شب هفتِ آقام حسینِ
شب جمعه حرم چه غوغاست
شب هفتِ آقام حسینِ
مادرش فاطمه کربلاست
این نوکر، ولی جامونده
این دوری، اون و سوزونده
اسمش رو، تا که بنویسن
باز از دور، زیارت خونده
حرم هم نبری پای تو
می مونم می مونم می مونم
تا نفس دارم از تو آقا
می خونم می خونم می خونم
اربابم ثارالله یاحسین یاحسین
شب هفتْ دیگه غصّه نخور
نگو آقا رو خاک صحراست
دو سه روزی میشه که جسمش
زیر خاک میون بوریاست
رو سینش، علی اصغرش
پائین پاش، علی اکبرش
فاصله است، ولی آقامون
میونِ، سر و پیکرش
سری که مثل ماه دُوْرش پُر
کوکبِ کوکبِ کوکبِ
صوت قرآنش تسلّیِ
زینبِ زینبِ زینبِ
اربابم ثارالله یاحسین یاحسین
شب هفتِ آقاست ولی دل
تو شبای دهه اوّلِ
مثل من کی دلش گیرِ اون
روضه های دهه اوّلِ ؟
شرمندم، که زنده موندم
شرمندم، ازت کم خوندم
روضه ی، آتیش و خیمه
بدجوری، آقا سوزوندم
زینب تو که دوریت واسش
مشکلِ مشکلِ مشکلِ
چند روز همسفر شده با
حرمله حرمله حرمله
اربابم ثارالله یاحسین یاحسین
@majmaozakerine
شاعر : عبدالله باقری
⇦🕊روضه و توسل جانسوز ایام اسارت خاندان آل الله صلوات الله علیهم اجمعین
⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️
السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ
السَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنتَ امیرالمومنین
چه دست های سیاهی که نور می بردند
به نیزه ها سرِ هجده غیور می بردند ...
*جلو چشم علی اکبر ... جلو چشم قاسم ... جلو چشم عباس ... جلو چشم حسین ... کی جرات کرده دستِ زینبُ ببنده ...*
چقدر بی ادبانه سرِ سلیمان را
برایِ جایزه در پیشِ مور می بردند ....
*یه چند روزی از عاشورا گذشته ، شما زخم هاتون تازه ست واقعاً نیاز به روضه خوان ندارید .. اما چه کنم ، کاره من روضه خوانیِ باید زخم دلتُ تازه نگه دارم" چی می خوام بگم .... دخترِ علی کجا ... زنازادۀ مرجانه کجا ....*
چقدر بی ادبانه سرِ سلیمان را
برایِ جایزه در پیشِ مور می بردند ....
اگر چه پوشیه ها بود و آستین ها بود
*چی دارم می گم ؟ .. از کی دارم می گم؟ .. همون خانمی که وقتی می خواست بره کنار قبر پیغمبر ، شنیدید همه چراغ ها رو امیرالمومنین می فرمود خاموش کنید ... کسی چشمش به قد و بالای خانم ..... خوده علی جلو جلو می رفت ، حسن و حسینم چپ و راستِ زینب ... عباسم از پشت شمشیر به دوش می اومد ... یه وقت کسی تو این تاریکی شب چشمش به قد و بالای زینب نیوفته ....
نیست فلک به قدر هم پایت
سایۀ تو ندیده همسایه ت ...*
اگر چه پوشیه ها بود و آستین ها بود
چو در مسیر شلوغِ عبور می بردند
*همۀ شهر تعطیل شده بود ... هلهله می کردن ... انقده بچه ها می ترسیدن ... بین اسرا فقط یکیِ که داره باره همه رو می کشه ...*
به شانه هایِ زنی بار ، زخمِ قافله بست
میان سلسله سنگ صبور می بردند
*شروع کرد صحبت کردن ... وای بر شما ... چشم هاتون خشک مباد .. خنده رو لب هاتون میاد ...پسرِ پیغمبر رو کشتید شهر رو زینت کردید ... نامه نوشتید اون وقت بین دو نهر آب با لبِ تشنه .... هی گفت مردم جیگرم داره میسوزه .... با لبِ تشنه سر از بدنش جدا کردید ...
خبر رساندن شهر در شُرفِ انقلابِ .. چه کنیم ؟ گفت یه راه داره فقط ساکت کردنِ زینب ..." اونم اینکه سرِ حسین رو ببرید در مقابلش .... مردم دیدن لحن صحبت کردنه زینب عوض شد ... خانمی که با عتاب با خطاب ... یه وقت دیدن لحن صدا عوض شد ... میگه هلالِ یک شبۀ زینب ... عزیزه دله زینب ... کجا بودی سه شبانه روزه ....*
ای جانه من به نیزۀ اعدا چه می کنی
آغوشِ ماست جایِ تو آنجا چه می کنی؟
*تا چشمش افتاد دید پیشانیِ داداششُ شکستن (زبانِ حال) گفت حسین دیگه اجازه نمی دم از من جلوتر باشی ... قرار بود با هم باشیم ... سرت شکسته داداش .... بمیرم برات ... نگاه کرد دید نازدانه داره پرپر میزنه چشم به بابا دوخته ... عمه ... عمه ... این سر، سرِ بابامه عمه .... تنها راهش این بود چنان سر رو به محمل کوبید حواسِ این نازدانه رو برگردوند ....*
حسین .....
#حاج_حسن_خلج
#روضه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اسارت_خاندان_اهل_بیت_علیهم_السلام
#امام_حسین_مناجات
مانده ام تنها تر از تنها، نگاهم کن حسین
خسته ام! خسته از این دنیا، نگاهم کن حسین
دستهایم نذر چشمانت سخاوتمند بود
کو؟ کجا رفت آن دل دریا؟! نگاهم کن حسین
با خجالت گوشۂ هیئت نشستم غرق اشک
روسیاهم! آمدم آقا، نگاهم کن حسین
نفْس طغیان کرد و از من حالِ خوبم را گرفت
با خود آوردم گناهم را، نگاهم کن حسین
خوب میدانم بدم امّا بزرگی کن بیا...
در میام روضه این شب ها، نگاهم کن حسین
با دل و جان مادرت را دوست دارم مثل حُر
پس به جان مادرت زهرا نگاهم کن حسین
کنج کشتیِ نجاتت کاش جایی داشتم
کاش جایی داشتم آنجا، نگاهم کن حسین
در دو دنیا مطمئنّم که به دردم میخوری
من به دردت میخورم آیا؟! نگاهم کن حسین
#م_عاطفی
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#کوفه #اسارت
#مجلس_ابن_زیاد
مزن آتش به قلبم ای ستمگر یابن مرجانه
مزن زخم زبان بر دخت حیدر یابن مرجانه
منی که سایه ام را چشم نامحرم ندیده بود
شدم هم صحبت تو ای ستمگر یابن مرجانه
همین سر را که بنهادی میان طشت ای نامرد
بود ریحانه قلب پیمبر یابن مرجانه
نوامیس خدا را کوچه و بازار گرداندی
نکرده کس چنین با قوم کافر یابن مرجانه
دلم آتش زدی ای بی حیا با طعنه های خود
نگفتی دیده ام داغ برادر یابن مرجانه
تو بنشستی کنار سفره آب و غذا اما
گرسنه،تشنه ، اولاد پیمبر یابن مرجانه
گهی کنج تنور و گه به روی نیزه ها رفته
مدارا کن مدارا کن به این سر یابن مرجانه
حسین را کشتی و دست از سر او بر نمیداری؟
به لبهایش مزن با چوب دیگر یابن مرجانه
ببین دردانه هایش را که مثل بید میلرزند
پدر را میزنی در پیش دختر یابن مرجانه!؟
چرا میخندی ای نامرد بر موی سپید او
حسینم پیر شد از داغ اکبر یابن مرجانه
رباب است این ،عروس فاطمه مهلت بده یک دم
که گیرد این سر بشکسته در بر یابن مرجانه
#عبدالحسین
#امام_حسین_مناجات
هر کس که روی عشق تو محکم حساب کرد
درد جهان غم زده را کم حساب کرد
خوشبخت آنکه خرج عزاخانه ی تو را
بر خرج زندگیش مقدم حساب کرد
سعی و طواف دور ضریح تو را خدا
بالاترین عبادت عالم حساب کرد
اشکی که با شنیدن نامت چکیده شد
آنرا قبول توبه ی آدم حساب کرد
اندازه ی پر مگسی اشک روضه را
در پای بنده قدر مسلم حساب کرد
رد کرد اجر نافله های مرا ولی
آهی که پای روضه کشیدم حساب کرد
از من گذشت فرصت یک شب هزار ماه
قدر مرا به ماه محرم حساب کرد
موی سفید و دیده ی بارانی مرا
هر کس که دید قوت مرا غم حساب کرد
#حسن_کردی
#آقای_میرزا_محمدی
شعر مناجات با #امام_زمان عجل الله
دلبرم یوسف زهراست خدا میداند
یادش آرامش دلهاست خدا میداند
علت غیبت او هست گناه من وتو
خون جگر از گنه ماست خدا میداند
بر عطا و کرمش جن و ملک محتاجند
از دمش زنده مسیحاست خدا میداند
خاک زیر قدمش سرمه چشم ملک است
خیمه اش جنه الاعلاست خدا میداند
همه دنبال زر و سیم و گرفتار دلند
پسر فاطمه تنهاست خدا میداند
آری اعمال من و توست حجاب من و تو
ورنه آن چهره هویداست خدا میداند
از همه بیشتر آنکس که بود منتظرش
مادرش حضرت زهراست خدا میداند
آن مصيبت كه كند گريه برايش شب و روز
روضه زينب كبري است،خدا ميداند
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
💗جمعه احوال عجيبي دارد
🕊هر كس از عشق نصيبي دارد
💗در دلم حس غريبي جاري است
🕊و جهان منتظر بيداري است
💗جمعه، با نام تو آغاز شود
🕊يابن ياسين همه جا ساز شود
💗جمعه يعني غزل ناب حضور
🕊جمعه ميعاد گه سبز حضور
💗جمعه هر ثانيه اش يكسال است
🕊جمعه از دلهره مالامال است...
💗ابر چشمان همه باراني است
🕊عشق در مرحله پاياني است
💗كاش اين مرحله هم سر مي شد
🕊چشم ناقابل ما تر مي شد...
🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
❤️
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
4_6046421458563892700.mp3
1.34M
روضه جانسوز_تنور خولی و کوفه اسارت خاندان اهل بیت علیهم السلام _حاج محمود کریمی
روضه برات بخونم،زن خولی میگه دیدم از تنور خانه نور به آسمان بلند ...." وارد مطبخ شدم ، دیدم چهار زن مجلله، دور تنور نشستن،سر حسین تو تنوره ...."
یکی میگه حسین جان ، مادرت حوا به فدای تو،یکی میگه حسین .... هاجر فدای تو،یکی میگه مریم فدای تو ... یکی میگه آسیه فدای تو" همه داشتن گریه می کردن" یه وقت دیدم یه هودجی از آسمان پایین آمد،پایین آمد،پایین آمد" این چهار بانوی بهشتی بلند شدن،رفتن کمک کردن از این هودج یه خانم قد خمیده ای را آوردن ...."
خمیده خمیده این بانو آمد کنار تنور ..." نشست ؛ سر در تنور کرد " هی صدا میزد مادرت برات بمیره حسین ..... '"
این بازدید اون دیدار هایی که نیمه شب حسین میرفت سر قبر مادرش ...." مادرم شبا بازدیدشو پس میداد ..." اولین بازدید شب یازدهم محرم بود" خانم زینب کنار بدن پاره پاره ....." زبان گرفته ...." مجلس عزا گرفته ..... یه وقت دیدن هم نوا و هم ناله پیدا شد ...." خوب که دقت کرد دید صدای ناله ی مادرش فاطمه ست ...." هی صدا میزنه غریب مادر حسین ......"
#روضه_تنور_خولی
@majmaozakerine
تا حالا فک کردی داستان کدوم شهید جذاب تره یا آدم رو بیشتر متحول میکنه؟؟؟🤔🤔
شهیدی که با اذانش عراقی ها را هدایت کرد❣شهید ابراهیم هادی❣
شهیدی که نشانی قبر خود را داد❣شهید حمید(حسین)عرب نژاد❣
شهیدی که قرض های یک نفر را داد❣شهید سید مرتضی دادگر درمزاری❣
شهیدی که بدنش با اسید هم ازبین نرفت و پس از 16سال با پیکر سالم به میهن بازگشت❣شهید محمد رضا شفیعی 14 ساله❣
شهیدی که از بهشت برای فرزندش نامه نوشت❣شهید محمودرضا ساعتیان❣
شهیدی که در قبر خندید❣شهید محمدرض حقیقی❣
شهیدی که عراقی ها برایش ختم گرفتند❣شعید عباس صابری❣
شهیدی که روز تولدش شهید شد❣شهید سید مجتبی علمدار❣
شهیدی که هرهفته مادرش را سر قبر صدا می زد❣شهید مستجاب الدعوه سید مهدی غزالی❣
شهیدی که لحظه خاک سپاریش خندید❣شهید علیرضا حقیقت❣
شهیدی که عکسش دراتاق رهبر است❣شهید هادی ثنایی مقدم15ساله❣
دوشهیدی که پیکرشان هنگام نبش قبر سالم بود❣شهید بهنام محمدی از دوران دفاع مقدس و شهید رخشانی از شهدای قبل از انقلاب که توسط ساواک شهید شد❣
شهیدی که سید حسن نصرالله سخنرانی خود را با نام او نامگذاری کرد❣شهید احمد علی یحیی❣
شهیدی که قبرش بوی گلاب می دهد❣شهید سید احمد پلارک❣
شهیدی که پیکرش راکسی تحویل نگرفت❣شهید رجبعلی غلامی از افغانستان❣
شهیدی که سر بی تنش سخن گفت❣شهید علی اکبر دهقان❣
شهیدی که به خاطرش فاش نکردن رمز بی سیم بدنش قطعه قطعه شد❣شهید بروجعلی شکری❣
شهیدی که با وجود اینکه بدنش به استخوان تبدیل شده بود اما پاهایش درون پوتین سالم بود❣شهید محمدحسین شیرزاد نیلساز❣
شهیدی که عاشورا متولد شد و اربعین به شهادت رسید❣شهید مهدی خندان❣
شهیدی که با پیشانی بند "یا حسین شهید"ایرانی بودنش محرز شد❣ار شهداسی گمنام هستند❣
شهیدی که بر بدنش عکس یک زن خالکوبی بود. ایشان غواص بودند دوست نداشت کسی آن تصویر را ببیند برای همین جاوید الاثر شدند و پیکرشان در اروند ماند و علی رغم ذکر داستانشان هم رزمانشان اسم ایشان را ذکر نکردند❣
شهیدی که به حرمت مادرش در قبر خندید❣شهید حاج اکبر صادقی❣
✨یک صلوات بفرستید برای شادی روح همه شهدا✨
💫اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم💫
ارسالی از اعضای محترم