.هِلی.
ماهی الان یه شعر خوندم اسمت داخلش بود،فقط اسمت بود چیز دیگهای رو به خودت نگیر😔
وقتی اینجوری میگی یعنی دقیقا باید همهچیز رو به خودم بگیرم
گفته بودم میخوام بعضی از مشاور های کنکور رو تو یه اتاق پر از سوسک جمع کنم
امروز صبح انگیزم چند برابر شد برای اینکار
هر موقع انجامش دادم ازش فیلم تهیه میکنم و در اختیار عموم قرار میدم تا اونها ام از لذتش بی نصیب نباشند.
کولهام رو برداشتم که وسایلش رو خالی کنم و دنبال یکی از کتابهام بودم
چیپسی که دیروز خریده بودم و نخورده بودمش رو یادم رفته بودم
وقتی زیر وسایل دیدمش فهمیدم هنوزم دلیل برای ادامه دادن هست
و الان عمیقا احساس خوشبختی میکنم😔✨️
MahastiMahasti Bia Benevesem.mp3
زمان:
حجم:
5.3M
"بیا بنویسیم که خدا ته قلب آینه است"
هدایت شده از دختر پرتقال🍊
هیچوقت دوست ندارم برم قبرستون. دیدن اون حجم سنگ قبر که زیرش استخون آدمهایی که یک روز به دنیا اومدن، رشد کردن، رویا ساختن، عاشق شدن و امید داشتن اما حالا زیر حجم خاک خوابیدن برام خیلی سخته. بدون اینکه بدونیم حالا کجان؟ چیکار میکنن؟ دیدنش باعث یک آلارمه واسم که ببین ادما میرن
یک روز یه لحظه، وقتی آمادگیش رو نداری، میرن. و این برای من ترسناکتر از هرچیزیه. آدمی که روبهروت میشینه، لبخند میزنه، یک روز مثل تیکه ابر ناپدید میشه میره. این موضوع غیرقابل درکترین مسئله دنیاست واسه من، برای همین دلم میخواد قبل نبودن همه ادمای زندگیم نباشم