eitaa logo
مهدویت
135 دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
1.8هزار ویدیو
81 فایل
کلاس آشنایی با مهدویت(بانوان مهدوی) استاد: سرکار خانم دکتر نیلچی زاده
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸یکی از بطون معانی ظهور آن است که 🍁واجبات را انجام دهی 🍁و از محرمات اجتناب کنی 🍁و کسب حلال داشته باشی 🍁و سیما و چهره انسانی ظاهری در مرد را با و در را با حضرت فاطمه علیها السلام حفظ کنی 🍁 تا به صورت انسانی محشور شوی 🍁 و با خلق محبوبت دلسوز و مهربان باشی 🍁و مقدس عاقل باشی که سخریه مردم نشوی. 🔹آزاده باش و دلداده باش 🍁فرزانه باش و جان باخته باش 🍁با همه باش و بی همه باش 🍁آشنای همه باش بیگانه باش 🍁حاضر و شاهد باش و ناظر و غائب باش 🍁در جمع باش و با احدی مباش 🍁 دلسوز خلق خدا باش در عین حال از آنان ترس داشته باش 🍁که وسواس خناس فراوانند که در ظاهر مولایند و تمساح می ریزند ولی بوقتش سامری گوساله پرستند 🔹 لذا آنکه خلق را آفرید به رسولش در دو سوره و از خلق تحذیر نمود چونکه خلق دارد و شر است البته در منظر اعلای اهل توحید از آن جنبه که خلق وجود دارند که وجود مساوق با حق است خیر است که از نکو جز نکویی ناید 🍁پس درست دریاب که و غیبت (عج) به چه معنا است که با همه است ولی بی همه است. 🔹ای عاشق سبیل بدان که قرآن جامع است که بنیه محمدیه (ص) به انزال دفعی یکبارگی گرفت و حاوی همه ۷۳ حرف اسم اعظم الهی است که حضرت صاحب نفس مکتفی ۷۲ حرف آن را برای نفوس شیق به کمال تجلی می دهد پس یکی از بطون معانی انتظار را نشان می دهد که مراد از انتظار ظهور آن حروف عالیات برای است برآن باش که استعداد و پذیرش آن حروف را بدست آوری که دهش و هدایا و تحف ذاتی و اسمایی به اندازه سعه وجودی هر شخصی است که از جدول و سر و حصه وجودی خود می گیرد. پس ای عزیز آب کم جوی تشنگی آور بدست تا بجوشد آبت از بالا و پست. 🔴🔴خلاصه آنکه و و قیام قائم آل محمد (عج) را در 🍁 جستجو کن 🍁و خلاصه ببین کجایی هستی 🍁پس باش و باش 🍁که او هم است و هم 🌿علامه حسن زاده آملی @samad1001
🍃🌸 ♻️راشد همدانی و امام زمان(عج) 💢یک ثانیه از عمر دراز شب باعث شده تا صبح به یادش بنشینیم 💢ده قرن ز عمر پسرفاطمه بگذشت یک شب نشد از داغ بنشینیم! 💠احمد بن فارس ادیب از اساتید شیخ صدوق می گوید: راشد همدانی از مردم هَمَدان به حج می رود. هنگام بازگشت، کاروان در بیابانی منزل می کنند تا شب را به روز آورند. 💠مرد، در انتهای کاروان به خواب رفته بود. وقتی که از حرارت آفتاب بیدار شد، کاروان رفته بود و اثری از آن به جای نمانده بود. ♻️حاجی همدانی در این زمینه می گوید: 🌿در آن لحظه وحشت زده از جا برخاستم و بدون آن که بدانم به کجا می روم، با توکل له خدا به راه افتادم. مقداری راه رفته بودم که سرزمین سبز و خرمی را دیدم و در وسط آن منطقه سرسبز، خانه ای را دیدم که دربانی بر درِ آن ایستاده است. به سوی دربان رفتم، تا مرا راهنمایی کند. 🌿دربان، مرا با خوشرویی پذیرفت و بعد از اجازه گرفتن از صاحب خانه مرا به درون خانه نزد صاحب خانه برد. جوانی در اتاق نشسته بود و در بالای سرش شمشیر بلندی از سقف آویزان بود. سیمای آن جوان مانند ماه شب چهارده می درخشید. سلام کردم بعد از پاسخ فرمود: می دانی من که هستم. گفتم: نه. 🌸فرمود: من آل محمد هستم. من آن کسی هستم که در آخر الزمان ظهور خواهم کرد و جهان را پر از عدل و داد خواهم کرد؛ وقتی که از ظلم و بیداد پر شده باشد. ♻️تا این سخن را شنیدم، به رو بر زمین افتادم و چهره ام را به خاک ساییدم. فرمود: این کار را نکن سرت را بلند کن. ♻️من اطاعت کردم. سپس فرمود: تو فلانی هستی و نام مرا بر زبان آورد. از شهری هستی که در دامن کوه قرار دارد و گویند. گفتم: آری سرورم چنین است. 💠فرمود: می خواهی نزد خانواده ات بازگردی. گفتم: بلی ای آقای من، و به آنان مژده دیدار شما را خواهم داد. حضرتش به خادم اشاره ای فرمود. 🌿خادم، دستم را گرفت و کیسه ای به من داد و چند قدم همراه من برداشت که من تپّه و ماهورها و درختانی و مناره مسجدی را دیدم. 🌿پرسید: این شهر را می شناسی. گفتم: نزدیک ما شهری است به نام اسد آباد و این بدان شهرماند. 💠گفت: این همان اسد آباد است برو به خوشی و سعادت. دیگر او را ندیدم. وقتی که داخل اسد آباد شدم، کیسه را باز کردم. دیدم محتوی چهل یا پنجاه دینار زر است. پس به سوی همدان رفتم و تا دینارها باقی بود روزگار خوشی داشتم. ♻️همسفران او که در حج بودند، پس از زمانی نه چندان کوتاه رسیدند و گم شدن او را به همه می گفتند. وقتی او را در شهر خودشان دیدند، تعجب کردند. فرزندان و خاندان او و بسیاری از کسان، از سفر این مرد هدایت یافتند.[1] ⚫️پی نوشت [1] كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 188 ⚫️منبع : امام زمان (ع) سرچشمه نشاط جهان، ص: 147؛ پاک نیا، عبدالکریم