#معارف_حسینی
#مصائب_گودال_قتلگاه
🩸زیر دست و پا گرفتی دست دشمن را حسین / عالَمی را سوختی با این کرامتها... حسین!
در نقلی آمده است:
🥀 وقتی که سیدالشهداء علیهالسلام در بین گودال قتلگاه بیحال و بیرمق افتاده بود، یکی از پیادگان دشمن آمد تا سر مطهر را جدا نماید!
🥀 سیدالشهداء علیهالسلام با گوشه چشم نازنینش به او نگاهی کرد و فرمود: «برگرد که قاتل من تو نیستی! مرا حیف میآید که تو به آتش دوزخ گرفتار شوی!»
🥀 آن مرد گریان شد و گفت: یابنرسول الله! تو بدین حال هستی و هنوز غم ما میخوری و میخواهی که به آتش دوزخ نسوزیم؟!
🥀 پس آن شمشیر را که برای کشتن امام کشیده بود در دست بجنبانید و دواندوان پیش عمر سعد ملعون آمد. عمر گفت: آیا کار حسین «علیهالسّلام» را تمام کردی؟ آن مرد گفت: آمدهام که کار تو را تمام کنم! پس تیغ را حواله عمر کرد و خادمان عمر او را گرفتند!
🥀 در آن حال رو به جانب امام علیهالسلام کرد و عرض نمود: یابن رسول الله! شاهد باش که در سر کوی محبت تو کشته میشوم! امام علیهالسلام فرمود: دل خوشدار که ما تو را شفاعت خواهیم کرد!
📚 تذكرة الشهداء، ج۲ ص ۱۴۲
📚 تظلّم الزهراء علیهاالسلام، ص۲۱۱
@Maghaatel
هدایت شده از طواف الحسین علیهالسلام
.
✅ اعزام #کربلا_نرفتهها به سفر زیارتی کربلا و نجف به صورت #رایگان
📈 شرایط الزامی و شرعی اعزام:
👈 در طول عمر خود، حتی یکبار هم به کربلا نرفته باشد‼️
👈 حقیقتاً توان مالی برای سفر کربلا را نداشته باشد‼️
♻️ کسانی که این دو شرط مذکور را دارند، جهت ثبتنام به ادمین کانال پیام داده تا در نوبت اعزام (دو روز و نیم آخر هفتهها) قرار گیرند‼️
👇👇👇
✍ @admin_Tavaf128
🔻ما صرفاً به گفتهٔ شما اعتماد میکنیم! اما بین شما و بانیان این امر خیر، آقا قمر بنیهاشم علیهالسلام‼️
🆔 @Tavaf128
#حالات_و_کلمات_دلدادگان
🩸هر جا صدای روضه بود، خودش را میرساند...
در نقلها آمده است:
🔹 مرحوم آیة الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی {مشهور به صاحب عُروه} برای صله ارحام عازم یزد بود. یک قطعه کفن برای خودش خریده و در حرم امیرمؤمنان علیهالسّلام همۀ قرآن را بر آن نوشته، سپس در حرم امام حسین علیهالسّلام زیارت عاشورا را با تربت بر اطراف آن نوشته بود!
🔸 در این سفر این کفن را با خودش به یزد میبَرد، در شب اول ورودش به یزد، در منزل یکی از دخترانش استراحت میکند! در همان شب حضرت سیدالشهداء علیهالسلام به خوابش آمده و میفرماید:
📜 «یکی از دوستان ما فوت کرده! در مزار یزد منتظر کفن است، ما دوست داریم این کفن به او اهداء شود!»
🔹 سید یزدی بیدار شده و میخوابد، بار دیگر این رؤیا تکرار میشود، لباس پوشیده به قبرستان یزد میرود و میبیند شخصی به نام «کریم سیاه» فوت کرده، او را غسل داده روی سنگ نهاده منتظر کفن هستند!
🔸 تا ایشان میرسد، شخصی میگوید: کفن را آوردند! سید یزدی از او میپرسد: شما چه کسی هستید؟ آن شخص میگوید: همان آقایی که به شما امر فرموده کفن بیاورید، به ما نیز امر فرموده که برای تجهیز و دفن ایشان به این جا بیاییم!
🔹 سید یزدی میپرسد: این شخص کیست؟ میگوید: او شخصی به نام «کریم سیاه» است! یک فرد معمولی، ولی عاشق امام حسین علیهالسلام بود! در هر کجا مجلسی به نام امام حسین علیهالسلام برگزار بود، او بدون هیچ تکلّفی در آنجا حاضر میشد!
📚 جرعه ای از کرامات امام حسین علیهالسلام ، مهدیپور، ص۹۷
✍ خوشا آندل که شیدای حسین است
خوشا جانی که مأوای حسین است
خوشا قلبی که چون دریا خروشان
هماره از تولّای حسین است
خوشا چشمی که اندر شادی و غم
همی محو تماشای حسین است
خوشا آن کس که مولایش بود او
سرای سینهاش جای حسین است
خوشا آن عاشق شوریده حالی
که مست از جام صهبای حسین است
حدیثی یادم آمد از پیمبر
همان که جدّ والای حسین است
نگرید در قیامت دیده ای که
روان اشکش ز غمهای حسین است
دلا امشب سفر کن با دل خویش
همان جائی که مأوای حسین است
ز اشک دیده دل را شستشو کن
اگر غرق تمنای حسین است
فکن در کربلا رحل اقامت
که پر،از شور و غوغای حسین است
در آن وادی قدم آهسته بگذار
که سرخ از خون گلهای حسین است
تضّرع کن ولی آهسته در دل
چون اصغر خواب لالای حسین است
اگر پرسی ز قبر بی نشانش
بدان آغوش زیبای حسین است
علی اکبر بود خندان و خوشدل
چرا که خفته در پای حسین است
@Maghaatel