شش درنای سرخ.pdf
حجم:
6.1M
— 📨 ᥆ᥣძ ⍴ᥲ⍴ᥱrs
دستهایش را آرام بر روی قفسه کتابهای خاك خورده می کشید ؤ زیر لب زمزمه میکرد هر آن چیز که سالیانِ زیادی را در میان زمان سپری کرده باشه ممنوعه خواهد شد ؤ هر جهانِ ممنوعه ای خواستني تر خواهد بود همانند همان آخرین کتاب قفسه کتابهای ١٨٥٤ میلادي که در لابلای صفحهایش داستانهای زیادی نهفته بود ، داستانهایی به جنسِ آرامش به عطر کاغذهاي کهنه ؤ در آخر به قلم رهگذرانی که روزی کلمه هایشان را زندگی کرده اند .
𓏲 ִֶָ ⤹