eitaa logo
کافه نوشت✍🏻
20 دنبال‌کننده
14 عکس
1 ویدیو
4 فایل
تا زنده هستم مینویسم🖋️ @artmahya نظری هم دارید میخونم
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مهوا
🌅 عجیب نیست که جهان جز به نگاهش نفس آخر نکشد و دل کائنات بی‌اذنش کامل نباشد. فاطمه‌ای که آفتاب، شرم‌گین از فروغش پشت لبخند سحر پنهان می‌ماند،‌ و فرشتگان، هر سپیده‌دم بر سجاده‌اش زانو می‌زنند تا طعم خضوع را بیاموزند. ⭐️ او که وقتی نامش در آسمان می‌پیچید، ستارگان، به احترامش فروزان‌تر می‌شدند و آفرینش، با هر نفَسِ او معنی می‌گرفت. دختر پیامبر بود، اما جلوهٔ تمام رسالت، مادر حسنین بود، اما مادر همهٔ گریه‌ها و شجاعت‌ها، همسر علی بود، اما تکیه‌گاه صبرِ جهان. شهادتش اما قصه‌ای نیست که فقط اهل دل بدانند؛ آیینه‌ای‌ست که هر روز‌ جراحت حق بر چهره‌اش تازه می‌شود. 🚪 و مدینه، هنوز بعد از قرن‌ها صدای شکسته شدن در را در سکوت کوچه‌هایش پنهان می‌کند؛ صدایی که تاریخ را به دو نیم کرد. ای بانوی مظلوم شب‌های بی‌چراغ، ای مادر اشک‌های پنهان، زمین از روزی که تو رفتی هیچ‌گاه روی آرامش ندید. چگونه ببیند؟ وقتی پهلوی تو ستون جهان بود و شکست. 🌌 امشب اما دوباره علی است و دلی که آوار می‌شود، وقتی نامت را زمزمه می‌کند؛ و دستانش، با آن همه قدرت در برابر غربتت می‌لرزد. 🕯 تو رفتی… اما هرکه بخواهد راه حقیقت را بشناسد چاره‌ای ندارد جز این‌که به نام تو متوسل شود. فاطمه جان… اگر نبود آن دعاهای نیمه‌شبت، جهان در تاریکی خودش دفن می‌شد. تو رفتی اما هنوز هم برترین خلقت دنیا هستی و عجیب نیست اگر که علی نیز به تو متوسل باشد… . 🖊 به‌قلم مقدسه کرمانچی| 🎨 نقاش: حسن ✍ •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
🪴شمارا نمی‌دانم، اما سکوت این شبهای طولانی من‌را عجیب به‌فکر می‌برد. یاد مرگ از آن فکرهایی‌ست که مشغولم می‌کند. مرگی که نمی‌توانم از او بگریزم. و متأسفانه هیچ شناختی هم درباره‌اش ندارم. با این‌که در نزدیکی‌ام احساسش می‌کنم، اما آنقدر نزدیکم نمی‌شود که با او رفیق شوم و سوالاتم را از او بپرسم! سوالات فراوانی دارم. آیا قبل آمدنش من‌را باخبر می‌کند؟ اگر خانه‌ی قلبم به‌هم ریخته باشد، چه؟ خجالت نمی‌کشم؟ مرگ که رفیق من بود، اصلا به‌خانه‌ی من می‌‌‌آید؟ منی که پای هر غریبه‌ای را به خانه باز کرده‌ام، چگونه محل رفت‌وآمد رفیقم بشود؟ چه می‌گویم؟ چرا خزعبلات می‌بافم؟ مرگ خاکی‌ست، هرکجا دلش بخواهد می‌نشیند. اصلا قبل آمدنش خبر نمی‌دهد. همیشه می‌خواهد آدم را سوپرایز کند. ولی من هیچ‌وقت آماده‌ی مهمان سر زده نیستم. بروم، بروم مقداری خانه را تمیز کنم، شاید امشب بخواهد سوپرایزم کند‌... . ✍🏻امیرحسن‌ اوصالی @paragraph_osali
برخیز که دستان دعا منتظرند قیدار و علی و ارمیا منتظرند پیرنگ هزار داستان در ❤️ توست برگیر قلم که واژه ها منتظرند https://eitaa.com/mahyawriter
نه تو می‌مانی، نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می‌گذرد آنچنانی که فقط خاطره‌ای خواهد ماند لحظه‌ها عریانند به تن لحظه خود جامه اندوه مـپوشان هرگز https://eitaa.com/mahyawriter
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از مهوا
✍️🏼✈️ ستارگان درخشان آسمان مسابقهٔ نویسندگی آسمان‌دارشو 💌 با افتخار، برگزیدگان مسابقهٔ نویسندگی «آسمان‌دار شو!» را در چهار محور موضوعی مسابقه، اعلام می‌کنیم: ۱. دل‌نوشته به شهید عباس بابایی: مقدسه کرمانچی ۲. جای خالی عباس‌ها در جنگ ۱۲روزه: فاطمه برهانی ۳. آسمان‌داری به سبک شهید بابایی: حنانه کمالی ۴. سبک زندگی شهید بابایی: خدیجه قره‌آغاجی 🏡 در خانه‌موزهٔ شهید بابایی بعد از گفت‌وگو با خواهر شهید، اسامی برندگان مسابقه اعلام شد. به‌زودی جوایز برگزیدگان که یادگاری ارزشمند از خواهر شهید بابایی در میان‌شان است تقدیم حضور برندگان خواهد شد. 📝🪁 خبر خوش آنکه در چند روز آینده هم این متن‌های خواندنی مهمان کانال مهوا خواهند شد تا همه خوانندهٔ این قلم‌های آسمانی باشند! ✍️ •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
کافه نوشت✍🏻
✍️🏼✈️ ستارگان درخشان آسمان مسابقهٔ نویسندگی آسمان‌دارشو 💌 با افتخار، برگزیدگان مسابقهٔ نویسندگی «آ
این‌قدر حرف دارم برایتان که نمی‌دانم از کجا شروع کنم. با یک خبر مسرت‌بخش چطورید؟ بالاخره من هم رفتم جزو برندگان داستان نویسی یا دلنوشته یا هرچیزی که میشود کلامی از نویسندگی بیان کرد. راه زیادی در پیش دارم ولی اینکه نوشته هایم برای عده ای دلنشین باشد فقط میتونم بگویم الحمدلله. https://eitaa.com/mahyawriter
‌فدای سرت خیلی عبارت زیبا و گرمیه و انگار با بیانش داری به فرد اطمینان خاطر میدی که تو مهمتر از یه اشتباه هستی🥹 https://eitaa.com/mahyawriter
چه وقت ما از گذشته رها می‌شویم؟ تا کی زخم‌های خود را با خود به هر جا می‌بریم؟ چه سالی در کدام شهر تابوت عقده و زخمه‌های دیروز از دوشمان برداشته خواهد شد؟ شراب خام | اسماعیل فصیح https://eitaa.com/mahyawriter
کافه نوشت✍🏻
چه وقت ما از گذشته رها می‌شویم؟ تا کی زخم‌های خود را با خود به هر جا می‌بریم؟ چه سالی در کدام شهر تا
خدانکنه آدمی زخمی به تور شما بخورد سختشه از اینکه پیشرفت شما رو ببینه جلوی شما سنگ میندازه و به خیالش خیر و مصلحت شما رو میخواد با این جمله فقط داره بی وجدانی خودشو بیشتر نشون میده. خدا خودش کمکمون کنه فقط...
هوش مصنوعی باید بره خرید کنه واسمون. غذا درست کنه. آشغالا رو بزاره دم در. بچه‌داری کنه. خوابمون اومد به جامون بتونه بره سر‌کار. رخت چرکا‌ رو شناسایی کنه بشوره که ما بشینیم نقاشی کنیم و داستان خودمون رو بنویسیم نه برعکس! اگه راست میگن اینا رو بسازن لعنتیا! https://eitaa.com/mahyawriter
می‌ترسم! بخدا می‌ترسم! اگه بمیرم چی می‌شه؟ چی دارم؟! هیچی ... چی‌میشه؟ میمیرم خدا میگه: وَ ما أُمِرُوا در حالى كه فرمان نيافته بودند إِلاّ لِیَعْبُدُوا اللّهَ جز آنكه خدا را بپرستند مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ. و ايمان و عبادت را براى او از هرگونه شركى خالص كنند ... میگم که: این برای شما ترسناک نیست؟! تو فقط امر شده بودی به عبادتِ خالصانه در این دنیا!!!!!!!!!!!!!!!!! داریم اینجوری زندگی می‌کنیم؟! کار و کسب‌مون؟ روابط‌مون؟ سبک‌زندگی‌مون؟ خندیدن‌مون؟ غمگین‌شدن‌مون؟ داریم با چند روز وقت‌مون چه کار می‌کنیم؟! https://eitaa.com/mahyawriter