Maedeh Graphy
ریپ به این حرفها .. • #تایم_لپس
• طراحی ِ هویت بصری ربات ناشناس حرفتو
• به سفارش ِ بینهایت
هدایت شده از اوجْ
گفت برای ربات ِ ناشناسه .
منم هرچی از ربات ناشناس دیده بودم
آیکونای تکراری ِ پیام و سوال بود،
اتود اولو زدم، نه
اتود ِدوم، و سوم؟ بازم نه
اتود چهارم، نه نه نه .
خودم و باخته بودم؟ اصلا
صفحهی سفید دیگهای و باز کردم .
یکم به واژهی " پیام ِ ناشناس" فکر کردم .
ناشناس ..
پیام ..
نامه ..
کبوتر!
کبوتر ِ نامه رسان .
درنا کاغذی ِ نامه رسان .
کشیدمش .
به دل نشست .
🕊
.
.
همیشه شما برایم
با آن گنبد و گلدسته و کبوتر تعریف شدهاید
منی که همیشه دنبال ِ اشکال ِ متمایز بودم
منی که خرق عادت میپسندیدم
منی که آبم با تکرار توی یک جوب نمیرفت،
هر موقع میگفتند امام رضا
کبوتر و گلدسته و گنبد نقش میبست توی ذهنم.
هیچوقت هم تغییر نکرد.
همیشه جدید بود .
من هرکجای ایران که باشم دختر ِ شب نشینی های حرم شمام .
همانی که هربار توی صحنها راه میرود و مثل دفعهی اول میخواند " ای مرد ِ خدا پیر ِ هنر دستمریزاد .."
میخواند " ما کار نداریم که آمد به چه اسمی"
میخواند " ما چشم به راهیم گنهکار بیاید "
آن روزی که گفتند میدانی چرا به امام، میگویند " رضا " یادم نمیرود .
گفتند چون هر که رضایت دارد از سمت ِ شما دارد.
هرکه لبخند میزند ، شما به او عطا کردید.
هر که خشنود است از باب ِ نگاه ِ مهربان ِ شماست که پاشیدید روی زندگی اش .
همیشه حرم کشیدم که راضی باشم .
گلدسته کشیدم شاد شوم .
همیشه دلم خواست آن تکه از امین الله باشم که میگوید " راضیتا بقضائک "
اینها را گفتم که بگویم
حالا که روی ابرها برایتان جشن و پایکوبیست
حالا که جمع افلاکیان جمع است و ملائک پرهایشان را فرش زیر پات میکنند و نقل و نبات به آسمان میریزند ..
حالا که حال آسمان خوب است ،
هوای ِ دل های ِ متلاطم ِ ناراضی ِ مان
را داشته باش.
همین .
'