4_5843450903406840726.mp3
5.84M
|⇦•مگه میشه که اربعین....
سینه_زنی ویژه جاماندگان از پیاده روی اربعین به نفس کربلایی حسین سیب سرخی
#رهبر_انقلاب: خوشا به حال آن کسانی که در حال پیادهروی هستند یا پیادهروی خواهند کرد و به #زیارت_اربعین خواهند رسید و آن زیارت خوش مضمونِ روز اربعین را إنشاءالله خطاب به حضرت خواهند خواند. ما هم اینجا با شوق و با #حسرت نگاه میکنیم.
2_144188856248935811.mp3
27.2M
#کربلایی_حسین_طاهری
زیرِ گنبد طلات، گریه میکنم برات
گریه میکنم آخه، گریه داره روضههات
علیا مُخدَّره، کی دلش اومد تو رو به اسارت ببره
علیا مُخدّره، به خدا سوختن من از داغِ معجره
علیا مُخدّره، خدا از هر کی گذشت، از شمر نگذره
بعد از گودال آزار دیدی
بعد از عباس بازار دیدی
عمه جانم جانم زینب
وقتی میزنم صدات، سینه میزنم برات
تو صحن تو میخونم، روضهی مُخدَّرات
علیا مُخدّره، توی بزم مِی زمان، چه دیر میگذره
علیا مُخدّره، داغ چوب خیزرون، از نیزه بدتره
علیا مُخدّره، کاش چوبی که بالاست، محکم پایین نره
الشّام الشّام الشّام
سنگ و آتیش طعنه دشنام
سنگ و چوب و طعنه دشمام
عمه جانم، جانم زینب
دم ضریحِ با صفات، روضه میخونم برات
این بار روضه میخونم از قول برادرات
علیا مُخدّره، غربت اینه که سَنان، با تو همسفره
علیا مُخدّره، چند دفعه زدنت، اونم چند نفره
علیا مُخدّره، اونکه دستت و بست، از خدا بیخبره
حتما بوده بازوت زخمی
مثل مادر پهلوت زخمی
خواهر جانم جانم زینب
خواهر جانم جانِ خواهر
عمه جانم جانم زینب
#اسارت
🩸هیچ یک از ما باقی نماند، جز اینکه خاری، پای او را به درد آورد...
در نقلی آمده است:
🥀 یکی از فرماندهان لشکرِ حرامیانی که أسرای آل الله «علیهنّالسلام» را به سمت شام میبرند، ملعونی به نام «زجر بن قیس» حرامزاده بود.
🥀 وقتی که کاروان به بیابانی رسید که آن صحرا پُر از خار و سنگ و درخت بود، آن نانجیب دستور داد تا اسیران را با سرعت حرکت دهند؛ کاروان از آن وادی چنان با سرعت حرکت کرد، که شترانی که آبستن بودند، از سختی راه زاییدند و خار به پای تمام مرکب ها رفت.
🥀 طبق این نقل، در اینجا بود که امام سجاد علیهالسلام فرمودند:
📋 فَلَم یَبقَ واحدٌ مِنّا أهلالبیت ِإلّا أصابَهُ أَلَمُ الشَّوک
▪️همانا از ما اهلبیت «علیهمالسلام» کسی باقی نماند جز اینکه خاری پای او را به درد آورد.
📚بحرالمصائب ج۷ ص۲۶۰
✍ چه پای آبلهخیزی… چه مرکبی و چه راهی
مهار ناقه نیفتد به دست «زجر»، الهی!
به خفتگان، همه رو نیزه میزدند که برخیز
دریغ و درد چه راه بلند و شام سیاهی
به غیر سایهی سرنیزه ها و خار مغیلان
برای طفل سه ساله نبود پشت و پناهی
اسیر بود امامی که کائنات اسیرش
اسیر بود چنان که به سینه سلسله آهی
به پاره پارهی معجر، مخدّرات مکدّر
خدا کند که ندوزند اهل شام نگاهی
به چوب خشک، لبی را یزید بست که از خاک
محال بود نروید پی دعاش گیاهی
بدا به شعر که میخواند فی البداهه و میریخت
شراب بر سر پاک بلند مرتبه شاهی...
#اسارت
🩸ای پیرزن! آن زینب که تو میگویی، همین زن است که داری با او صحبت میکنی...
در نقلی آمده است:
🥀 در یکی از منزل های در راه شام، حضرت زینب کبری سلاماللّهعلیها با اطفال خردسال نشسته بودند و رسم این بود که در هر منزل، مردم به تماشا میآمدند.
🥀 ناگهان پیرزنی عصا به دست آمد و نگاهی به دایره اسرا کرد و چشم او به زینب کبری سلاماللّهعلیها افتاد. جلو آمد و عرضه داشت: از کجا هستید؟ زینب کبری سلاماللّهعلیها فرمودند: از اسيران کربلا. پرسید: از کدام شهر آمدهاید؟ حضرت فرمود: مدینة الرسول صلی اللّه علیه وآله.
🥀 پرسید: از کدام طايفه هستید؟ حضرت فرمودند: از بنی هاشم. عرضه داشت: من و شوهرم در زمان امیرالمؤمنین علیهالسلام به مدینه آمدیم. شوهرم فقیر بود از امیرالمؤمنین علیهالسلام مالی طلب کرد.
🥀 امیرالمومنین علی علیهالسلام، فرزندش حسین علیهالسلام را طلبید و فرمود: ای فرزندم! قرض این فقیر را بده. با حسین علیهالسلام رفتیم به در خانه فاطمه زهرا سلاماللهعلیها.
🥀 دیدم فاطمه زهرا سلاماللهعلیها به دخترکی کوچک که زینب سلاماللّهعلیها نام داشت،فرمود: دخترم! گردنبند خود را بده به این فقیر. آن دختر چنین کرد و به برکت آن گردنبند تاکنون فقیر نشدهام.
🥀 به من بگو آیا زینب کبری سلاماللّهعلیها به سلامت است؟ یک مرتبه حضرت ام کلثوم علیهاالسلام که این صحنه را مشاهده مینمود، به گریه درآمد فرمود: «ای پیرزن! آن زینب که تو میگویی همین زن است که با او صحبت میکنی!»
📚جامع المجالس، ص۷۵ (نسخه خطی)
✍ در کربلا صبور رسید و دچار رفت
زینب عزیز آمد و با حال زار رفت
آنکس که روزگار به گردش نمیرسید...
آخر به سایهی ستم روزگار رفت
روزی کنار اکبر و روزی کنار شمر
آنسان سوار آمد و اینسان سوار رفت!
بانوی باحیای حرم بعد نیم قرن...
بین غریبه آمد و با نیزهدار رفت
زینب اگرچه وقت بلا پس نمیکشید
هر جا صدای حرمله آمد کنار رفت!
میخواست تا وداع کند با تن حسین
او را چنان زدند ز قلبش قرار رفت
خلخال دختران همه سوغات کوفه شد
از آن به بعد پای همه روی خار رفت
عباس گریه گرد همان دم که خواهرش
با مستهای بیسروپا همجوار رفت
احمد عمامه را به زمین زد میان عرش
وقتی بهروی معجر زینب غبار رفت
#امام_سجاد #مرثیه_امام_سجاد
#مصائب_شام #کاروان_اسرا
نگفته ام غم دل را نگفته بسیار است..
غمی که میکُشدم عاقبت غم یار است
به یاد خواب رقیه به یاد حمله زجر..
زمان خواب،دو چشمم همیشه بیدار است
تورو خدا جلویم گوسفند سر نبرید
دلم ز دیدن این صحنه سخت بیزار است
صدای گریه نوزاد میکشد مارا!
خداکند که بخوابد!رباب تبدار است
نمیروم سر بازار دردسر دارد
عذاب هرشب من ازدحام بازار است..
حصیر پهن نکردم به خانه ام اصلا
حصیر روضه ی مکشوفه ی من زار است
هنوز بعد چهل سال درد پا دادم
هنوز بر کف پایم نشانی خار است
هنوزجای غل وسلسله ب گردنم است
هنوز چشم من از مشت بی هوا تاراست
آهای مردم "اَذَلَّ عزیزنا"یعنی
محله ای بروی که هجوم اشرار است
مقابلم به زن و بچه ام اهانت شد
امان ز غربت مردی که بدگرفتار است
شاید خودت نتونی بری، ولی میتونی
دل یه زائر دیگه رو شاد کنی.
همین که یه نفر به خاطر تو بتونه بره و
زیر قبه امام حسین (ع) دعا کنه،
ثوابش بیحساب به دلت میشینه.
شاید امسال نصیبت نشد که بری،
ولی دل عاشقت رو میتونی با کمک به
زائرا به کربلا برسونی.
دلها رو به هم نزدیک کن،
عشق و ایمان رو تو دلها بکار. 💝
اینجوری، نه تنها خودت، که همه
زائرای امام حسین (ع)، از برکت عشق تو
بهرهمند میشن.✨
─┅══༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅══┅─
#نوحه
#اربعین_حسینی
#گلواژه_هاے_اهل_بیت_ع
الســــــــــــلام علیـــــک یــــــا ابــــــاعبــــــــــــدالله
موی من گشته سفید جامهام گشته سیاه
((انا محروم حسین انت مظلوم حسین))
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
کوفه و شـام بلا، شادی و تشت طلا
سختتر بود حسین بر من از کربوبلا
((انا محروم حسین انت مظلوم حسین))
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
منم و خون جبین منم و اشک غمت
خیـــز تحــویل بگیــر آمــدم در حرمت
((انا محروم حسین انت مظلوم حسین))
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
ای چهل روزه غمت غم چل سالۀ من
در کجا خفته به خون، گل من لالۀ من
((انا محروم حسین انت مظلوم حسین))
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
شـــامیان چنـــگ زدند بر دلم چنگ زدند
هم به ما خنده زده هم به ما سنگ زدند
((انا محروم حسین انت مظلوم حسین))
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
جـــای مـن ویـــرانه جــای تو تشت طلا
جنگ من کوفه و شام جنگ تو کربوبلا
((انا محروم حسین انت مظلوم حسین))
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
دختر کوچک تو گشته در شام، سفیر
کعبـــۀ روح شـده قبــر آن طفــل صغیر
((انا محروم حسین انت مظلوم حسین))
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
آتــش افـروخته بود کودکی سوخته بود
چشم خود گریهکنان به عمو دوخته بود
((انا محروم حسین انت مظلوم حسین))
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
اشبهالناس کجاست؟ شاخۀ یاس کجاست؟
خیـــز از جــــا و بگـــو قبـــر عبـاس کجاست؟
((انا محروم حسین انت مظلوم حسین))
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
53.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤دکلمه و زبانحال دخترشهید 🖤
📎در مراسم روز چهلم پدر📎
مخصوص شب سه ساله(س)
#سردار_شهید_علی_معمار_حسن_آبادی
همرزم شهید حاج قاسم سلیمانی
شهیدی که اهل حسن آباد کاشان است اما مردم بلوچستان او را بهتر میشناسند
#السلام_علیک_یا_بنت_الحسین
#السلام_علیک_یارقیه_بنت_الحسین
─┅══༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅══┅─
#نوحه
#اربعین_حسینی
#گلواژه_هاے_اهل_بیت_ع
فــــاتـح میـــدان بــلا خـــواهرم
هم قدم و همدم و هم سنگرم
آینــــــهدار پـــــــدر و مـــــــادرم
((خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم))
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
من سر نیزه،به تو بالیدهام
صدای حیدر ز تو بشنیدهام
گیسوی خونین تو را دیدهام
((خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم))
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
از رگ ببــریده، صـدایت کنم
با دل بشکسته دعایت کنم
اشکْفشان، ناله برایت کنم
((خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم))
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
یک اربعین خونِ جگر خوردهای
رو به سوی کرب و بلا کردهای
رقیّـــــه را چـــــرا نیـــاوردهای؟
((خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم))
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
بـــرای مـــن ز شــام ویران بگو
ازلب و چوب وطشت وقرآن بگو
ز بـــــازوی بستــــۀ طفـلان بگو
((خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم))
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
دختر فـاطمه، چها کردهای
یاد من از مهر و وفا کردهای
وقت نماز شب دعا کردهای
((خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم))
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
نــــایبــة الحیـــــدر بــی قــرینه
نمـــان بـــه کـــربلا، مـرو مدینه
ترسم زگریه، جان دهد سکینه
((خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم))
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
عزیزان گناه نکنیم!
توفیقاتی که داریم اگر حفظ شود و با گناه از دست ندهیم، خیلی برکت و اثر در زندگی ما دارد، گناه خیلی نشانی ندارد و خیلی پیدا نیست.
روزی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به همراه عدّه ای از یاران خود به سفر رفتند.در بیابانی خشک و بی آب و علف به اصحابش دستور داد مقداری هیزم جمع کنند.
اصحاب عرض کردند: در این بیابان هیزمی وجود ندارد! حضرت فرمودند: جستجو کنید؛ هر مقدار یافتید و لو اندک کافی است.
اصحاب پراکنده شدند و هر یک پس از لحظاتی هیزم مختصری جمع کردند. حضرت دستور داد هیزم ها را یک جا بریزند، وقتی هیزم های کم، یک جا جمع شد؛ چشمگیر و قابل ملاحظه شد. حضرت در این جا فرمودند: «هکذا تُجْتَمَعُ الذُّنُوبُ! ثُمّ قالَ: ایاکمْ وَ الَمحَقَّراتِ مِن الذُّنُوبِ» گناهان نیز این گونه- همانند این هیزم ها- جمع می شوند.بنابراین، از گناهان صغیره نیز بپرهیزید.
یکی از توفیقاتی که برای رفع این گناهان هست، نماز است. قبل از هر نمازی چند مرتبه استغفار کنید به نیت آمرزش گناهانی که امروز و سابق داشتیم.
YEKNET.IR - vahed 2 - hafteghi khordad 1401 - salahshoor.mp3
5.34M
قدم قدم راه میام
با نوحه و آه میام
#واحد🔊