eitaa logo
مهدوی زادگان
365 دنبال‌کننده
189 عکس
57 ویدیو
19 فایل
*رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ*
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 مساله سانسور رسانه ای اغتشاش داود مهدوی زادگان گرچه آتش خیابانی فتنه 401 رو به خاموشی گراییده است، اما آتش رسانه ای فتنه در داخل و خارج کشور همچنان باقی است. تردیدی نیست که رسانه های کاغذی و مجازی همسو با فتنه افکار عمومی را آماج تحلیل و تفسیر هایی قرار می دهند که آکنده از تولید آگاهی کاذب خواهد بود. پس، باید چنین تولیدی را رصد کرد و ناروایی و ناراستی های آن را برای افکار عمومی معلوم کنیم. نکته مهم این است که چهره اغتشاش خیابانی کاملا عریان و صریح و بی پروا بود و هرگز سعی نمی کرد چیزی را مخفی کند. اما رسانه همسو و حامی سعی می کند این عریانی و بی پروایی در گفتار و عمل اغتشاشگر را سرپوش نهاده و کتمان کند. ادبیات آنها را از وجه صراحت به وجه استعاری و کنایه ای تبدیل خواهد کرد و بعضاً ادبیاتی برای آن خلق می کند. چون در غیر این صورت، قادر به حمایت و همدلی با فتنه گران نخواهند بود. از این رو، خیلی مهم است که بدانیم رسانه حامی اغتشاش چگونه چنین آگاهی کاذبی را تولید می کند. با چه ترفند و تزویری خشونت عریان اغتشاشگران را سرپوش گذاشته آنها را به مثابه کنش گرانی اتو کشیده و سر به زیر معرفی خواهد کرد. گرچه مهم ترین مشکله رسانه های حامی در سانسور چهره عریان اغتشاشات اخیر همان رسانه های انقلابی هستند؛ لکن مشکل دیگر آنها هم مسلکان آن ور آبی است که خود را ملزم به چنین سانسور و کتمان کاری نمی دانند. از این رو، در آینده شاهد نزاع زرگری میان دو رسانه همسو و حامی داخلی و خارجی در نحوه پوشش رسانه ای فتنه 401 خواهیم بود. 👇👇👇 @mahdavizadegan
🔰 سکولارهای حوزوی و شائبه های شرک آلود داود مهدوی زادگان 🔹 جماعتی از حوزویان با انگیزه حفظ دین و دینداری در حوزه جامعه و سیاست، داعیه جدایی دین از سیاست را تبلیغ می کنند. به زعم آنان دین بویژه در حوزه سیاست فراتر از گزاره‌های اخلاقی پیام دیگری ندارد و در امر حکمرانی فاقد اوامر و احکام سیاسی است. اینان در راستای توجیه دیدگاه خود تلاش زیادی می کنند تا دیدگاه بزرگانی از حوزه علمیه را با خود هم داستان و هم نظر جلوه دهند. حتی به آنان دیدگاه مخالفت با تاسیس حکومت در عصر غیبت را نسبت می دهند. بعضاً هم پا را از این عقیده فراتر گذاشته از حکمرانی عرفی دفاع کرده آن را مطلوب ترین شکل حکومت در عصر غیبت می دانند. به همین خاطر می توان از آنان با عنوان عرفی گرایان یا سکولارهای حوزوی یاد کرد. 🔹 در اینجا قصد نقد و ارزیابی دیدگاه عرفی گرایانه این دسته از روحانیون حوزه را نداریم. اجمالاً به همین اندازه بسنده می کنیم که این دیدگاه، لا اقل در اندیشه امامیه، هیچ جایگاه و وجاهت علمی ندارد و نمی توان آن را مستند به گزاره ها و محکمات کتاب و سنت توجیه کرد. حتی ديدگاه بزرگانی از علمای حوزه مانند مرحوم علامه شعرانی مبنی بر نفی حکمرانی در عصر غیبت از باب نفی حکومت سلاطین جور است و ناظر بر حکمرانی ولی فقیه نیست. بلکه مقصود در این گفتار پرسش از ماهیت کنش‌گری سیاسی این جماعت حوزوی معتقد به جدایی دین از سیاست است. 🔹 چنانکه همگان شاهد و ناظر هستند جماعت عرفی گرای حوزوی حضور پر رنگی در عرصه سیاست دارند و به حسب عقیده جدایی دین از سیاست عموما با مواضع جریانات مخالف حکومت اسلامی همزبان و همداستان هستند. چنانکه در فتنه های سیاسی سال های اخیر، از جمله فتنه 401 مشارکت جدی داشته‌اند و حتی در نامه های ارسالی به مراجع دینی خواهان دخالت و نفی حکمرانی دینی از سوی آنها بودند. لذا پرسش اساسی این است که با عقیده مندی به جدایی دین از سیاست، آیا می توان مشارکت سیاسی این جماعت عرفی گرای حوزوی را دینی تلقی کرد؟ اگر دین از سیاست جدا است؛ چگونه می توان گفت کنش گری سیاسی آنان مبنای دینی دارد؟ چگونه می توان استنادات آنان به گزاره های دینی در نفی حکومت اسلامی یا حتی حکومت عرفی را تایید کرد؟! 🔹 حقیقت آن است که بر مبنای تفکیک قلمرو دین و دیانت از سیاست، کنش‌گری و مشارکت سیاسی عرفی گرایان حوزوی ارزش و اصالت دینی و اسلامی ندارد. هرگز نمی توان گفتار و اعمال آنان در حوزه سیاست را منتسب به دین و دیانت دانست. این بخش از اقدامات سیاسی آنان اساسأ وجاهت دینی ندارد و احیاناً هم اگر بالای منابر قصد قربت می کنند، چنین قصدی باطل است. چون به گفته خودشان دین در امر سیاست فراتر از گزاره های اخلاقی سخن دیگری ندارد. مواضع سیاسی این جماعت در بالای منبر وعظ با گفتار سیاسی سکولار ها در پشت تریبون از جهت غیر دینی بودن هیچ تفاوتی ندارد. مداخله سیاسی آنان فاقد پشتوانه دینی است و نمی توانند از موضع دینی حکومت اسلامی را نقد و ارزیابی کنند. روحانی عرفی گرا حق ندارد بربالای منبر خود حکومت اسلامی را نفی و حکومت سکولار را تایید کند. این چنین رفتاری بر مبنای گفته خودشان، شائبه شرک آلود دارد. آنان یا باید ترک منبر کنند و یا قول به جدایی دین از سیاست را کنار بگذارند. در غیر این صورت، گرفتار شرک خفی می شوند. 👇👇👇 @mahdavizadegan
🔰 مصباح انقلاب داود مهدوی زادگان انقلاب ها بدون پشتوانه نظری شکل نمی گیرند و بدون آن هم تداوم و استمرار پیدا نمی کنند. راز ماندگاری یک انقلاب در برخورداری از پشتوانه تئوریک است. خیلی از انقلاب ها به دلیل آنکه از جهت نظری ابتر بودند، تداوم پیدا نکردند و به سرعت فرآیند عادی سازی و روزمره شدن را پشت سر گذاشته وارد وضعیت پسا انقلابی شده اند. اگر آن پشتوانه تئوریک نبود، انقلاب اسلامی 57 اتفاق نمی افتاد. سنت فکری هزار و اندی ساله امامیه بویژه مجاهدت های علمی بزرگان معاصر از مرحوم شیخ انصاری، شیخ شهید فضل الله نوری، نائینی و حاج شیخ عبد الکریم حائری یزدی و آیت الله شاه آبادی گرفته تا مرحوم آیت الله بروجردی و علامه طباطبایی و بزرگان دیگر در ساخت بنیان نظری اسلام سیاسی و وقوع انقلاب اسلامی سهم بالایی دارند. چنانکه مرحوم امام خمینی ره به همراه حلقه تعلیمی ایشان در تولید پشتوانه نظری انقلاب اسلامی نقش بی بدیلی داشتند. در این میان نقش یکی از شاگردان برجسته امام خمینی ره که از او با عنوان حاصل عمر خود یاد کردند، مرحوم استاد شهید مرتضی مطهری بی مانند بود. ایشان از جهت تولید بنیان های نظری حق زیادی دارد و انقلاب اسلامی به آن شهید بزرگوار مدیون است. بر کسی پوشیده نیست که انقلاب اسلامی بعد گذشت چهل و اندی سال همچنان برقرار است و فرآیندهای عادی سازی مانند فتنه 401 در این امر توفیق چندانی پیدا نکرده اند. یک دلیل این نا کامی ها وجود پشتوانه نظری است که همچنان تا به امروز همراه انقلاب اسلامی بوده است. صلابت و سر زندگی انقلاب اسلامی ریشه در همین پشتوانه نظری دارد. گرچه بنیان اندیشه ساز و نظریه پرداز استاد شهید مرتضی مطهری در ماندگاری و تداوم انقلاب اسلامی نقش بسزایی دارد. اما این بنیان فکری به دلیل شهادت ایشان به دست بد خواهان و کینه توزان در آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، از تجربه همراهی با انقلاب محروم گشت. پس، باید این همراهی فکری با تجربه انقلاب توسط مرجع دیگری اتفاق افتاده باشد که همچنان شاهد استمرار حیات انقلابی هستیم. بدون تردید، آن مرجع فکری همراه با تجربه انقلاب اسلامی همانا مرحوم علامه محمد تقی مصباح یزدی ره است. ایشان تا آخرین روز حیات دنیوی شان به مثابه پشتوانه نظری و همراه فکری و عملی انقلاب شناخته می شود. مهم ترین دلیل خصومت ورزی مخالفان و دشمنان انقلاب اسلامی با مرحوم آیت الله مصباح یزدی در همین همراهی نظری ایشان با انقلاب است. آنان در ظاهر مدعی نا چیز بودن نقش تئوریک ایشان در انقلاب و حتی در فضل و دانش آن مرحوم هستند، ولی در باطن بر جایگاه بی بدیل ایشان معترفند. حجم خصومت ورزی آنان علیه مرحوم علامه مصباح یزدی حکایت از آن اعتراف باطنی دارد. اگر آن مرحوم، " مصباح انقلاب" نبود، این اندازه خصومت ورزی و کین توزی با ایشان هم نبود. غالباً فیلسوفی که در عرصه جامعه و سیاست تاثیر گذار است، بیشتر از دیگر فیلسوفان در معرض حب و بغض قرار می گیرند. درود و رضوان الهی بر امام خمینی و استاد شهید مطهری و علامه مصباح یزدی و دیگر علمای مجاهد و انقلابی. 12 دی 1401 👇👇👇 @mahdavizadegan
🔰 *ما ملت امام حسینیم* ✍ مهدوی زادگان 📌 هویت ملی پاسخ به پرسش از چیستی ملت است. همان تعریفی که از ملت می شود، بازگو کننده هویت ملی است. در کلی ترین تعریف می توان گفت هویت ملی عبارت از اجتماع به هم پیوسته ای از آدمیان در مکانی خاص از کره خاکی است. لکن این تعریف کلی جامع و مانع نیست. یعنی نه بیانگر خصلت های کلی جامعه است و نه جدا کننده و تمییز دهنده جوامع از یکدیگر است. در نتیجه نمی توان در مباحثات و مناظرات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی مربوط به جوامع به چنین تعریفی تکیه کرد. ملت ها هویت واحدی ندارند تا بتوان تحت تعریف عام و کلی، شرح و توضیح داد. 📌 هنگامی از جامعه ای با عناوین و اوصاف خاصی یاد می کنیم، خواسته و نا خواسته، وارد تعریف هویت ملی شده ایم. وقتی جامعه به روحیه سازگاری و تسلیم تعریف می شود؛ یعنی هویت ملی چنین جامعه ای بر سازگاری و تسلیم استوار است. یا وقتی جامعه ای به خوی تجاوز و غارتگری توصیف می شود‌؛ یعنی هویت ملی آن جامعه بر پایه تجاوز و غارتگری تعریف می شود. هویت ملی استعماری عبارت از جامعه است که از جوامع مختلف به نفع و صلاح خود، مطالبه عمران و آبادانی می کند. بنابر این، برای جوامع مهم است که هویت ملی خود را چگونه تعریف می کنند. زیرا تعریف هویت ملی در ترسیم آینده ملت ها نقش اساسی دارد. مهم است که بدانیم چه کسانی و چگونه هویت ملی مان را تعریف می کنند. 📌 نخبگان از جمله راویان و کاشفان تعریف هویت ملی هستند. چون یکی از دل‌مشغولی های آنان تعریف هویت ملی است. از این رو، مباحث نخبگان و پژوهشگران درباره خلقیات و اوصاف جامعه دربردارنده هویت ملی است. آنان برپایه بینش ها و مفروضات ایدئولوژیک و اعتقادی و دریافت و برداشت از تجربه زیسته با جامعه خود، هویت ملی را تعریف می کنند. برخی با نگاه بدبینانه و برخی دیگر با نگاه خوش بینانه وارد تعریف هویت ملی می شوند. آنان با تکیه بر همین تعاریف درباره جامعه مورد نظر داوری می کنند. 📌 روشنفکران ایرانی زیادی در یکصد سال اخیر سعی کرده‌اند تعریف روشنی از هویت ملی ایرانیان ارائه کنند. غالب این تعریفات چندان خوش بینانه و دلگرم کننده نبوده است. مرحوم مهندس مهدی بازرگان در مقاله "سازگاری ایرانی "، هویت ملی ایران را به جامعه سازگار با شرایط سیاسی تعریف می کند. جامعه ای که سعی در خطر کردن ندارد و تا جایی که بتواند با شرایط موجود کنار می آید. همایون کاتوزیان در جدید ترین نظریه خود با عنوان " جامعه کلنگی "، جامعه ایرانی را به جامعه ای تعریف کرده است که کلنگ به دست، مدام در پی تخریب ساخته های خود است. استبدادی بودن یکی دیگر از تعاریف روشنفکری از هویت ایرانی است. هریک از تعاریف، اثرات فرهنگی و اجتماعی دارد که باید در جای خود به آنها پرداخت. 📌 اما به تدریج با ظهور و پاگیری اسلام سیاسی در ایران که منجر به وقوع انقلاب اسلامی و تاسیس نظام سیاسی مبتنی بر اصل ولایت فقیه شد، شاهد تعریف روشنگرانه نوینی از هویت ملی ایرانیان هستیم. تعریف جدید مبتنی بر اندیشه عمیق دینی و فلسفی و تاریخی ایران است. به همین خاطر، از همان هنگام طرح آن در جامعه ایرانی مقبولیت عام پیدا کرد و طرفداران بسیار زیادی شیفته و شیدای آن شدند. اهتمام به چنین تعریفی را در جای جای کلام امام خمینی ره و مقام معظم رهبری می توان سراغ گرفت. چنانکه این معنا از هویت ملی ایران در برجسته ترین شکل آن، در کلام رزمندگان دفاع مقدس، بویژه در خطابه های حماسی فرماندهان و وصیتنامه شهدا قابل مطالعه است. 📌 بزرگان زیادی از فرماندهان سلحشور دفاع مقدس در خطابه های تاریخی شان به مساله تعریف هویت ملی ایرانیان پرداخته اند. اساساً این قشر از نخبگان توجه بیشتری به مساله هویت ملی می کنند. چنانکه توجه و التفات سرداران جنگاور به هویت ملی ایرانیان در خطابه های سردار اسلام، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی رحمت الله علیه دیده می شود. دو جمله معروف و به یادگار مانده ایشان؛ یعنی *ما ملت شهادتیم* و *ما ملت امام حسینیم* ، از منظر فهم هویت ملی بسیار تأمل برانگیز است. شهید سلیمانی با همین دو جمله بر پایه آموزه های اسلام سیاسی هویت ملی ایرانیان را تعریف کرده است. این دو تعریف که اتحاد معنایی خاصی با هم دارند، عمیق ترین و گسترده ترین تعریف از هویت ملی ایرانی است. بنابر این تعریف، ملت ایران یک ملت حسینی است و بر مبنای مکتب امام حسین علیه السلام به حیات خود ادامه می دهد. ایرانیان با چنین تعریفی از خود، راه مقاومت و نه تسلیم را بر گزیده اند و از وصف کلنگی بودن فاصله گرفته اند و با جدیت موانع پیشرفت و ترقی را از سر راه بر می دارند. 🔺 بدون شک، شهید سلیمانی نه فقط در عرصه نظامی بلکه در عرصه فرهنگ و هویت ملی صاحب نظری کم نظیر است و باید اهل تحقیق به این بعد ناشناخته شهید حاج قاسم سلیمانی بیشتر بپردازند. 3 مهر 1401 @mahdavizadegan
🔰 🔸رهبرانقلاب در دیدار بانوان: در مسئله‌ی زن موضع ما در قبال مدعیان ریاکار غربی موضع مطالبه است / غرب متجدد نسبت مسئله‌ی زن گناهکار و مقصرند و جنایت کردند / با طرح مطالبه و مسائل مربوط به زن، امید این هست که بتوانید روی افکار عمومی غربی‌ها هم اثر بگذارید واقعاً چون واقعاً آنها زنهایشان در رنجند 🔺در مسئله‌ی زن موضع ما در قبال مدعیان ریاکار غربی موضع مطالبه است، موضع دفاع نیست. یک وقتی سالها پیش در دانشگاه دانشجوها از من پرسیدند شما در فلان قضیه چه دفاعی از خودتان دارید؟ گفتم من دفاعی ندارم، من هجومی دارم. در قضیه‌ی زن این‌جوری است، دنیا مقصر است، دنیا که میگویم یعنی همین دنیای غرب و فلسفه‌ی غربی و فرهنگ غربی موجود البته غرب متجدد به قول خودشان مدرنیته غرب تاریخی را من کاری ندارم آن بحث دیگری است، غرب متجدد یعنی همینی که از حدود دویست سال پیش به این طرف در همه‌ی شئون زندگی حرفی ابراز کرده، ما در قبال اینها مطالبه کننده‌ایم اینها نسبت مسئله‌ی زن گناهکارند، مقصرند، جداً، ضربه زدند، جنایت کردند. 🔺بنابراین صحبتهایی که ما میکنیم جنبه‌ی دفاع ندارد، جنبه‌ی بیان نظر و عقیده‌ی اسلامی است، موضع اسلامی است. حتی من امیدوارم که اگر این مطالبی که درباره‌ی مسئله‌ی زن، موضوع زن مطرح میکنیم و شماها بحمدالله می‌بینم که مسلطید به این مسائل یا خانمهایی که صحبت کردند و کاملاً مسلطند، امثال شماها اینها را تکرار بکنید، بیان کنید، امید این هست که بتوانید روی افکار عمومی غربی‌ها هم اثر بگذارید واقعاً چون واقعاً آنها زنهایشان در رنجند. جامعه‌ی زن غربی امروز در یک رنج ناخودآگاه در مواردی و آگاه در یک موارد دیگری است، روی آنها هم ممکن است اثر بگذارد.‌ 📌دیدار جمعی از بانوان منتخب کشور 🗓 ۱۴۰۱/۱۰/۱۴ 🌱 @Khamenei_Reyhaneh
🔰 🔸 رهبرانقلاب در دیدار بانوان: نهایت وقاحت غربی‌ها این است که علی‌رغم وجود مسائلی چون برده‌داری و تجارت جنسیِ زنان و قانونی کردن همجنس‌بازی، ادعای پرچمداری حقوق زن را دارند ‌حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: 🔺وقاحت غرب اینجا ظاهر میشود که اینها با این همه ضربه‌ای که به زن، به حیثیت زن و به کرامت زن وارد آوردند خودشان را پرچمدار حقوق زن وانمود میکنند. 🔺آدم خجالت میکشد اسم بیاورد این چیزی که راه افتاد بین زنهای غربی در سالهای گذشته و تعرضهای جنسی و... با همه‌ی اینها باز میگویند ما طرفدار زن و حقوق زن هستیم. آن چیزی که در زبان بی‌تقوای غربی‌ها بعنوان آزادی زن نامیده میشود اینهاست. اینکه میگویند آزادی زن، مرادشان همین آزادی به این معناست. این آزادی نیست، عین اسارت است، عین اهانت است. 🔺قبل از انقلاب حتی بعضی از بزرگان تصورشان این بود که این آزادی ارتباط زن و مرد در غرب موجب میشود که چشم و دل مردها سیر بشود و دیگر تخلفات جنسی انجام نگیرد. حالا شما نگاه کنید ببینید که این چشم و دل اینها سیر شده یا حرصشان صد برابر شده؟ نه فقط چشم و دل سیر نشده حرص و هوس صد برابر شده. 🔺لذاست که امروز شما نگاه میکنید در محیط غرب، تجارت جنسی هست، برده‌داری جنسی هست، شکستن همه‌ی حد و مرزهای اخلاقی و انسانی هست، عرفی کردن و قانونی کردن چیزهایی که در همه‌ی ادیان حرام است هست؛ این هم‌جنس‌بازی و این حرفها اینها مربوط به اسلام فقط نیست در همه‌ی ادیان اینها جزو محرّمات کبیره است. اینها را قانونی میکنند اصلاً خجالت هم نمیکشند واقعاً.‌ 📌دیدار جمعی از بانوان منتخب کشور 🗓 ۱۴۰۱/۱۰/۱۴‌ 🌱 @Khamenei_Reyhaneh
🔰 هتاکی های سیستمی غربی ها ریشه در مبانی تمدنی آن دارد داود مهدوی زادگان ✔️ فرانسه از پیشگامان اندیشه مدرن است. به همین خاطر است که باید این کشور بیش از دیگر کشورهای متمدن غربی مبادی به آداب و احترام گزاری به فرهنگ و تمدن ملل غیر غربی باشد. ولی نا باورانه واقعیت امر چنین نیست. لا اقل از چنین کشوری انتظار حرمت شکنی و بی ادبی به آیین و فرهنگ و مقدسات مردم جهان را نمی رود. در حالی که شاهد پیشگامی نشریه ای فرانسوی در این بی ادبی و بی فرهنگی هستیم. ✔️ حمایت سیستمی دولت های غربی از این نشریه هتاک و گستاخ نشانه آن است که چنین رفتاری ریشه در مبانی تمدنی غرب دارد. امروزه در جهان غربی اصل آزادی مبنایی برای هر گونه هتاکی و حرمت شکنی و بی ادبی شده است. حقیقتاً تمدن غربی و فرهنگ مدرن در میان تمدن ها و فرهنگ های ملل مختلف در بی ادبی و بی فرهنگی کم نظیر است. هیچ تمدنی به مثل تمدن غربی حرمت شکن و بی ادب نیست. مدرنیته از دیر باز آموزگار شر بوده است. ولی هیچگاه آموزگار خیر و نیکی نبوده است. چنانکه خیلی ها مانند اشتراوس، ماکیاوللی را بخاطر نگارش کتاب شهریار، آموزگار شر نامیده اند. ✔️ وقتی رئیس جمهور کشوری که خود را نماد دنیای مدرن می داند، مردم 140 کشور جهان را به لکه روی شلوار جین جوان آمریکایی تشبیه می کند، نباید این گفته او را اظهارات شخصی پنداشت. اصلاً او اجازه ندارد که در چنین مقامی پندارهای شخصی خود را ابراز کند بلکه این گفته وی از فرهنگ مدرن ناشی شده است. ✔️ وقتی ژورنالیست وطنی فیلسوف و متفکر مسلمان را که افتخار جهان اسلام است، عاری از اندیشه و تفکر می خواند، این بی ادبی او از فرهنگ مدرن نشأت می گیرد. ✔️ وقتی روشنفکران وطنی برابر هتاکی نشریه فرانسوی علیه مقدسات مردم کشورشان سکوت می کنند، به دلیل آن است که اندیشه مدرن به آنان نیاموخته که بایستی حرمت گذار فرهنگ ناب مردم کشورشان باشند. اساساً اندیشه مدرن شرط روشنفکری را در قداست زدایی تعریف کرده است. انسان سکولار با همین وصف قداست زدایی شناخته می شود. به همین خاطر، ترویج فرهنگ بی ادبی و حرمت شکنی از دستاورد های سکولاریزاسیون است. لذا اینگونه بی ادبی ها در اندیشه مدرن، امری عادی و روزمره تلقی می شود. ✔️ به راستی، تمدنی که با نشریه هتاک و حرمت شکن خود همدلی و حمایت می کند، چگونه می تواند از احترام به انسان ها و حقوق بشر سخن به میان آورد؟! این چه حقوق بشر خواهی است که نمی تواند از کرامت مردم و احترام به فرهنگ و مقدسات آنها دفاع کند؟! این چه تمدن پوشالی است که نمی تواند اصول اولیه مبادی به آداب بودن را به نشریه خود تعلیم دهد؟! 👇👇👇 @mahdavizadegan
🔰 درس هایی از آموزگار انقلاب ✍ داود مهدوی زادگان 🔹امامین انقلاب اسلامی نه فقط رهبر انقلاب بلکه آموزگار انقلاب نیز هستند. دانش رهبری انقلاب، آن التفات و خودآگاهی است که در هنگامه هدایت نهضت مردمی شکل می گیرد. اما آموزگاری انقلاب آن دانش مشرفانه ای است که از تاملات نظری روی پدیده انقلاب بدست می آید. به همین خاطر، هر آموزگار انقلاب لزوماً رهبر انقلاب نیست. اما عکس آن درست است؛ یعنی رهبران انقلاب، آموزگار انقلاب نیز هستند. زیرا آنان از تجربه زیسته جمعی سخن به میان می آورند که خود در پدید آمدن آن تجربه نقش بالایی دارند. از این رو، اگر نیک بیاندیشیم، هر کنشگر انقلابی حتی آن شورشی ضد انقلابی که گمان می کند در صدد برپایی انقلاب است، به آموختن درسهایی از آموزگار انقلاب که رهبر انقلاب هم هست نیاز پیدا می کند. 🔸 امام خمینی ره و رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت های مختلف درباره انقلاب اسلامی بیانات بسیار ارزشمندی داشته اند. بطوری که از میان مباحث ایشان فصول 1زیادی از شرح و تبیین ماهیت انقلاب و چگونگی و چرایی رویداد انقلاب را می توان استخراج کرد. از جمله این مباحث دلایل پیروزی یا شکست انقلاب ها است. چنانکه ولی فقیه در اجتماع اخیرشان با مردم شهر مقدس قم که همه ساله به مناسبت سالروز قیام مردمی 19 دی برگزار شده بود، به سه دلیل از ده ها دلیل وقوع انقلاب اسلامی اشاره فرمودند؛ یعنی سه عامل سرعت عمل، احساس تکلیف و خطر را به جان پذیرا شدن. ایشان این سه عامل را از دلایل عمده موفقیت مردم ایران در وقوع انقلاب اسلامی دانسته اند. به عقیده معظم له این سه عامل علاوه بر علت محدثه بودن علت مبقیه انقلاب اسلامی هم هست. مردم ایران تا به امروز بر این سه اصل پایداری انقلاب وفادار مانده اند. چنانکه این سه عامل را در مقابله مردم با فتنه 401 که منجر به شکست آن شد می توان مشاهده کرد. 🔹 شورشیان فتنه 401 می کوشند دیگران حرکت سیاسی آنان را جنبش انقلابی بپندارند. حتی اگر این انگاره را درست فرض کنیم که به دلایل مختلف درست نیست، بر پایه دلایل یاد شده بالا از فرمایشات ولی فقیه می توان علت شکست جریان برانداز در فتنه اخیر را تبیین کرد. به عبارت دیگر، این سه دلیل توأمان تبیین کننده علت پیروزی مقاومت مردم و شکست فتنه گران است. لذا در اینجا به عامل دوم ( احساس تکلیف ) توجهی خواهیم کرد. 🔸 بر مبنای تبیین ولی فقیه از چرایی پیروزی قیام مردم قم، یکی از دلایل شکست فتنه 401 فقدان انگاره احساس تکلیف در ذهنيت معترضان است. باید انقلابیون در بدوش کشیدن بار انقلاب خود را مکلف بدانند تا به پیروزی نائل شوند. چنانکه ملت ایران در انقلاب 57 با روحیه تکلیف مداری وارد میدان شدند و پیروز گشتند. برخلاف جماعت معترضان که عاری از فرهنگ تکلیف مداری بودند. آنان بر پایه انگاره حق مداری انتظار داشتند، دیگرانی وارد میدان شده برای آنها انقلاب را به ارمغان آورند. در حالی که با اجیر شدگان در کف خیابان نمی توان انقلاب مردمی به راه انداخت. 🔹 اما ریشه فقدان احساس تکلیف در ذهنيت جماعت معترضان به تلاش روشنفکران بویژه روشنفکری دینی باز می گردد. آنان در طی سه دهه کوشیدند ذهنیت جامعه دیندار ایرانی از انگاره تکلیف مداری زدوده شود. جریان روشنفکری با این استدلال نا معقول که گذشتگان تکلیفی می اندیشیدند اما امروزیان حقی می اندیشند، روحیه احساس تکلیف را از مردمان معترض سکولار شده دور کردند. بدین خاطر، جماعت معترض در تمام حرکت های اعتراضی/ اغتشاشی همواره از فقدان احساس تکلیف رنج می بردند. در نتیجه آنان سعی کردند با استخدام مزدوران این نقصان را رفع کنند. 🔸لکن همانطور که گفته شد با اجیر کردن نمی توان انقلاب مردمی به راه انداخت. مضافاً اینکه اگر هم جماعت معترض پذیرای انگاره تکلیف شود، به این نتیجه قهری می رسند که باید داعیه های ضديت و براندازی انقلاب اسلامی را کنار گذاشت و به جمع مدافعین پر شور انقلاب بپیوندند. انشالله 22 دی 1401 👇👇👇 @mahdavizadegan
5.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 | چند نمونه از محاسبات غلط دشمن در اغتشاشات اخیر به روایت رهبر انقلاب 🔺 بیانات امروز رهبر انقلاب در 📲 هم اکنون؛ پخش اینترنتی👇 Farsi.Khamenei.ir/live
مهدوی زادگان
🎬 #برش_دیدار | چند نمونه از محاسبات غلط دشمن در اغتشاشات اخیر به روایت رهبر انقلاب 🔺 بیانات امروز ر
وجه آموزگاری انقلاب در بیانات ولی فقیه را در این برش از دیدار با مداحان می توان مشاهده کرد. ایشان چند نمونه از دلایل شکست فتنه اغتشاشگران را شرح و تبیین می فرمایند.