وقتی حالمو میپرسن یاد این شعر فریدون مشیری میوفتم:
چه گويم؟
از كه گويم؟
با كه گويم؟
كه اين ديوانه را از خود خبر نيست ...!
هیچ چیزی کسلکنندهتر از این نیست که آدمها به هم برگردن؛ فکر میکنم وقتی چیزی از بین رفته، حریمی برداشته شده، خط قرمزی رد شده، دورهای سپری شده، قلبی شکسته شده، باورهایی تخریب شده، اون وقت زمان برای همیشه رفتنه نه زمان رفتن و بعد از مدتی برگشتن.
این حرف نوید محمدزاده که میگه: “صبر داشته باش؛ خدا خودش یجوری اون چیزی که میخوای واست خوشگل میچینه که خودت تعجب میکنی”، منم بهش ایمان دارم.