MahastiMahasti Bia Benevesem.mp3
زمان:
حجم:
5.3M
"بیا بنویسیم که خدا ته قلب آینه است"
هدایت شده از دختر پرتقال🍊
هیچوقت دوست ندارم برم قبرستون. دیدن اون حجم سنگ قبر که زیرش استخون آدمهایی که یک روز به دنیا اومدن، رشد کردن، رویا ساختن، عاشق شدن و امید داشتن اما حالا زیر حجم خاک خوابیدن برام خیلی سخته. بدون اینکه بدونیم حالا کجان؟ چیکار میکنن؟ دیدنش باعث یک آلارمه واسم که ببین ادما میرن
یک روز یه لحظه، وقتی آمادگیش رو نداری، میرن. و این برای من ترسناکتر از هرچیزیه. آدمی که روبهروت میشینه، لبخند میزنه، یک روز مثل تیکه ابر ناپدید میشه میره. این موضوع غیرقابل درکترین مسئله دنیاست واسه من، برای همین دلم میخواد قبل نبودن همه ادمای زندگیم نباشم
آرزو میکنم
که خنده ات
تنها به عادت مرسوم "عکس گرفتن"
نبوده باشد
و تو خندیده باشی در آن لحظه
از ته دل
چرا که خنده ی تو
جهان را زیبا میکند.:)
إِذْ جَاءُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا.
پس چون مشکلات از همه سمت آمدند و چشمهایت از وحشت فرو رفتند و تمام وجودت لرزید، گفتم کمکهایم در راه است و چشم دوختم که ببینم باورم میکنی اما به من شک داشتی...
دلبری با دلبری دل از کفم دزدید و رفت
هر چه کردم ناله ازدل سنگدل نشنید و رفت
گفتمش ای دلربا! دلبر زدل بردن چه سود؟
از ته دل بر من دیوانه دل٬خندید و رفت
_ژولیده نیشابوری