ماحے 🇮🇷 .
همیشه آیتالله جوادی آملی حفظهالله را یک شخصیت عزیز و بزرگ میدانستم . چه زیبا و حزنانگیز نماز را خواندند و چه صفات برازندهای که فرمودند . انگار که برگهای تاریخ را ورق میزدند و از مجاهدتهای رهبر شهیدمان سخن میگفتند . آن نماز عظیم و پرمعنا و مفهوم که تمام شد ، تشییع شروع شد . هر چه مردم میرفتند و میآمدند تمامی نداشت . پیکرها که رسید ، انگار مردم تازه باور کردند کجا آمدهاند و چه اتفاقی افتاده است . اشکها روان شد و صدای یاحسینها بالا رفت . به گمانم همه درد یتیمی را خوب میفهمیدیم . اما این بغضها و اشکها ، چیزی از فریاد خونخواهی و انتقام کم نکرد . پرچمهای سرخ در باد تکان میخوردند و مشتها گره شده بودند . همه در کنار صاحبالزمان ارواحنالهالفداء قدم برمیداشتند و پشت سر آقا و خانوادهشان حرکت میکردند . خیلیها خانوادگی آمده بودند ؛ مثل آقا ... گریههای بچهها ، از همه عجیبتر بود . چطور با این سن کم ، اینطور غریبانه گریه میکردند ؟ جز اثر محبّت چه میتوانست بچهها را اینگونه بیقرار کند ؟ گوشه به گوشه ، وسط خیابان و مسیر تشییع ، آب توزیع میکردند و با کارواش و مهپاش مردم را خنک میکردند . خلاصه که قم هم مشایه شده بود ؛ مثل تهران ... بیشک مشهد هم علاوه بر حال و هوای خاص خودش ، کربلایی دیگر میشود . شنیدم که آرزوی آقا زیارت کربلا در ایام اربعین بوده است ؛ آرزویی که امروز در طریقالحسین علیهالسلام محقق شد . خیلی برایم عجیب بود که تا به حال در همهٔ مراسمهای برگزار شده ، انگار که کربلا به ایران آمده و دقیقاً همان حس و حال را به دل و جان آدم منتقل میکند . مداح میگفت : مردم شما امروز آقا رو راهی کربلا کردید ، خیالتون راحت آقا محضر ابیعبدالله علیهالسلام همه رو یاد میکنن . 💔:) در نهایت ، پایانی این چنین هم آرزوست : « و احشرنا معه ... ما را با او محشور کن . »
#نَحنُ_اَبناءُ_المُقاوِمَة
#روایت #قم_المقدسه
#طلبهیِجوانِانقلابی
_ 𝗠𝗮𝗵𝗶 .
ماحے 🇮🇷 .
چه میجویی ؟ عشق ؟ اینجاست ...
و شاید آن یار ، او هم اینجا باشد :))
پ.ن : شاید که نه ، بدون شَک مولا صاحبالزمان ارواحنالهالفداء هم در تشییع آقای شهید ما حضور داشتن . آجرك الله یا مولای ...
تو به آرزوت رسیدی ، تو امام حسین و دیدی ؛
وای به سید شهیدان ، تو اشبه الشهیدی .. 😭