مَغزهایِپوسیده ؛
یک ماه پیش، اینموقع، از کربلا تازه داشتم برمیگشتم:)))*
یک ماه پیش این موقع که نه، ولی یک سال و پنج ماه و چند روز پیش اولین و آخرین باری بود که کربلا رفتم
علی فانیsalam-emam.mp3
زمان:
حجم:
1.9M
.. السلام علیک یا عین الله فی الخلقه :)
ــــــــــــــ ـــ
⭐ / ستارهٔ یادآور جمعه ها
من بچه که بودم، وقتی یه جا گیر میکردم، یه چیزی میخواستم، نمیدونستم چیکار کنم، زنگ میزدم به بابا. غُر میزدم، جیغجیغای دخترونه میکردم و طلب کمک از ساحت پدر داشتم.. ولی.. وقتی بزرگ شدم و دغدغههای ادم بزرگا رو پیدا کردم، فهمیدم که نه.. انگار بابا هم نمیتونه کاری کنه دیگه.. خودمم و دغدغههای ترسناک آدم بزرگا و دنیای بی رحم.. اونجا بود که نصیحتهای مامانجون یادم اومد. [مامان، دست از دامن امام رضا کوتاه نکنیا؟!]
الان منم و دغدغه هایی که آدم بزرگا دارن و نمیتونن ازش رها بشن، الان منم و غم و غصههای ته دلم، الان منم و دغدغه هایی که داره مغزم و سوراخ میکنه، الان منم و فولدر های بازه تو مغزم، الان منم و خستگیِ بی پایان. خییلی عوض شدما، خیلی. الان خانومی شدم برای خودم، قد بلند کردم، شبیه آدم بزرگا شدم، ولی هنوزم یه عادت دارم.. وقتی یه جا گیر میکنم ناخودآگاه دستم میره دستم گوشی و بابا رو سرچ میکنم. ولی دیگه به بابایی زنگ نمیزنم، چون بابایی نمیتونه کاری کنه. بهجاش، با انگشتم رو اسم شما کلیک میکنم. اون صدا پلی میشه.. باسلام، مخاطب گرامی، پس از عرض سلام به محضر مبارک امام رضا(ع) به روضه منوره متصل میشوید... سلام میدم و شروع میکنم، غرغر، گریه، زاری، دردودل..
خواستم بگم، تهِ خط زندگیم شمایی بابا رضا، این سری هم شما رو به جوادتون قسم میدم، دست رد به سینه این بندهتون نزنید=)))
هدایت شده از هَچامٰ 🇮🇷
خواستم بگم یادت هست آخرین باری که قرآن خوندی کی بوده بچه حزباللهی ؟