4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توصیهی طلایی رهبری:
بچه های عزیزمن بدونید اگر درس نخوانید،نمیتوانید تأثیر گذار خوبی باشید
✍️ یادداشت های شخصی
دشت آزادگان ۱۴۰۵/۳/۱۶
@mahaassen
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يُشْهِدْ أَحَداً حِينَ فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَْرْضَ
بنگر👆
از دعای روز دوشنبه
پس چگونه است که برخی بزرگان شیعه معتقدند اهل بیت آسمانها و زمین را آفریدند؟
وَ قَالَ (علیه السلام): إِذَا اسْتَوْلَى الصَّلَاحُ عَلَى الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ، ثُمَّ أَسَاءَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ لَمْ تَظْهَرْ مِنْهُ حَوْبَةٌ، فَقَدْ ظَلَمَ؛ وَ إِذَا اسْتَوْلَى الْفَسَادُ عَلَى الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ، فَأَحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ، فَقَدْ غَرَّرَ.
و فرمود (ع): چون صلاح و نيكوكارى بر زمانه و مردمش مستولى شود، سپس كسى به ديگرى كه هنوز رسوايى به بار نياورده، بدگمان شود، بر او ستم كرده است و چون بدكارى و فساد بر زمانه و مردمش مستولى شود و كسى به ديگرى گمان نيك برد، فريب خورده است.
✏️ تلنگری هادی ✏️
۱۶۲. #چهارادعایبزرگتشیع
در این تلنگر چهار ادعای بزرگ مطرح و اثبات میشود:
۱. *«مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ ...»* یعنی خداوند تجزیه ناپذیر است و بالعکس.
۲. *«علی حجةُ الله»* نیز یعنی خداوند تجزیه ناپذیر است.
۳. تنها مکتب توحید یعنی تشیع امکان اثبات گزارههای فوق را دارد.
۴. منهای درک تجزیهناپذیری فهم گزارههای اعتقادی و قرانی توهم است.
اکنون با ما همراه شوید تا صحت گزارههای فوق را واکاوی کنیم.
🔹#بررسیادعاینخست:
*«ضرورت نبوت با تجزیهناپذیری خداوند تلازم دارد»*
استدلال اول:
خداوند اگر بخواهد انسان را هدایت کند یا با واسطه با او ارتباط میگیرد یا بی واسطه لکن بی واسطه ارتباط گرفتن برای موجود تجزیه ناپذیر ممکن نیست پس ضرورتا باید واسطهای همانند نبی وجود داشته باشد و هو المطلوب.
استدلال دوم: اگر بپذیریم وجود واسطه همانند نبی ضروری است خداوند تجزیهپذیر نخواهد بود
وجه ملازمه: اگر خداوند تجزیهپذیر باشد امکان رویت او وجود دارد از این رو خود مستقیم میتواند با ما سخن بگوید و نیازمند واسطه نخواهد بود
به عبارتی سادهتر: خداوند تجزیهناپذیر قابل دیدن و لمس کردن نیست پس نمیشود خود بیواسطه با ما بنشیند و سخن بگوید از اینرو از باب ضرورت سخن خویش را به وسیلهی وسائطی همانند نبی ارسال کرده است.
*نتایج:*
▪️ضرورت وسائط همانند رسول یعنی تجزیهناپذیری خداوند است
▪️تجزیهناپذیری خداوند بدین معناست که خداوند برای هدایت بشریت ضرورتا وسائطی همانند محمد مصطفی را ارسال میکند.
🔹#بررسیادعایدوم: *«وجود حجت الهی به معنای تجزیهناپذیری خداوند است.»*
۱. ضرورت وجود حجت الهی بعد از پیامبر اکرم.ص به خاطر کارکرد او تحت عنوان حفظ شریعت است.
۲. حفظ شریعت و تبین درست آن تنها با عصمت این جانشین معنا پیدا میکند و الا موجودی که معصوم نباشد نه تنها حافظ شریعت و تبین گر آن نیست بلکه تخریب کننده و گمراهکنندهی شریعت است.
۳. از آنجایی که ویژگی مشترک تمام مخلوقات تجزیهپذیری و به تبع آن زیادت و نقصان و زوال پذیری است هیچ مخلوقی ضرورتا معصوم از خطا، فراموشی و انحراف نیست مگر آنکه موجودی دور از زیادت، نقصان، زوال و فراموشی آن را تسدید کند.
۴. تنها موجود دور از زیادت و نقصان و فراموشی خداوند تجزیه ناپذیر است.
۵. نتیجه: وجود حجت الهی به عنوان حافظ شریعت در زمین به معنای تجزیهناپذیری خداوند است.
🔹#بررسیادعایسوم: *«تنها تشیع امکان توجیه ضرورت عقلی نبوت و عصمت او حتی در تبلیغ را دارد.»*
معنای درست توحید که همان تجزیه ناپذیری خداوند است تنها در مکتب تشیع وجود دارد از این رو سایر مکاتب اسلامی و غیر اسلامی که موجودی تجزیهپذیر و قابل رؤیت که در واقع مخلوقی از مخلوقات است را میپرستند در اثبات ضرورت نبوت یا عصمت پیامبر حتی در مقام تبلیغ عاجز خواهند بود چون مستقیم با این اشکال مواجه میشوند که چرا خداوند خود با ما سخن نمیگوید؟
#بررسیادعایچهارم: زمانی که فهم نبوت و امامت بدون فهم توحید ممکن نباشد به نحو اولی نوبت به سایر امور نخواهد رسید.
✍️ یادداشت های شخصی
دکتر هادی عبیداوی
دشت آزادگان ۱۴۰۵/۵/۳۰
@mahaassen
✏️ تلنگری هادی ✏️
۱۶۳: #اختیار در هستی
برخی پرسشها هیچگاه تکراری و قدیمی نمیشوند بلکه همیشه جزء مسائل روز برای اهل اندیشه هستند نگاهی به محافل علمی نشان میدهد که یکی از چالشیترین مباحث زندهی دنیا نزد اهل اندیشه مسألهی اختیار است.
که در این اینجا نشان خواهیم داد که اختیار در هستی وجود دارد.
#دلیلنخست:
۱. جهان در ابتدا، وسط و پایان مقدر است.
۲. تقدیر عدد است
۳. عدد بالقوه نامتناهی است.
۴. ترجح عددی بر سائر اعداد بدون مرجح محال است.
۵. آن مرجح (فاعل) نسبت به همه اعداد متساوی است و الا متجزی و به تبع آن مقدر میشد و پرسش از نو تکرار میشد.
۶. مرجحی که نسبت او به همه اعداد مساوی است و یکی را گزینش کند مختار است.
۷. پس موجود مختار در جهان وجود دارد.
#دلیلدوم:
۱. جهان حادث به حصر عقلی فعل یکی از موجودات زیر است:
▪️فاعل قدیم مضطر
▪️فاعل حادث
▪️فاعل قدیم مختار
۲. اگر جهان فعل فاعل قدیم مضطر بود جهان قدیم میبود اما تالی باطل است فالمقدم مثله
۳. اگر جهان فعل فاعل حادث بود خود نیازمند فاعلی دیگر بود و به خاطر بطلان تسلسل باید به فاعلی قدیم و مختار میرسید چون طبق شماره۲ وجود فاعل قدیم مضطر محال است.
#دلیلسوم:
۱. باور یعنی اذعان و ترجیح سلب یا ایجاب بین موضوع و محمول در قضیه بدون اضطرار است برای همین تفاوت هوش مصنوعی با انسان در این است
پس باور فرع وجود اراده است
۲. نتیجه: باور میکنم پس مختارم
بیانی دیگر:
فکر یعنی خروج نسبت موضوع و محمول از حالت استوای بیت اتحاد یا سلب اتحاد است
(این برهان در حال تکمیل و نوشتن است...)
#دلیلچهارم:
زندگی، اخلاق، مدح و ذم، تکلیف فرع اختیار است
#دلیلپنجم:
«قال الإمامُ الصّادقُ عليه السلام لعبدِ الكريمِ بنِ أبي العَوْجاءِ و هُو مُنْكِرٌ للمَبدَإ و المَعادِ ـ : إنْ يَكُنِ الأمُر كما تَقولُ ـ و لَيس كما تَقولُ ـ نَجَوْنا و نَجَوْتَ ، و إنْ يَكُنِ الأمرُ كما نَقولُ ـ و هُو كما نَقولُ ـ نَجَوْنا و هَلَكْتَ. فأقْبَلَ عبدُ الكريمِ مَن مَعهُ فقالَ:وَجَدتُ في قَلبي حَزازَةً فَرُدّوني ، فَرَدُّوهُ و ماتَ» [التوحيد : ۲۹۸/۶ .]
«امام صادق عليه السلام به عبد الكريم بن ابى العوجاء كه منكر مبدأ و معاد بود فرمود ـ : اگر حقيقت چنان باشد كه تو مى گويى ـ كه البته چنين نيست ـ هم ما و هم تو نجات يافته ايم و اگر حقيقت آن باشد كه ما مى گوييم ـ كه همين طور هم هست ـ ما نجات يافته ايم و تو هلاك گشته اى . عبد الكريم رو به همراهان خود كرد و گفت : در قلبم سوزش و اندوهى احساس كردم ، مرا ببريد . يارانش او را بردند و عبد الكريم مرد.»
✍️ یادداشت های شخصی
دکتر هادی عبیداوی
دشت آزادگان ۱۴۰۵/۵/۳۰
@mahaassen
✏️ تلنگری هادی ✏️
۱۶۴. نشست علمی قرانی:
﴿كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ﴾
«لِتَجْرِيدِ الِاعْتِقَادِ مِنْ بَاطِلِ الْإِيلَادِ»
🔸دین و انسان به مثابه شجره
۱. هر انسانی حتی کافر دیندار است چون دین یعنی باور به هست و نیستها و باید و نبایدها.
۲. دین، شجرهای حقیقتا واحد و به هم پیوسته که طیبه یا خبیثه است.
نتایج:
اول: انسان اگر شجره طیبه توحید نباشد نقیض آن یعنی شجره خبیثه شرک خواهد بود.
دوم: حجج الهی نیامدهاند ما را دیندار و مومن کنند بلکه آمدهاند ما را از ایمان و دین باطل به سوی ایمان و دین حق دعوت کنند.
سوم: دینداری به خودی خود ارزشی ندارد مگر آنکه مصداق شجره طیبه باشد پس ساحتهای ششگانه خود (اراده، عاطفه، اندیشه، ایمان، اخلاق، رفتار) را با این شجره بسنجیم.
🔸#اجزایشجرهطیبه
۱. #ولایت به مثابه زمین،
۲. #علم به مثابه آب،
۳. #عقل به مثابه ریشه و آوند است که به اجزای شجره ارتباط و وحدت حقیقی میبخشد.
و بدون عقل استفاده از علم ولایت ممکن نیست و بالعکس.
نکته: شرط رشد عقلانیت ولایت، همنشینی با علما و ممنوعیت تصدیق یا تکذیب بدون استدلال است.
۴. #اصولدین به مثابه ساقه
- اصل اصول دین توحید و نفی شرک است.
- توحید، باور به موجود تجزیهناپذیر در ذات و افعال و به تعبیر قران «الواحد القهار» است.
- الواحد بر خلاف نظر وهابیت و عرفان هندی کل یا جزء نیست.
ـ شرک، اشتراک و نفی تباین در ذات، صفات و افعال است.
- معاد و نفی تناسخ، نبوت و نفی کهانت، امامت و نفی طاغوت، عدل و نفی ظلم لوازم توحیدند.
۵. #کلیات فروع اعتقادی، اخلاقی، عبادی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به مثابه شاخهها،
۶. #جزئیات همان فروع به مثابه برگها،
۷. #عدالت اجتماعی بهجای ظلم، برادری بهجای دشمنی، زیبایی بهجای زشتی، احسان بهجای طغیان، لذت ابدی بهجای درد ابدی و سعادت بهجای شقاوت به مثابهی میوه شجره است.
#تجلیاتشجره:
تجلی نوشتاری شجره: قران و کتاب کافی است.
تجلی انسانی آن اهل بیت طهارت است.
تجلی سیاسی آن نهضت کربلاست.
تجلی نمادین و عبادی آن نماز، حج و عفاف است.
✍ تدوین: دکتر هادی عبیداوی
دشت آزادگان شهریور ۱۴۰۵
@mahaassen
✏️ تلنگری هادی ✏️
۱۶۵. #ماهیتاصولوفروعدین
ویژگیهای اصول دین
۱. فهمیدنی هستند.
۲. غیب هستند.
۳. موطن آنها باطن و قلب انسان است.
۴. انکار عمدی یا غیر عمدی آنها انسان را از دایره اسلام خارج میکند.
۵. عمل به فروع دین تنها با قبول این اصول ضرورت پیدا میکند.
۶. تقلید در آنها جایز نیست.
۷. اولین امر واجب در دین پس از رسیدن به سن تکلیف هستند.
«أَوَّلُ اَلدِّينِ مَعْرِفَتُهُ»
«آغاز دین شناخت خداوند است» (خطبه 1).
به عبارتی انسان زمانی دست به عمل میزند که اطمینان پیدا کند خدایی واحد هست معادی جهت گرفتن پاداش این عمل وجود دارد و در نهایت کسی که به او گفته این عمل را انجام دهد حجت خداوند است.
با توجه به ویژگیهای فوق اصول دین توحید، معاد و حجت الهی هستند. که اصل این اصول توحید است.
نکته: علمای شیعه برای برجسته کردن مسأله امامت به عنوان مصداقی از حجت الهی و عدل الهی به عنوان لازمه توحید اصول دین را پنج قسم یعنی توحید، نبوت، امامت، معاد و عدل ذکر کردهاند.
اصول در دین به مثابهی یک ساختمان
۱. همانند پی ساختمان دیده نمیشوند.
۲. جایگاه آن در باطن ساختمان است.
۳. همانند پی ساختمان با اینکه دیده نمیشود اما میزان قوام و ارزش فروع دین به آنهاست.
۴. همانگونه که ساختمان شکل خود را از پی میگیرد فروع دین نیز شکل خود را از اصول دین میگیرد.
۵. ساده اندیشان تنها به آنچه از ساختمان یا دین دیده میشود اهمیت میدهند اما ژرف اندیشان و اهل تعقل به باطن دین و ساختمان که همان اصول و پی ساختمان است اهمیت بیشتری میدهند.
ویژگیهای فروع عبادی دین عکس اصول دین هستد و ده مورد هستند:
۱. نماز ۲. روزه ۳. حج ۴. جهاد ۵. زکات ۶. خمس ۷. امر به معروف ۸. نهی از منکر ۹. تولی ۱۰. تبری
نکته آخر: اصول دین بدون عمل به فروع ناقصاند اما عمل به تمام فروع بدون توحید باطل است.
✍ تدوین: دکتر هادی عبیداوی
دشت آزادگان شهریور ۱۴۰۵
@mahaassen
✏️ تلنگری هادی ✏️
۱۶۵. #ماهیتاصولوفروعدین
ویژگیهای اصول دین
۱. فهمیدنی هستند.
۲. غیب هستند.
۳. موطن آنها باطن و قلب انسان است.
۴. انکار عمدی یا غیر عمدی آنها انسان را از دایره اسلام خارج میکند.
۵. عمل به فروع دین تنها با قبول این اصول ضرورت پیدا میکند.
۶. تقلید در آنها جایز نیست.
۷. اولین امر واجب در دین پس از رسیدن به سن تکلیف هستند.
«أَوَّلُ اَلدِّينِ مَعْرِفَتُهُ» (خطبه 1).
به عبارتی انسان زمانی دست به عمل میزند که اطمینان پیدا کند خدایی واحد هست، معادی جهت دریافت پاداش و عقاب عمل وجود دارد و در نهایت کسی که به او گفته این عمل را انجام دهد حجت خداوند است.
با توجه به ویژگیهای فوق اصول دین توحید، معاد و حجت الهی هستند. که اصل این اصول توحید است.
نکته: علمای شیعه برای برجسته کردن مسأله امامت به عنوان مصداقی از حجت الهی و عدل الهی به عنوان لازمه توحید اصول دین را پنج قسم یعنی توحید، نبوت، امامت، معاد و عدل ذکر کردهاند.
اصول در دین به مثابهی یک ساختمان
۱. همانند پی ساختمان دیده نمیشوند.
۲. جایگاه آن در باطن زمین است.
۳. همانند پی ساختمان با اینکه دیده نمیشود اما میزان قوام و ارزش فروع دین به آنهاست.
۴. همانگونه که ساختمان شکل خود را از پی میگیرد فروع دین نیز شکل خود را از اصول دین میگیرند.
۵. ساده اندیشان تنها به آنچه از ساختمان یا دین دیده میشود اهمیت میدهند اما ژرف اندیشان و اهل تعقل به باطن دین و ساختمان که همان اصول و پی ساختمان است اهمیت بیشتری میدهند.
ویژگیهای فروع عبادی دین عکس اصول دین هستد و تعداد آنها ۱۰ مورد است:
۱. نماز ۲. روزه ۳. حج ۴. جهاد ۵. زکات ۶. خمس ۷. امر به معروف ۸. نهی از منکر ۹. تولی ۱۰. تبری
نکته آخر: اصول دین بدون عمل به فروع ناقصاند اما عمل به تمام فروع بدون باور به اصول، باطل است.
✍ تدوین: دکتر هادی عبیداوی
دشت آزادگان شهریور ۱۴۰۵
@mahaassen