eitaa logo
ماه مــــهــــــــــر
5.4هزار دنبال‌کننده
11.2هزار عکس
12.9هزار ویدیو
404 فایل
آیدی کانال👇 @mah_mehr_com 🌹کاربران می توانند مطالب کانال با ذکر منبع فوروارد کنند🌹 مطالب کانال : 👈قصــــــــــــّه و داستان آمـــــــــــــوزشی 👈کلیب آموزشی و تربیتی ***ثبت‌شده‌در‌وزرات‌ارشاداسلامی
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹تو دختر محمّد 🌹تو ماه آسمانی 🌹شنیده‌ام که خیلی 🌹بزرگ و مهربانی 🌹برای او همیشه 🌹تو مادری نه دختر 🌹به خاطرت سروده 🌹خدا سرود کوثر 🌹تو مثل گل شکُفتی 🌹میان باغِ بابا 🌹گلی قشنگ و خوش‌بو 🌹گلی به نام @mah_mehr_com
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌱 روز خود را با بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ آغاز کنید 🔹امام رضا(ع): هرکس اندوه مومنی را بزداید، خداوند در روز قیامت، غم از دلش می‌زداید. امروز دوشنبه ۳ دی ماه ۲۱ جمادی‌الثانیه ۱۴۴۶ ۲۳ دسامبر ۲۰۲۴ 🌷▶═🌸🌿☃️.══════╗ 𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
💚 با هرنفسی سلام کردن عشق است آقا به تو احترام کردن عشق است اسم قشنگت به میان چون آید از روی ادب قیام کردن عشق است @mah_mher_com ‌‌‌‌‌❀🍃✿🍃❀ ❀🍃✿🍃❀
به طه به یس -کودکانه.mp3
2.92M
علیه السلام 👈 به طاها به یاسین 👌 کودکانه ✔️ خیلی زیبایی 🌷▶═🌸🌿☃️.══════╗ 𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com •┈┈•••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
🌸علی کوچولو و شجاعت در گفتن اشتباه در تعطیلات آخر هفته علی کوچولو همراه خواهرش سارا و پدر مادرشون به دیدن مادربزرگشون رفتن که توی یک مزرعه زندگی میکرد. مادربزرگ علی یک تیرکمون بهش داد تا بره توی مزرعه و باهاش بازی کنه. علی کوچولو خیلی خوشحال شد و دوید توی مزرعه تا حسابی بازی کنه، اما وسط بازی یکی از تیرهاش اشتباهی خورد به اردک خوشگلی که مادربزرگش خیلی دوسش داشت، اردک بیچاره مرد. علی کوچولو که حسابی ترسیده بود اردک رو برداشت و برد یه جایی پشت باغچه قایم کرد. وقتی رویش رو برگردوند تا بره به ادامه بازیش برسه دید که خواهرش سارا تمام مدت داشته نگاهش میکرده، اما هیچی به علی نگفت و رفت. فردا ظهر مادربزرگ از سارا خواست تا توی آماده کردن سفره ی نهار بهش کمک کنه، سارا نگاهی به علی کرد و گفت مادربزرگ علی به من گفت که از امروز تصمیم گرفته تو کارهای خونه به شما کمک کنه. بعد هم زیرلب به علی گفت: جریان اردک رو یادته. علی کوچولو هم دوید و تمام بساط ناهار رو با کمک مادربزرگش فراهم کرد. عصر همون روز پدربزرگ به علی و سارا گفت که میخواهد اونها رو به نزدیک دریاچه ببره تا باهم ماهیگیری کنن. اما مادربزرگ گفت که برای پختن شام روی کمک سارا حساب کرده است. سارا سریع جواب داد که مادربزرگ نگران نباش چون علی قراره بمونه و بهت کمک کنه. علی کوچولو در همه ی کارها به مادربزرگش کمک میکرد و هم کارهای خودش و هم کارهای سارا رو انجام میداد. تا اینکه واقعا خسته شد و تصمیم گرفت حقیقت رو به مادربزرگش بگه. اما در کمال تعجب دید که مادربزرگش با لبخندی اونو بغل کرد و گفت: علی عزیزم من اون روز پشت پنجره بودم و دیدم که چه اتفاقی افتاد. متوجه شدم که تو عمدا اینکار رو نکردی و به همین خاطر بخشیدمت. اما منتظر بودم زودتر از این بیای و حقیقت رو به من بگی. نباید اجازه میدادی خواهرت بخاطر یک اشتباه به تو زور بگه و از تو سوء استفاده‌ کنه. باید قوی باشی و همیشه سعی کنی که دیگه اشتباهات رو تکرارشون نکنی. اما این رو بدون پیش هرکسی و هرجایی به اشتباهاتت اعتراف نکنی، چون دیگران از اون اعتراف تو به ضرر خودت استفاده می کنند. 🦋🌼🌸🦋 @mah_mehr_com
سلام آقای خوبم امید و سرور ما خورشید عصر غیبت امام آخر ما درسته چشمای ما نمی‌بینن شما رو تو سرمای زمستون نمی‌بینن بهارو هر صبح و شب همیشه رو به خدا می‌کنیم برای سلامتی‌تون همیشه دعا می‌کنیم الهی توی دنیا بتابه نور شما الهی زودتر بشه وقت ظهور شما 🌼🍃 @mah_mehr_com
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
کودکان را به خواندن برای سرگرمی و شرکت کردن در کارهای هنری تشویق کنید، تلویزیون یا هر صفحه نمایش دیگری را محدود کنید تا اینکه اتاق را برای فعالیت های خلاقانه مانند تمرین و تکرار یک بازی، یادگیری نقاشی و خواندن هر کتابی که به وسیله ی مولف مورد علاقه یتان نوشته شده است آماده کرده باشید ، به این ترتیب به افزایش خلاقیت کودک کمک شایانی می کنید. @mah_mehr_com