- تو را با غیر میبینم صدایم در نمیآید . . .
دلم میسوزد و کاری زِ دستم بر نمیآید !
- من که فراموشت کردم . . .
ولی این جمعه یخورده دلگیره . . .
میشه امروز بهت فکر کنم ؛
از فردا باز فراموشت کنم ؟!(:
- میگفت :
« فراموش کردن کسی که دوسش داری ؛
مثل حل شدن قندی میمونه ؛
که تو چایی انداختی . . .
درسته اون قند دیگه دیده نمیشه ؛
ولی برایِ همیشه مزه ی اون چایی ؛
رو عوض کرده .(:
- من نیاز دارم چند روزی بخوابم . . .
و بیدار که شدم ؛
یه نوتیف از تو داشته باشم . . .
یه ویس دو ثانیهای که میگه ؛
« دوست دارم ..
بیمِ آن دارم که زیاد با تو سخن بگویم ؛
‹ مبادا خسته شوی . . . ›
و بیمِ آن دارم که سکوت کنم ؛
‹ مبادا گمان کنی که ؛
دیگر برای قلبم مهم نیستی ›:)))!