دوستت داشتم با وجود این که . . تو را به آغوش نکشیدم ؛
تو را همیشه نمیبینم ؛ دوستت داشتم چون برایت نوشتم ! سرودم با دلی تنگ ! برایت خواندم و بخاطرت خندیدم و گریه کردم
تو را دوست داشتم در حالی که دور بودی
اما نزدیک ترین به قلب ِمن ::)
اگه یکبار ؛ فقط یکبار ببینمش اونقدری نگاهش میکنم که دیگه رمقی واسه چشمام باقی نمونه !
کاش میشد تورو زودتر میدیدم ؛
هرچه زودتر .. هرچی زمان طولانی باشه بازم واسه دیدن ِ تو کمه ، من همه ثانیهها و دقیقههای جهانو میخوام واسه داشتن ِ تو ، دیدن ِ تو ، بغل کردن ِتو .
حقیقتشو بخوام بگم انقد دوست دارم که خودمم نمیدونم چقد دوست دارم . مثلا با خودم فکر میکنم دریا چجوری حساب موجهاش رو داره ؟ پاییز از کجا میخواد بدونه هر بار چندتا برگ از دست میده ؟ بارون از کجا میخواد بفهمه چند قطره باریده ؟ و من باید چجوری بگم چقدر دوست دارم ؟ :))