eitaa logo
🥀این صاحبنا؟🥀
1.6هزار دنبال‌کننده
8.2هزار عکس
6.9هزار ویدیو
77 فایل
روشونه‌هات‌دنبال‌بال‌پروازنباش. انگیزه‌ی‌‌پروازباید‌تودلت‌باشه^^🕊 •جایی •درحوالی •خُـدا و امام‌زمان♥️ ┅ 🌿تبلیغات و خدمات: @hich_club ⛔ادمین تبادل: @m_haydarii 🌿کپی با ذکر صلوات
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❇️ نجات از تگرگ مرگبار بعد از توسل به امام زمان (عج) (تشرّف صاحب کتاب الزام النّاصب در راه نجف‌) ♦️ آقای شیخ علی یزدی حائری فرموده‌اند: ▫️ در سال معروف به غریقیّه که نزدیک به پانصد نفر از زوّار امیر المؤمنین علیه السّلام در مسیر کربلا به نجف برای درک زیارت روز مبعث، در شطّ کوفه غرق شدند، من هم با عیال و اثاثیه زیادی به همراه عموی خود به نام حاج عبد الحسین، از کربلای معلّی خارج شدیم و تا نزدیک سدّی، که به دستور مرحوم حاج عبد الحسین شیخ العراقین بنا شده بود، رفتیم. 💨 ناگاه هوا دگرگون شد و بادهای سخت وزیدن گرفت گردوخاکی ایجاد شد. ابرهای قطعه‌قطعه در هوا نمایان و همدیگر را گرفته و متراکم شدند. ⛈ رفته‌رفته نم‌نم باران، باریدن گرفت تا آن‌که باران شدید شد و به تگرگ مبدّل گردید. هر دانه تگرگی که از آسمان می‌آمد به اندازه نارنج کوچک و یا گردوی بزرگی بود. ⚡️ وضعیّت ما وخیم و دنیا بر ما تنگ شد و بلا نازل گردید. یقین کردیم که هلاک خواهیم شد. بسیاری از چهارپایان از آن تگرگ دستخوش هلاکت گردیدند و مردم همه مضطرب شدند. بعضی از آن تگرگها که بر سر افراد می‌خورد، آنها را به هلاکت می‌رساند. بعضی از مردم هم منتظر بودند که تا چه‌وقت تگرگ به سرشان اصابت کند. عدّه‌ای هم مثل دیوانگان از این طرف به آن طرف می‌دویدند به امید آن‌که از این مهلکه جان سالم بدر برند. ❄ سرما بحدّی شدید شد که دست و پای همگی مثل چوب خشک گردید و چهارپایان از حرکت باز ماندند. به عمویم گفتم: 🔹 کاری کن که به مرکز سلیمانیّه برسیم. به جایی که قایقها توقّف می‌کنند برو و صاحبان آنها را خبر کن؛ شاید بیایند و ما را حمل کنند و از هلاکت رها شویم. ▫️ عمویم- حاج عبد الحسین- به هر کیفیّتی بود خود را به سلیمانیّه رسانید؛ امّا در آن‌جا نه قایق و نه قایق‌رانی دیده بود. همان‌جا ناامید ماند و حتّی قادر بر مراجعت نبود که خود را به ما برساند و از کیفیّت ماجرا خبر دهد. ☠ به‌هرحال بالهای مرگ بالای سر ما پهن شده و چنگال خود را به ما نشان می‌داد. ✨ در این اثناء به حضرت ولیّ عصر ارواحنا فداه متوسّل شدم. ناگاه دیدم قایقی در آب و نزدیک ما ظاهر شد سیّدی میان آن بود به گمانم رسید که از اهالی کربلا باشد. ایشان با صدای بلند و به فارسی صدا زد: 🔸 این حاج شیخ خودمان است. ▫️ بعد هم با ما تعارف نمود و دستور فرمود که من و عیالات وارد قایق شویم. دستور آن سیّد جلیل را اطاعت نموده و هرطور بود خود را با اثاثیه و عیال و اطفال به او رساندم. ایشان هم حرکت کردند تا این‌که ما را به سلیمانیّه رسانیدند و گذشت بر زوّار آنچه که گذشت؛ 🔘 یعنی حدود پانصد نفر از آنها به سبب آن تگرگها از دار دنیا رفتند. 💡 من هم متوجّه توسّل و استغاثه خود نشدم مگر بعد از مدّت مدیدی که از این قضیّه گذشته بود و دانستم که آن سیّد همان بزرگوار ارواح العالمین له الفداه است. ⬅️ برکات حضرت ولی عصر (علیه السلام)، صفحه ی ۱۴۴ 🏷 (عج) 💚↝•|@mahdaviat_haqiqi
7.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸سخنان زیبای رهبر انقلاب در مورد ظهور عجل الله فرجه... ✔️به همراه دعای فرج 💚↝•|@mahdaviat_haqiqi
دعای‌ندبه🎼سیدرضانریمانی.mp3
19.21M
🤲 دعای ندبه 🎙 با صدای سید رضا نریمانی 💚↝•|@mahdaviat_haqiqi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
چهار راهکار پیامبر (ص) برای حفظ خانواده در آخرالزمان✅ 💚↝•|@mahdaviat_haqiqi
🔴 هر روز یک سلام و یک حاجت 🟢 آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی (ره) به شاگردان خود توصیه می کردند : 🔵 هر صبح که از خانه بیرون می آیید ، یک سلام به حضرت صاحب الامر علیه السلام عرض کرده و یک حاجت بخواهید. 💚↝•|@mahdaviat_haqiqi
(قسمت دوم) و حال اینکه من معتقدم، غیرت و لطف و محبت حضرت بقیةالله ارواحنافداه اجازه نمی دهد که دوستش برای رسیدن به او تا این حد زحمت و خجالت بکشد و طبعا نمی گذارد پس از یکی دو در خانه زدن بیشتر معطل شوید و خانه خود را به شما نشان می دهند، ولی چون من معتقد نیستم، یعنی یقین ندارم که حضرت در مدینهٔ منوره خانه ای داشته باشند، این عمل را انجام نداده ام. ✨💫✨ و خلاصه به قدری در این باره با معظم له حرف زدم که ایشان در همان نیمه شب برخاست و ایستاد ، من هم ایستادم . متحیر بود که از کجا و از کدام طرف شروع کند و به اطراف نگاه میکرد. من در هر لحظه منتظر لطفی از طرف حضرت بقیةالله ارواحنافداه بودم، ‌ناگهان در صورتی که سراسر این میدان وسیع، پرنده ای پر نمیزد، همهٔ مردم در خانه ها بخواب بودند، سکوت عجیبی همه جا را گرفته بود، ✨💫✨ صدائی از طرف خیابان مقابل مسجد غمامه به گوش می رسید که شخصی به زبان فارسی صدا میزند: "از این طرف، از این طرف"، ما به طرفی که صدا می آمد نگاه کردیم‌، از دور شخصی را که نمی توانستیم خصوصیات قیافه و لباسش را تشخیص دهیم دیدیم که ظاهرا ما را صدا می زند. من با خودم فکر کردم که شاید او ما را به طرف خانه حضرت ولی عصر صدا می زند. اشک از دیدگانمان جاری شد و بدون معطلی به آن طرف حرکت کردیم... ادامه دارد ... 💚↝•|@mahdaviat_haqiqi
-آسان‌ترین،شیرین‌ترین ومفیدترین‌کاری‌که‌می‌شناسم توجه‌به‌وجود‌مقدس‌ولی‌عصر(عج)است 💠 💚↝•|@mahdaviat_haqiqi
. 💫 ملاقات با امام زمان (عج) علامه مجلسی (ره) از قول پدرش نقل می‌کند که می‌گفت: در زمان ما شخص صالح و مؤمنی به نام امیر اسحق استر آبادی (ره) بود که چهل بار پیاده به مکه رفته بود، و بین مردم مشهور شده بود که او طی الأرض دارد (یعنی چندین فرسخ را در یک لحظه طی می‌کرده). در یکی از سال‌ها او به اصفهان آمد. من باخبر شدم و به دیدارش رفتم. پس از احوالپرسی از وی پرسیدم: آیا شما طی الأرض دارید؟ در بین ما چنین شهرت یافته است؟ در جواب گفت: در یکی از سالها با کاروان حج به زیارت خانه خدا می‌رفتم به محلی رسیدیم، که آنجا با مکه هفت یا نه منزل (بیش از پنجاه فرسخ) راه بود. من به علتی از کاروان عقب مانده و کم کم به طور کلی از آن جدا شدم. و جاده اصلی را گم کرده حیران و سرگردان بودم. تشنگی چنان بر من غالب شد که از زندگی مأیوس گشتم. چند بار فریاد زدم: - یا أباصالح! یا أباصالح! ما را به جاده هدایت فرما! ناگاه شبحی از دور دیدم و به فکر فرو رفتم! پس از مدت کوتاهی آن شبح در کنارم حاضر شد. دیدم جوانی گندم گون و زیبا است که لباس تمیزی به تن کرده و سیمای بزرگان را دارد. بر شتری سوار بود و ظرف آبی همراه خود داشت. به او سلام کردم، جواب سلام مرا داد و پرسید: تشنه هستی؟ گفتم: آری! ظرف آب را به من داد و از آن آب نوشیدم. سپس گفت: می‌خواهی به کاروان برسی؟ مرا بر پشت سر خود سوار شتر کرد و به جانب مکه حرکت کردیم. عادت من این بود که هر روز دعای حرز یمانی را می‌خواندم. مشغول خواندن آن دعا شدم. در بعضی از جمله‌ها آن شخص ایراد می‌گرفت و می‌گفت: چنین بخوان! چیزی نگذشت که از من پرسید: اینجا را می‌شناسی؟ نگاه کردم، دیدم در مکه هستم. امر کردند: پیاده شو! وقتی پیاده شدم، او بازگشت و از نظرم ناپدید شد. در این وقت فهمیدم که او حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه شریف) بوده است. از فراق او و از اینکه او را نشناختم متأسف شدم. بعد از گذشت هفت روز، کاروان ما به مکه رسید. افراد کاروان، چون از زنده ماندن من مأیوس شده بودند، یکباره مرا در مکه دیدند و از این رو، بین مردم مشهور شدم که من طی الأرض دارم. 📔 بحار الأنوار: ج۵٢، ص١٧۵ 💚↝•|@mahdaviat_haqiqi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💚 آقا ارواحنافداه پشتِ دره ! 👤 آیت‌ الله ناصری رحمت‌الله‌علیه 💚↝•|@mahdaviat_haqiqi
بـہ‌انتـظـارلـبخندےنشـستہ‌ایـم ڪہ‌عطـرش‌دنیـارابـهشٺ‌میـڪند💚 💚↝•|@mahdaviat_haqiqi