‌ی بقیع گریه شده وضویِ درِ بسته‌ی بقیع ای کاش پرچمی سرِ این قبر می‌زدیم با گریه شبنمی سرِ این قبر می‌زدیم قربان آن جگر که چهل سال پاره بود زخمی از آن شکستگیِ گوشواره بود در کوچه‌ها فقط پیِ یک راهِ چاره بود با ماه رفته بود و عصایِ ستاره بود چون کوچه تنگ بود، کسی در برابرش بگذاشت‌ پا به چادر و رد شد ز مادرش آهسته‌تر قدم بزن ای مردِ کوچه‌ها بشکن سکوتِ بی کسی و سردِ کوچه‌ها مویت سپید کرده دگر دردِ کوچه‌ها یادت نرفته خنده‌ی نامردِ کوچه‌ها دیدی ز مالیات، مغیره معاف شد! این‌ها سپاسِ شدتِ ضربِ غلاف شد! لعنت به هر کسی که تو را بد صدا زده زخمِ زبان به سینه‌ی درد‌آشنا زده صبر تو طعنه بر همه‌ی انبیا زده صلحِ تو ریشه‌ی همه‌ی فتنه را زده آری چکیده‌ی علی و مصطفی تویی بنیان‌گذار نهضتِ کربُبلا تویی با زهرِ همسرت، جگرت ریخته به هم زهرا کجاست؟ مویِ سرت ریخته به هم تصویرهایِ چشم ترت ریخته به هم خانه دوباره در نظرت ریخته به هم بیرون بریز خون جگرهای خود حسن کمتر به پیش خواهرِ خود دست‌وپا بزن خونین دهن! ز کرببلا حرف می‌زنی از ماجرایِ رأس جدا حرف می‌زنی از نیزه‌هایِ بی سر و پا حرف می‌زنی از لشگری بدون حیا حرف می‌زنی گرچه بناتِ فاطمه در تاب و در تب‌اند شکر خدا محارمِ تو دورِ زینب‌اند... ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 15 هزار نفری ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
کسی که پشت لبخندش غمی آکنده از آه ست مرور روزهایش، روضه‌های تلخ و جانکاه ست ندارد گنبد و گلدسته و ایوان طلا؛ اما مسیر آسمان تا مرقدش بسیار کوتاه ست برایش دشت‌ها صحن و تمام آسمان گنبد چراغ روشنِ صحن و سرایش تا سحر ماه ست اگر مخفی ست قبر فاطمه، قبر حسن خاکی ست عزیز فاطمه با مادرش همواره همراه ست به دستان کریم اوست در عالم اگر خیری ست که لطف دیگران با منت و خواری و اکراه ست جذامی‌ها کنار او نشستند و جهان فهمید کرامت، گردی از دامانِ خاک‌آلود این شاه ست برای شادی زهرا بگو ذکر "حسن جان" را اگر توفیق می‌خواهی، فقط راهش همین راه ست به سمت روضه می‌گردد مسیر شعر و می‌دانم پریشان می‌شود قلبی که از این راز، آگاه ست * * * نمی‌گویم که در کوچه چه پیش آمد، تو هم بگذر فقط سر بسته می‌گویم که زهرا عصمت الله ست مپرس از من چه دید آنجا، فقط این درد را بشنو سپیدی‌های موی او، غمِ سیلیِ ناگاه ست ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 15 هزار نفری ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
کسی که پشت لبخندش غمی آکنده از آه است مرور روزهایش، روضه‌های تلخ و جانکاه ست ندارد گنبد و گلدسته و ایوان طلا؛ اما مسیر آسمان تا مرقدش بسیار کوتاه ست برایش دشت‌ها صحن و تمام آسمان گنبد چراغ روشنِ صحن و سرایش تا سحر ماه ست اگر مخفی ست قبر فاطمه، قبر حسن خاکی ست عزیز فاطمه با مادرش همواره همراه ست به دستان کریم اوست در عالم اگر خیری ست که لطف دیگران با منت و خواری و اکراه ست جذامی‌ها کنار او نشستند و جهان فهمید کرامت، گردی از دامانِ خاک‌آلود این شاه ست برای شادی زهرا بگو ذکر "حسن جان" را اگر توفیق می‌خواهی، فقط راهش همین راه ست به سمت روضه می‌گردد مسیر شعر و می‌دانم پریشان می‌شود قلبی که از این راز، آگاه ست * * * نمی‌گویم که در کوچه چه پیش آمد، تو هم بگذر فقط سر بسته می‌گویم که زهرا عصمت الله ست مپرس از من چه دید آنجا، فقط این درد را بشنو سپیدی‌های موی او، غمِ سیلیِ ناگاه ست ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 15 هزار نفری ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
ای شورِ شوقِ نام تو، شیرین‌تر از همه ما درد محض و مِهر تو تسکین‌تر از همه دنیا و آخرت ز همه سربلندتر هر کس که هست پیش تو مسکین‌تر از همه هر سال کعبه دور سرت در طواف بود ای خاک پات، قُله‌ی زرین‌تر از همه یوسف‌ترین ستاره‌ی زهرا که بوده است؟! چشمان مهربان تو غمگین‌تر از همه "لا یومْ مثلَ یومِ حسین"از تو بوده لیک شد روضه‌های داغ تو سنگین‌تر از همه پیشانی بلند تو در ابتدای عمر از رنج کوچه‌ها شده پُر چین‌تر از همه شد کوچه‌ها برای تو کابوس کودکی لعنت به آن مُسبب ننگین‌تر از همه آه ای غریبِ فاطمه! تا قبل کوچه بود این گیسوی سفید تو مشکین‌تر از همه... ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 15 هزار نفری ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
آتشی بر جگر شعله‌ورش بود حسن شاهد آتشِ دل، چشمِ ترش بود حسن نفسش تنک می‌آمد، ز رمق می‌افتاد اگر از کوچه‌ی تنگی گذرش بود حسن داغ او را نه دوا بود به عالم، نه طبیب که فقط زهر ، شفای جگرش بود حسن مادر و کوچه و سیلی نرود از نظرش عمری آن منظره پیش نظرش بود حسن مثل مادر که تمنای اجل داشت و بس ز خدا مرگ، دعای سحرش بود حسن فخر دارد که دو سرباز حسین است ازو زآنکه عبدالَله و قاسم پسرش بود حسن دیدن صورت زیبای اباالفضل و حسین خوش‌تر از دیدن شمس و قمرش بود حسن کام او تلخ شد از جرعه‌ی آلوده به زهر آن شبِ تلخ که وقت سفرش بود حسن بر غم و محنت آن سوخته‌جان، سنگِ صبور خواهرش بود که نور بصرش بود حسن قاتل مادر خود دیدن و دم بر نزدن بدتر از زهر به کام و جگرش بود حسن چه دوا بود بمیرم که یکی جرعه‌ی زهر آب بر آتش داغ جگرش بود حسن گر چه بسیار رثا گفت غریبانه "یتیم" ناظر مرثیه در هر اثرش بود حسن ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 15 هزار نفری ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
گرچه بعد از غم تو، طی شده دورانی چند ما ندیدیم دراین شهر رفیقانی چند شهر من، نان مرا خورد و نمک‌گیر نشد هیچکس مثل من از زندگی‌اش سیر نشد حق مارا سر هر قِصه که می‌شد خوردند قاتل مادر من‌ را روی منبر بردند باخبر نیست در عالم کسی از حال حسن قنفذ از کوچه‌ی ما رد شد و خندید به من آن چهل مرد که آتش‌زن جنت بودند در صف اول هر وعده جماعت بودند شیرِ غرّان جمل بودم و تاوان دادم سال‌ها قبل درآن کوچه‌ی بد جان‌ دادم سوختن چاره‌ی این خسته‌ی غم‌پرور بود از عسل آتش این زهر گواراتر بود مادرم از دل آزرده‌ی من باخبر است "مرگ" از دیدن قنفذ به‌خدا خوب‌تر است مثل آن پهلوی زخمیِ گرفتار شده جگر پاره‌ی من پاره‌ی مسمار شده کاش ثانی، عوض فاطمه من‌ را می‌زد جای مادر لگدش را به تن ما می‌زد کاش می‌شد که به بالای سرم شب برسد خبر طشت مبادا که به زینب برسد چشم من تا دم مرگ‌ست به دنبالِ حسین روضه‌ی طشت کجا، روضه گودالِ حسین؟! ✍ و 🔻مقدمتان را به این کانال 15 هزار نفری ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
چه والاست با او مقام فقیر عجب با شکوه است نام فقیر به آب و غذا، "جود" محدود نیست حسن می‌شود هم‌کلام فقیر فقیر و غنی در نگاهش یکی‌ست بر او واجب است احترام فقیر کریمانه آغوش او باز بود به وقت جوابِ سلامِ فقیر گدایی بهانه‌ست تا لحظه‌ای رسد بوی او بر مشام فقیر همه زندگانی او بوده است به نامِ کریم و به کامِ فقیر عجب نیست گر یار مسکین شود پدر چون علی شد، پسر این شود... ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 15 هزار نفری ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
فى حَــديثٍ: ما رُئِىَ أَنَّ رَجُلاً دَفَعَ اِلَيْهِ رُقْعَةً فى حاجَةٍ [اِلاّأَجابَهُ] فَقالَ لَهُ: حاجَتُك مَقْضِيَّةٌ، فَقيلَ لَهُ يَا بْنَ رَسُولِ اللّه ِ، لَوْ نَظَرْتَ فى رُقْعَتِهِ ثُمَّ رَدَدْتَ الْجَوابَ عَلى قَدْرِ ذلِكَ، فَقالَ: أَخْشى أَن يَسْأَلَنىَ اللّه ُ عَنْ ذُلِّ مَقامِهِ بَيْنَ يَدَىَّ حَتّى أَقْرَءَ رُقْعَتَهُ. ترجمه: در حديثى آمده است: هرگز ديده نشد كه كسى به امام نامه‌اى در مورد حاجتى بدهد مگر اينكه حضرت جواب مى‌داد: حاجتت برآورده است. گفته شد: اى فرزند رسول خدا (ص)! كاش در نامه‌اش مى‌نگريستى و به اندازه حاجتش مى‌دادى، حضرت فرمود: مى‌ترسم خدا از من درباره مدت زمانى كه روبرويم خوار مى‌ايستد تا نامه‌اش را بخوانم، سؤال كند. 📚 نظم درر السمطين، ص 196 می‌شناسد چون گدا را از خودش بهتر کریم پیش خود دارد همیشه کیسه‌ای از زر کریم در تمام شهر، لطفش سفره‌داری می‌کند شعبه دارد بر سر هرکوچه و معبر کریم نه بگویی بخشش او شامل هر آشناست! به غریبه بیشتر داده‌ست بال و پر کریم بسکه بر روی گدایان باز بوده روز و شب گوییا اصلا ندارد خانه‌اش هم "در" کریم سائل از این خانه دستِ پُر به منزل می‌رود بی نیازش می‌کند از هر کسِ دیگر کریم "با کریمان کارها دشوار نه دشوار نیست" کار ما بیچاره‌ها افتاده امشب بر کریم ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 15 هزار نفری ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
میان هجمۀ غم‌ها اگر پناه ندارد حسین هست، نمی‌گویم او سپاه ندارد حسین مرهم زخم برادر است و غمی نیست زمانه حرمتشان را اگر نگاه ندارد حسین هست که سر روی شانه‌اش بگذارد حسین هست نیازی به تکیه‌گاه ندارد میان لشکر او مرد مانده؟ آه نمانده درون خانۀ خود یار دارد؟ آه ندارد زمانه تلخ‌ترین زهر را به کام حسن ریخت دلاوری که به جز ترک جنگ، راه ندارد کسی که صلح حسن را غلط شمرد، ندانست امام مفترض الطاعة اشتباه ندارد درید قلب حسین آن چنان ز داغ برادر که احتیاج به گودال قتلگاه ندارد ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 15 هزار نفری ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
وقتی میان کوچه سند پاره پاره شد چشمان غصّه‌دار فلک پُر ستاره شد ناموس کبریا وسط کوچه‌های تنگ محصور یک شقی‌صفتِ بدقواره شد تهمت زد و به دختر طاها دروغ بست داعیّه دارِ دین، پسرِ زشت کاره شد گفتند: گفت زود سند را بده به من گفتند: بعد از آن که ستم بی شماره شد_ با پنجه وسعت فدکش را وجب گرفت سیلی برای غصب فدک راه چاره شد پا زد که بارِ شیشه‌ی او را بیفکند اوّل نشد؛ ولی چو لگد زد دوباره، شد! چادر به پای مادر سادات، گیر کرد افتاد روی خاک و دلش پُر شراره شد گفتند: یک طرف زده سیلی؛ ولی حسن پیگیرِ جستجوی دو تا گوشواره شد ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 15 هزار نفری ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠