eitaa logo
مدح و متن اهل بیت
9.6هزار دنبال‌کننده
19.1هزار عکس
21.3هزار ویدیو
1.5هزار فایل
@Yas4321 ارتباط با ادمین @Montazer98745 ارتباط با مدیر
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از زهراسادات
اقاجان یاعلی اکبر سَلَّم الله لطف دستانت كَثَّر الله لقمه نانت عَوَضم کرد گوشه ى چشمت طَیِّب الله بر دو چشمانت من و غیر از شما مَعاذَ الله قَدَّسَ الله عشقِ سوزانت هرچه میخواستم دو چندان داد نَوَّرَ الله بِیت احسانت بَسكه مَمْسوسِ ذات، جلوه شدی قُل هو الله شد غزل خوانت حضرت مرتبط بذاتُ الله اَشهد اَنّك صِراطُ الله
هدایت شده از زهراسادات
خدا کند که جوانان زحقّ جدا نشوند به صحبت بد و بدخواه مبتلا نشوند سر عقيده خود پاى فشارند چو کوه بسان کاه زهر باد جابجا نشوند جوونهای گروه پیشاپیش روزتون مبارک
هدایت شده از زهراسادات
ای اهل سماوات بریزید سـتـاره میلاد محمّـد شده تکرار دوبــاره امـشـب هـمـه والشـمـس بخوانید از پــاره ی دل گــــــــــــل بفشانید میلاد حضرت علی اکبر و روز جوان مبارکباد
هدایت شده از miss_sadege
💠 از قــرآن بــپــرس 💠 🔰 بــعــضــے از انــســانــها ڪــه از آزمــونــهاے گــونــاگــونــے عــبــور ڪــرده‌انــد،گــاهے بــر ســر دوراهیــ‌ها فــرزنــد،ثــروت و قــدرت را بــر آرمــانــ‌ها و ارزشــهایــے ڪــه ســالــها از آن دفــاع ڪــرده‌انــد،تــرجــیــح مــیــ‌دهنــد.چــنــےنــافــرادے چــه ســرنــوشــتــے خــواهنــد داشــتــ⁉️ ✨ قــُلــْ إِن كَانــَ آبــَاؤُكُمــْ وَأَبــْنــَاؤُكُمــْ وَإِخــْوَانــُكُمــْ وَأَزْوَاجــُكُمــْ وَعــَشــِيرَ‌تــُكُمــْ وَأَمــْوَالــٌ اقــْتــَرَ‌فــْتــُمــُوهَا وَتــِجــَارَ‌ةٌ تــَخــْشــَوْنــَ كَســَادَهَا وَمــَســَاكِنــُ تــَرْ‌ضــَوْنــَهَا أَحــَبــَّ إِلــَيْكُم مــِّنــَ الــلــَّـهِ وَرَ‌ســُولــِهِ وَجــِهَادٍ فــِي ســَبــِيلــِهِ فــَتــَرَ‌بــَّصــُوا حــَتــَّىٰ يَأْتــِيَ الــلــَّـهُ بــِأَمــْرِ‌هِ ۗ وَالــلــَّـهُ لــَا يَهْدِي الــْقــَوْمــَ الــْفــَاســِقــِينــَ ﴿٢٤﴾ ✨ بــگــو:«اگــر پــدران و پــســران و بــرادران و زنــان و خــانــدان شــمــا و امــوالــى كه گــرد آورده‌ايد و تــجــارتــى كه از كســادش بــيمــنــاكيد و ســراهايى را كه خــوش مــى‌داريد،نــزد شــمــا از خــدا و پــيامــبــرش و جــهاد در راه وى دوســتــ‌داشــتــنــى‌تــر اســت،پــس مــنــتــظــر بــاشــيد تــا خــدا فــرمــانــش را [بهاجــرا در]آورد.»و خــداونــد گــروه فــاســقــان را راهنــمــايى نــمــى‌كنــد.(۲۴) 📕ســورهمــبــاركه تــوبــه – آيه 24
هدایت شده از زهراسادات
سه داستان زیبای سه ثانیه ای 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 1️⃣ روستاييان تصميم گرفتند براى بارش باران دعا كنند در روزيكه براى دعا جمع شدند تنها يك پسربچه با خود چتر داشت 👈این یعنی ایمان...😌 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 2️⃣ كودك يك ساله اى را تصور كنيد زمانيكه شما اورابه هوا پرت ميكنيد او ميخندد زيرا ميداند اورا خواهيد گرفت 👈اين يعنى اعتماد...☺️☺️ 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 3️⃣ هر شب ما به رختخواب ميرويم ما هيچ اطمينانى نداريم كه فردا صبح زنده برميخيزيم با اين حال هر شب ساعت را براى فرداكوك ميكنيم 👈 اين يعنى اميد...😊😊😊 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 ✅برايتان "ایمان ، اعتماد و امید به خدا" را آرزو ميکنم ...
هدایت شده از زهراسادات
✨﷽✨ "اگر مومن باشید بقیت الله برای شما بهتر است" 🌸 سوره هود - آیه ٨٦ امام باقر (ع): 🔹به هنگامیکه قائم عج خروج کند به کعبه تکیه می زند و سیصد و سیزده مرد به نزدش حاضر می شوند, پس اولین سخنی که به زبان می آورد این آیه است : بقیت الله خیر لکم ان کنتم مومنین. 🔹قائم توسط ترس یاری و به نصرت تأیید می‌شود. زمین برای او خواهد چرخید و گنج‌ها برای او ظاهر خواهد شد و سلطنتش مشرق و مغرب عالم را فرا خواهد گرفت. خداوند عزوجل به واسطه او دینش را ظاهر می‌کند، هر چند که مشرکان بر آن کراهت داشته باشند. در آن هنگام در زمین جای خرابی نیست جز آنکه آباد شود و روح ‌الله عیسی‌بن‌مریم فرود می‌آید و پشت سر او اقامه نماز خواهد کرد. . 🌸 بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۹۱
هدایت شده از حسبناالله
سلام علیکم دوستان بزرگوارم وقت همگی شما بخیر طاعات قبول ان شاءالله امیدوارم همیشه سلامت و تندرست و سعادتمند باشید الهی امین یارب العالمین ولادت با سعادت حضرت علی اکبر ابن الحسین علیه السلام رو خدمت شما تبریک عرض میکنم جاداره روز جوان رو هم محضرشما جوانان عزیز وطنم تبریک عرض کنم ان شاءالله همیشه دلتون شاد تنتون سالم و وجودتون بی بلا باشه و همتون سرفراز و برفراز باشید الهی امین یارب العالمین
هدایت شده از حسبناالله
امام زمان با چه كساني رابطه دارد ؟ هر عاشق و دلباخته طالب ديدار يار سفر كرده خويش است منتظران يوسف زهرا چشم به راه يك نگاه به جمال دلرباي او نشسته‌اند و هر روز صبح در دعاي عهد آرزوي ديدن او را دارند بارالها آن چهره نوراني را به من بنمااللهم ارني الطلعة الرشيده هر دوست مشتاق ملاقات و ديدن دوست خويش است همان‌گونه كه مي‌دانيد دوره غيبت به دو دوره كوتاه مدتغيبت صغرا و بلند مدتغيبت كبرا تقسيم مي‌شود دوره اول حدود 7-0 سال از سال 2-6-0 شروع شد و تا سال 3-2-9- ادامه يافت در اين دوره چهار نفر از بزرگان شيعه مقام نيابت خاص امام را به عهده داشته و داراي رابطه‌اي ويژه با آن حضرت بودند اما با پايان اين دوره چنين ارتباطي نيز قطع شده و رابطه خاص ديگر برقرار نمي‌شود البته حضرت به دوستان و شيعيانو حتي به ساير انسان‌ها توجه دارد حال اگر كسي فرد پاك و وارسته‌اي بود مورد توجه ويژه قرار مي‌گيرد و چه بسا توفيق ديدار حضرت را نيز مي‌يابد پس هر كس پاك تر و از گناه دورتر باشد رابطه روحي بهتري با امام زمانعليه السلام پيدا مي‌كند و عنايات بيشتر شامل حال او مي‌شود البته بايد توجه داشت ديدار و ملاقات از طرف حضرت انجام مي‌پذيرد يعني هر كس را او صلاح بداند و هر زمان كه او مناسب تشخيص دهد ديدار صورت مي‌گيرد نه اين كه فردي باشد كه هر وقت بخواهد خدمت امام برسد آيا ديدار حضرت مهديعليه السلام امكان دارد؟ هر عاشق و دلباخته طالب ديدار يار سفر كرده خويش است منتظران يوسف زهرا چشم به راه يك نگاه به جمال دلرباي او نشسته‌اند و هر روز صبح در دعاي عهد آرزوي ديدن او را دارند بارالها آن چهره نوراني را به من بنمااللهم ارني الطلعة الرشيده هر دوست مشتاق ملاقات و ديدن دوست خويش است سفارش امامان معصومعليهم السلام به دعا براي ظهور آن حضرت ما را براي اين ديدار آماده ساخته و شوق ديدار را افزون مي‌كند دعا براي ديدن آن حضرت از عبادت‌هاي مستحب است و اختصاص به زمان ظهور ندارد بلكه شامل زمان غيبت آن حضرت هم مي‌شود البته معمولا كساني كه در زمان غيبت آن حضرت را ديده‌اند ايشان را نشناخته‌اند در كتاب شريف مكيال المكارم ديدن امام زمانعليه السلام به چند صورت تقسيم شده است 1-ديدن و درك حضور امام زمانعليه السلام در زمان حيات؛ 2-ديدن و درك حضور ايشان پس از مرگ يعني در زمان ظهور زنده شده و به ديدار نائل مي‌آيد ديدار حضرت لطفي است كه شامل حال فرد مي‌گردد و لذا بايد با طهارت نفس بيشتر اين حال با صفا و اين لطف را حفظ كند آدمي بايد بداند حضرت او را دوست دارد و انسانيت عبوديت و سعادت او را مي‌خواهد امام صادق ع السلام فرمودند هر كس چهل روز دعاي عهد را بخواند اگر قبل از ظهور مهديعليه السلام از دنيا برود در زمان ظهور زنده مي‌شود و در زمره ياران امام عصرعليه السلام قرار مي‌گيرد و نيز هر كس بعد از نماز دعاي عهد را بخواند در خواب يا بيداري به ديدار آن حضرت نائل مي‌آيد البته ديدن امام زمانعليه السلام بر اساس خواست و اراده آن حضرت است و اگر مصلحت بداند شخص توفيق ديدار پيدا مي‌كند چه بسا كساني بوده‌اند كه پس از ديدن آن حضرت به غرور و انحراف و ادعاي كاذب گرفتار شده‌اند 3-در زمان غيبت در خواب يا بيداري جمال آن خورشيد محمدي و ماه علوي را ببيند بسياري از بزرگان شيعه و نيز مردم به ديدار آن حضرت رسيده‌اند البته در همان زمان حضرت را نشناخته‌اند اين در هميشه به روي منتظران وصال مفتوح و باز است؛ اما پيام اين افراد چنين بوده است مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز عثمان عمري نايب دوم امام عصرعجل اللهتعالي فرجه الشريف نقل مي‌كند يحضر الموسم كل سنة فيري الناس فيعرفهم و يرونه و لا يعرفونه؛آن حضرت هر سال در مراسم حج حضور مي‌يابد پس مردم را مي‌بيند و مي‌شناسد و مردم هم او را مي‌بينند اما نمي‌شناسند و امام صادق ع السلام فرمودنده اند صاحب الامر در ميان مردم راه مي‌رود در بازارهايشان رفت و آمد مي‌كند روي فرش‌هايشان گام مي‌نهد ولي او را نمي‌شناسند تا هنگامي كه خداوند اجازه دهد تا خودش را به آنان معرفي كند بحار الانوار ج5-2- ص1-5-4- و امام زمانعليه السلام خود فرمودند در زمان غيبت كه از عموم مردم پنهان هستم از نايبان من پيروي كنيد بحار الانوار ج5-3- ص1-8-1- نتيجه آنكه ملاقات كنندگان با آن حضرت دو دسته‌اند 1- كساني كه حضرت را مي‌بينند ولي نمي‌شناسند همانگونه كه نايب دوم امام زمان فرمودند 2-كساني كه حضرت را مي‌بينند و مي‌شناسند؛ مانند نايبان چهارگانه در زمان غيبت صغري و بعضي از افراد در زمان غيبت كبري بر اساس روايات امام مهديعجل الله تعالي فرجه الشريف در ميان مردم زندگي مي كنند و غيبت آن بزرگوار به صورت عادي به معناي ناشناس بودن ايشان است؛ يعني مردم ايشان را مي بينند ولي نمي شناسند بنابراين اصل ديدار امكان پذير است آنچه ممكن است مورد سال باشد اين است كه آيا امكان دارد فردي حضرت را ببيند و او را
هدایت شده از حسبناالله
بشناسد؟ در پاسخ بايد گفت اگر مصلحت باشد امكان دارد چنان كه در برخي موارد بعضي افراد موفق شدند آن بزرگوار را ديده و بشناسند البته اين شناخت غالبا و در اكثر موارد پس از ديدار بوده است بر اساس روايات امام مهديعجل الله تعالي فرجه الشريف در ميان مردم زندگي مي كنند و غيبت آن بزرگوار به صورت عادي به معناي ناشناس بودن ايشان است؛ يعني مردم ايشان را مي بينند ولي نمي شناسند بنابراين اصل ديدار امكان پذير است آيا ديدار حضرت حضرت مهديعليه السلام فايده اي دارد؟ الففوايد و آثاري بر ديدار ولي عصرعليه السلام مترتب است از جمله ـ اثبات وجود حضرت انسان با ديدن امام خويش اطمينان قلبي بيشتري به وجودش پيدا مي‌كند و دچار ترديد نمي‌شود ـ حضور حضرت ديدار باعث مي‌شود آدمي دريابد حضرت در ميان مردم حضور دارد و آنان را مي‌بيند و بر احوالشان آگاه است لذا خود را تنها نمي‌داند ـ بركات و آثار ملاقات با امام زمانعليه السلام و استشمام نفس روحاني او و هم نفس شدن با عبد صالح خدا در جان و روح انسان اثر معنوي دارد انسان را با خدا آشناتر و به او نزديك‌تر مي‌كند و از شيطان و آلودگي‌ها دورتر مي‌كند و خواسته‌هايي كه بنابر مصلحت است مورد اجابت كامل واقع مي‌شود تزكيه نفس و طهارت باطن را در آدمي تقويت مي‌كند و روحيه عبادت و عبوديت و عمل به وظايف ديني را در انسان شديد‌تر مي‌كند ب ديدار ولي خدا پاسخي است به يك نياز و ميل دروني انسان انسان از لحاظ وجودي و روحي با امام زمانعليه السلام رابطه دارد از اين رو در درون جان خود حضور در محضر او را خواستار است و با ديدن او آرامشي خاص در آدمي ايجاد مي‌شود همان گونه كه ابراهيم خليلعليه السلام با درخواست ديدن چگونگي زنده شدن مردگان به دنبال آن آرامش و اطمينان نفس بود به علاوه در اين ديدار‌ها هدايت و راهنمايي و عنايت ويژه شامل حال انسان مي‌شود ج ديدار حضرت لطفي است كه شامل حال فرد مي‌گردد و لذا بايد با طهارت نفس بيشتر اين حال با صفا و اين لطف را حفظ كند آدمي بايد بداند حضرت او را دوست دارد و انسانيت عبوديت و سعادت او را مي‌خواهد از اين رو بايد در طريق بندگي بيشتر خدا گام بردارد و خود و محيط و جامعه را در مسير صحيح زندگي قرار دهد و ياد و معرفت نسبت به حضرت را زنده كند
هدایت شده از حسبناالله
حضرت آية الله استاد بزرگوار جناب آقاى سيد حسن ابطحى دامت ظله العالى در كتاب سير الى الله نوشته يك بنده خدائى گفت : در شب يازدهم ذيقعده (سال 1363) كه تولد حضرت على بن موسى الرّضا عليه آلاف تحية و الثنا من در مشهد مقدس بودم آن روزها از همه چيز حتّى از خدا و دين معنويات بطور كلّى غافل بودم ، گاهى بعضى از دوستان تذكّراتى بمن مى دادند كه خدائى هست قيامتى هست كمالات روحى و معنوى هست و بالاخره انسانيتى هست ، امّا من توجهى نداشتم و به فكر آخور و دنيا و حيوانيّت خود مثل اكثر مردم مشغول بودم ولى در آن شب گذرم به صحن مقدس حضرت على بن موسى الرضا (ع ) افتاد، چراغانى مفصلى كرده بودند وميلاد مسعود آن حضرت را جشن گرفته بودند و با آن كه ساعت ده شب بود در ميان صحن مطهر جمعيت زيادى با وِلْوِلِه و شور عجيبى مطلبى را به يك ديگر تذكّر مى دادند كه آن مطلب اين بود كه امشب تا بحال 21 نفر از مريضهاى صعب العلاج كه در حرم و اطراف آن دخيل شده بودند شفا يافته اند و هر كدام از مردم مدّعى ديدن چند نفر از آنها را بودند و خودشان ناظر شفا يافتن آنها بودند. در اين بين يك نفر از مقابل ما گذشت ديدم مردم به او اشاره مى كنند و ميگونيد اين هم يكى از آنهاست من جلورفتم تا از حقيقت حال او تحقيق كنم آن مرد به چشمم آشنا بود لذا اول پرسيدم ، من شما را كجا ديده ام ؟ او به من گفت : ديشب در فلان رستوران باهم غذا مى خورديم شما دلتان بحال من سوخته بود و با تاءسف بمن نگاه مي كردى من حدود نيم ساعت ، در مقابل شما نشسته بودم ، من باشنيدن اين جملات بيادم آمد كه شب گذشته من براى صرف غذا به رستوران رفته بودم ، در مقابل ميز ما فلجى كه از هر دو پا عاجز بود، روى چرخى نشسته بود و غذا مى خورد وبسيار در زحمت بود، من دلم بحالش سوخت و حتى از او اجازه گرفتم كه اگر مايل باشد پول غذايش را حساب كنم و حالا اين همان مرد است كه در مقابل من سالم راه مى رود. اول با ناباورى عجيبى باوگفتم ممكن است پاهايت رابمن نشان دهى ، تاببينم چگونه سلامتى خود را يافته اى ؟ آخر من شب گذشته پاهاى او را ديده بودم كه فقط دوقطعه استخوانى بيش نبود و ابدا گوشت ماهيچه اى نداشت او فورا شلوارش را بالازد ديدم پاها بطور معمول چاق و پرگوشت شده و ابدا اثرى از فلج در آنها ديده نمى شود!! اينجا بود كه ناگهان فرياد زدم خداجان كور باد چشمى كه تو را نمى بيند. چرا من اين همه از تو غافل بودم خدايا مرا ببخش من يك عمر در گناه و خطا بودم تورا نمى پرستيدم حتّى بخاطر اينكه راحت خطا و معصيت كنم تو را انكار ميكردم هرچه از رحمت و فضل و بزرگوارى و مهربانى تو ميگفتند من همه را ردّ مى كردم ، خدا يا غلط كردم اشتباه كردم ، تو اينقدر به من عنايت دارى ولى من نافرمانى ميكردم خدايا مرا ببخش ، خداجان به من مهربانى كن اگر تو مرا نيامرزى من بكجا پناه ببرم ، مردم دور من جمع شده بودند و از من جريان را سؤ ال مى كردند ولى من بهيچ وجه حوصله حرف زدن با آنها را نداشتم و تا صبح در آنجا اشك مى ريختم و برگذشته خود كه عمرى را به بطالت و غفلت گذرانيده بودم مى گريستم و تصميم گرفتم كه توبه كنم و هرچه سريعتر خود را به كمالات روحى برسانم و نگذارم دو باره زرق و برق دنيا من را به غفلت فرور ببرد. الهى بنده شرمنده هستم به درگاه تو سرافكنده هستم تو خالق هستى و من بنده تو كه از جرم و خطا درمانده هستم تو بيش از حد به من احسان نمودى و ليكن من سيه پرونده هستم مرا از نيستى هستى تو دادى ز كردارم بسى شرمنده هستم به جاى لطف و احسانت خدايا چرا غير از تو را جوينده هستم نشان دادى تو راه خويش ، امّا ره ديگر چرا پوينده هستم نظر بنما تو بر اين عبد فانى ترحّم كن تو را من بنده هستم مسيرم را رضاى خويشتن كن كه من راه تو را خواهنده هستم خطوط گمرهان سد كن برويم كه من خطّ تو را يابنده هستم
هدایت شده از حسبناالله
در كتاب سير الى الله (حضرت آية الله استاد بزرگوار جناب آقاى سيد حسن ابطحى دامت ظله العالى) از يك بنده خداى ديگر كه اسم نياورده كه مى گفت آن وقتها كه با اتوبوس از قم به تهران مى رفتيم و جاده قم تهران هنوز آسفالت نشده بود تقريبا حدود دامنه كوههاى حسن آباد راننده اتوبوس ماشين را نگه داشت و از مسافرين اجازه گرفت كه در وسط بيابان كنار جادّه دو ركعت نماز با سرعت بخواند و به سوى ما بر گردد و ما مسافرين اگر چه مى گفتيم حالا چه وقت نماز است ولى به هر طورى بود چون او خيلى اصرار داشت همه اجازه دادند كه فورا نمازش را بخواند و برگردد. وقتى به ماشين برگشت و پشت فرمان نشست من و اكثر اهل ماشين مايل بوديم كه بدانيم او به چه جهت در اينجا نماز خوانده و اساسا اين چه نمازى بوده كه قبل از ظهر با آن همه اصرار لازم بوده كه حتما آن را در اين مكان بخواند، لذا من گفتم : جناب آقاى راننده ممكن است بفرمائيد اين چه نمازى بود كه شما در اينجا خوانديد، و چرا از ميان اين جاده اين محل مخصوص را انتخاب فرموديد؟ او گفت در اين مكان خداى تبارك و تعالى مرا از خواب غفلت بيدار كرده و من هر وقت از اينجا مى گذرم به شكرانه آن نعمت مقيّدم دو ركعت نماز شكر بخوانم. من پرسيدم چگونه خداى تعالى شما را در اين جا از خواب غفلت بيدار كرده است ؟! او اوّل نمى خواست قضيه اش را نقل كند ولى وقتى با اصرار من و سائرين مواجه شد و بخصوص وقتى كه من به او گفتم : شايد قضيّه شما ديگران را هم از خواب غفلت بيدار نمايد. گفت : من چند سال قبل يك آدم بى بندو بار و غافل از خدا و مردم آزار عجيبى بودم ، هيچ چيز مرا به ياد خدا نمى انداخت تا آن كه يك روز كه اتّفاقا با ماشين سوارى شخصى خود تنها از اينجا عبور مى كردم ، به اين مكان رسيدم در اينجا سخت دچار فشار ادرار شدم . و ماشين را در كنار جاده پارك كردم و در كنار مزرعه اى كه محصول گندمش را جمع كرده بودند نشستم و بول كردم ناگاه ديدم زنبور درشتى روى زمين نشست و دانه گندمى را كه در آنجا افتاده بود و از مزرعه باقى مانده بود با دندان برداشت و به سوى سنگلاخ ‌هائى كه تقريبا در دامنه آن كوه قرار گرفته بود حركت كرد و رفت من ناخودآگاه به فكر افتادم كه زنبور باگندم چه ارتباطى دارد او گوشتخوار است . حتما گندم را براى كار ديگرى مى خواهد. لذا با خود گفتم لازم است كه دنبال او بروم . با سرعت عقب او رفتم ديدم در ميان آن سنگلاخ ‌ها گنجشكى مرده و دو جوجه تازه (از تخم سر بيرون آورده ) به جاى گذاشته كه هر دوى آنها زنده هستند آنها وقتى صداى ويز ويزبال زنبور را شنيدند دهان خود را باز كردند و آن زنبور دانه گندم را به دهان آنها انداخت و رفت چيزى نگذشت كه دوباره همان زنبور همين عمل را تكرار كرد من مدّتى در كنار آن جوجه ها نشسته بودم و آن زنبور مكرّرا مى رفت و گندم و يا هر خوردنى ديگرى را مى آورد و شكم اين جوجه هاى گرسنه بى مادر را سير مى كرد. همه اينها فريادى بود كه از موجوديّت محبوبم حضرت حقّ به سر من كشيده مى شد و مرا از خواب غفلت بيدار مى كرد من در آن هنگام اشك مى ريختم و با گريه و فرياد بر سر خود مى زدم كه چرا من تا اين حدّ از اين خداى مهربان كه زنبور را براى زنده نگه داشتن جوجه گنجكشها مأ مور مى كند غافل بودم ، كور باد چشمى كه تو را نبيند و بدا به حال كسى كه از محبّت تو در دلش چيز نباشد و به خود خطاب مى كردم و آهسته مى گفتم و اشك مى ريختم كه : اى مركز دايره امكان وى زبده عالم كون و مكان تو شاه جواهر ناسوتى خورشيد مظاهر لاهوتى تا كى زعلائق جسمانى در چاه طبيعت تن مانى ؟ تا چند به تربيت بدنى قانع به خزف ز در عدنى صد فلك ز بهر تو چشم براه اى يوسف مصرى بدر آى زچاه تا والى مصر وجود شوى سلطان سرير شهود شوى دو روز اَلَست بلى گفتى امروز به بستر لا خفنى تا كى ز معارف عقلى دور به ز خارف عالم حسن مغرور از موطن اصلى نيارى ياد پيوسته به لهو و لعب دلشاد نه اشك روان نه رخ زرد الله الله تو چو بى دردى ؟ يكدم بخود آى و ببين چه كسى به چه دل بسته اى بكه همنفسى زين خواب گران بردار سرى برگير زعالم اولين خبرى و سپس دست به طرف آسمان دراز كردم و گفتم : اى محبوبم ، عزيزم ، خداى مهربانم ، مرا ببخش و از گذشته ام صرفنظر فرما، تو كه در گذشته بر من منّت گذاشته اى مرا همه چيز داده اى توئى كه به من نيكى كرده اى و مرا از بدبختيها نجات داده اى ، خدايا از اين ساعت مرا از خود جدا مفرما اى تو نعمت من و بهشت من ، اى تو دنياى من ، اى تو آخرت من ، اى خداى مهربان يا اللّه ، بالاخره آن روز در كنار آن جوجه گنجشكها و حركات آن زنبور كه وجود خدا را كاملا در آنجا حس مى كردم بقدرى نشستم و گريه كردم و سر بسجده گذاشتم و اشك ريختم و از محبوب تازه ام يعنى خداى مهربان عذر خواهى و توبه نمودم كه قلبم روشن شد و دانستم ديگر از خواب غفلت بيدار شده ام و بايد براى نزديك ش
هدایت شده از حسبناالله
دن به پروردگارم فعاليت كنم و حجابهاى نورانى و ظلمانى را برطرف نمايم و به سوى كمالات روحى پرواز كنم لذا در آن روز به شكرانه اين نعمت بزرگ دو ركعت نماز شكر خواندم و مقيّدم كه هر زمان از اين محل عبور مى كنم دو ركعت نماز شكر بخوانم و از پروردگارم تشكر نمايم . الهى بردر تو روسياهى نشسته خسته با حال تباهى به درگاه تو با اين چشم گريان فكنده سر گداى بى پناهى ترحّم كن بر اين محزون نالان نما از مرحمت بر او نگاهى الهى از گنه شرمنده ام من تو از حال دل زارم گواهى حديث اكرم الضّيف تو خواندم منم مهمان به دربارت الهى غريق شهوت و ذنب و گناهم به بحر رحمتت هستم چوكاهى