eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
41هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
Mahmood Karimi - Parastooye Sefidam (320).mp3
24.9M
───┤ ♩♬♫♪♭ ├─── خبرِ عمو اومده؛ نرسیده آب عزیزم… ●♪♫ پسرکِ تشنه لبم؛ لالایی… ●♪♫ بخواب عزیزم… ●♪♫ پرستوی سفیدم… پر مزن، مرو مادر… ●♪♫ دل از تو نبریدم… ●♪♫ دل مکن، مرو مادر… ●♪♫ خماری چشمِ تو؛ تیر به قلبِ رنجور میزنه… پسرکم گریه نکن ●♪♫ دلم، داره شور میزنه… ●♪♫ عمو نیومد ز سفر؛ تا که برات آب بیاره ●♪♫ خدا کریمه پسرم… شاید که بارون بباره… ●♪♫ بخند تا که نبینم حالِ بیقراری رو؛ ببین بارونِ چشم از ابرِ نوبهاری رو ●♪♫ پرستوی سفیدم… پر مزن، مرو مادر… ●♪♫ دل از تو نبریدم… ●♪♫ دل مکن، مرو مادر… ●♪♫ سرمو کنار میبرم برا خنکای لبه؛ که نریزه اشکِ چشام روی ترکای لبه ●♪♫ به بابا میگم بدونه؛ اگه علی شیر نداره… ●♪♫ این آخرین سربازته، درسته شمشیر نداره! ●♪♫  کی گفته غمش آبه؟ از غمِ تو بی تابه… ●♪♫ می دونم روی دستت؛ تیر میاد و می خوابه ●♪♫ پرستوی سفیدم… پر مزن، مرو مادر… ●♪♫ دل از تو نبریدم… ●♪♫ دل مکن، مرو مادر… ●♪♫ اگه داری میری سفر؛ قرآن بگیرم رو سرت ●♪♫ تو میری و پشت سرت؛ بارونِ اشکِ مادرت… ●♪♫ تو میری و خیمه میشه؛ برا همه مثِ قفس ●♪♫ نمی مونی… از غمِ تو می مونه تو سینه، نفس ●♪♫ میونِ یه خیمه داره؛ مادری زبون می گیره ●♪♫ دلِ مادری که شکست… ●♪♫ دلِ آسمون، می گیره! ●♪♫ یه مادری، شیش ماهشوُ به روی سینه اش میذاره ●♪♫ بارونه تو ابرِ چشاش؛ یا تو آسمون ستاره… ●♪♫ رقیه شده بیهوش؛ تا بری به آغوشش ●♪♫ بابات گفت که درآره؛ گوشوارش رو از گوشش… ●♪♫ پرستوی سفیدم… پر مزن، مرو مادر… ●♪♫ دل از تو نبریدم… ●♪♫ دل مکن، مرو مادر… ●♪♫ ───┤ ♩♬♫♪♭ ├─── محمود کریمی پرستوی سفیدم @majmaozakerine
شب پنجم محرم 96 - نوحه - واحد 💚شب پنجم محرم💚 غصه و غم اشک و ماتم را به من دادی حسین بهترین های دو عالم را به من دادی حسین یازده ماه است کارم را معطل کرده اند خوب شد ماه محرم را به من دادی حسین هر زمان دم میدهم یعنی ز تو دم میزنم نیستم عیسی ولی دم را به من دادی حسین خانه زاده کربلایم خانه ات آباد باد خانه ام آباد شدغم را به من دادی حسین پیش ختم الانبیا و پیش ختم الاوصیاء همنشینی و همنشینی من محرم تا محرم فطرس این خانه ام بال من افتاد بالم را به من دادی حسین من حسینیه شدم رخت سیاهم پرچمم ای به قربانت که پرچم را به من دادی حسین کار با باران ندارم گریه هایم را نگیر بهتر از باران زمزم را به من دادی حسین ریزه خواره محرم سفره داره عالمم سفره های چند حاتم را به من دادی حسین من کنار سفره های روضه ات آدم شدم توبه ی مقبول آدم را به من دادی حسین 💚💚
‍ شب_پنجم_محرم الحرام 🏴 سبک میمیرم برای تو، جون من فدای تو با غیرت، بی جوشن، میخونم من حیدر ثارُالله ام، من لشگر ثارُالله ام از نسل حسنم اما، علی اکبر ثارُالله ام اَحلی مِنَ العَسَل،طعم شهادتم بعد از جوون تو، شد دیگه نوبتم «عمو جونم حسین» ذکر روی لبمه، یا حیدر یا فاطمه از عشقت، سرشارم، تو میدون لشگر مبهوت تکبیرم، مات از چرخش شمشیرم من شاگرد اباالفضلم، جوون ازرق رو میگیرم خون مجتبی ست،تو رگهای من غوغا می کنم،تو رزم تن به تن «عمو جونم حسین» سرباز ولایتم، بی تاب شهادتم افتادم، از مرکب، با صورت رو خاکا میکشم پامو، دیدم اشکای بابامو سنگ بارون شدم و دیدی، خُردیِ استخوون هامو افتادم عمو، زیر دست و پا یاد مادرت بین کوچه ها «عمو جونم حسین
سید رضا نریمانی_محرم98-شب چهارم - روضه 1-1567881378.mp3
17.77M
رهام کن که می‌بینم عمه جون کشیدن عمومو به خاک و خون می‌بینی که تکیه زده به اون نیزه شکسته   می‌بینم عمومو که بی کسه ولی حیف که زورم نمی‌رسه به این نیزه که راه نفسه عمومو بسته   هرچی صدا زدم بسه دیگه نزن انگار نمی‌رسید اصلا صدای من گودال شاهده که بی حیا می‌زد اون با غلاف تیغ این با عصا میزد     داره طاقتم سر میاد عمو که قاتل با خنجر میاد عمو چه کاری ازم بر میاد عمو دستم بریده   دلم میتپه توی سینم و تو گودال کنارت می‌شینم و چیزایی که دارم می‌بینم و کسی ندیده   ای وای می‌بینم شمر و بالا سرت نیزه به پیکرت خنجر رو حنجرت ای کاش که می‌شد دستم سپر بشه تا نگذارم از این نزدیکتر بشه     توی گوشمه خنده های کی روی سینَته رد پای کی دارم نیزه هارو یکی یکی بیرون میارم   رسیدن و باکینه‌ی علی تو رو می‌زدن بی معطلی میخواستم برات سپر شم ولی توون ندارم   دیدم که پنجه تو موی تو می‌کشید خواستم سپر بشم قدم نمی‌رسید تو کوچه‌ام بابام هرکاری کرد نشد دردی حریف این اندوه و درد نشد
🕊﷽🕊 🔺 ▪️ ع ❤️بر عترت مصطفی مکرر صلوات ❤️بر فاطمه و ساقی کوثر صلوات ❤️خواهی گه شود مشکلت آسان بفرست ❤️بر چهره دلربای اصغر صلوات ✨هر شب تو را بزم عزاست مهدی جان ✨داغ دلت از کربلاست مهدی جان ✨مولا نبودی کربلا چه کردند 2 ✨با اصغر شیرین زبان چه کردند ((یا صاحب الزمان الغوث و الامان)) السلام علیک یا رضیع العطشان یا علی اصغر علیه السلام یا باب الحوائج @roze_daftari ⭐️دنیا همه دیوانه و شیدای حسین است ⭐️مُهر همگان خاکِ کفِ پای حسین است ⭐️رمزی که شود ضامن ما در صفِ محشر ⭐️لبخند علی اصغر زیبای حسین است ⬅️دلتو ببرم یه لحظه کربلا آی کربلائیا، آی اونایی که حسرت کربلا به سینه دارین ، شش ماهه ابی عبدالله باب الحوائجه.... اگه گرفتاری مشکل داری ناله بزن ((یا باب الحوائج... یا علی اصغر)) بخدا با دستای کوچولوش گره های بزرگی رو باز میکنه... امروز بند قنداقه علی اصغرو بگیر... آقا زاده ای که باب الحوائجه... حالا هر حاجتی داری بسم الله... ((یا باب الحوائج یا علی اصغر)) (همه ناله بزنند) ⬅️میگفت مسافر بودم از شهری به شهر دیگه میرفتم، وسط جاده، وسط راه ، ماشینم خراب شد، با زن و بچه کوچیکم موندم گوشه خیابون... از ماشین پیاده شدم هر چی دستمو بلند میکردم، بهم اعتنا نمیکردند ماشینا رد میشدند، خدا چه کنم گرماست سوز عطشه،، خدا چه کنم نگام کنند... میگه یه وقت خانمم صدا زد آی مرد، بیا قنداقه بچمو رو دست بگیر.... (آ گرفتی میخوام چی بگم).... گفت قنداقه بچمو رو دست گرفتم اومدم وسط خیابون،،،، میگه یه مرتبه دیدم یکی یکی ماشینها نگه داشتند....ایستادند آقا چیه.. آقا مشکلت چیه... آقا چیزی شده... .....میگه همونجا قنداقه رو بغل گرفتم... شروع کردم گریه کردن... هی گقتم حسین حسین حسین.... مگه حسین قنداقه رو دستش نبود کربلا..... چه کردند با دل ابی عبدالله... چه کردند با جگر گوشه ابی عبدالله.... امان از دل حسین...3 یا حسین3... یه لحظه دلتو ببرم کربلا و التماس دعا...آی حاجت دارا، آی گرفتارا، آی جوون دارا،، ⬅️خدا لعنت کنه حرمله رو .. وقتی مختار قاتلان شهدای کربلا رو گرفت، حرمله رو هم گرفت... صدا زد حرمله تو که اینقدر سنگدل هستی، اینقدر بیرحم هستی، شد تو کربلا دلت بسوزه... ◀️گفت بله امیر یه جا تو کربلا خیلی دلم سوخت.... (کدوم لحظه بود ای نانجیب)... گفت اون لحظه ای دیدم حسین قنداقه علی اصغر رو زیر عبا گرفت داره از میدان بر میگرده... (اوج) یه قدم سمت خیمه بر میداره .... دو قدم برمیگرده... خدا چه کنه حسین.. مادرش رباب چشم انتظاره... جواب مادر چشم انتظارو چی بده.. یه وقت دیدن ابی عبدالله رفت پشت خیام حرم .. با غلاف شمشیر داره قبری محیا میکنه... خدا این طفلُ مادر نبینه... یه وقت شنید صدای نالهٔ مادری بلنده..... حسین...... حسین..... حسین.. حسین تو رو بجان مادرت زهرا س صبر کن حسین.... حسین اگه تو باباشی من مادرش ربابم بزار یه بار دیگه علیمو ببینم... (دشتی) 🔺مچین خِشت لحد تا من بیایم 🔺تماشای رُخ اصغر نمایم 🔺دوید او را گرفت با آهُ زاری 🔺که ای اصغر مگر مادر نداری آخ ▪️تو رفتی و شدم آواره اصغر ▪️وای لباسات پیش مادر مونده اصغر ▪️یقین دانم پدر در وقت دفنِت ▪️برا تو لالایی خونده اصغر هرچقدر ناله داری به مضطریه ابی عبدالله از سویدای دلت ناله بزن بگو یا حسین..... به نیت فرج امام زمان،،، شفای همه مریضا،، زفع گرفتاریها،،، (زمزمه کششی) ((یا باب الحوائج یا علی اصغر))... 🔺هدیه به خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها (صلوات)🔺 @roze_daftari
‍ |⇦• و توسل به حضرت علی اصغر علیه السلام اجرا شده شب هفتم محرم ۹۸ ◼ خانمایِ حرم بچه م نمیره داره از تشنگی آتیش میگیره کسی اینجا یه ذره آب نداره ؟ روی دستم داره از هوش میره * بالام لای لای .. گُلوم لای لای .. علی م لای لای .. من هیچی نمیخونم روضه هیچی متن روضه نمیخونم دیگه اهل روضه بودی و هستی و حق روضه رو هم ادا کردی فقط زبان حال مادر میخونم* میترسم از غم فردات مادر بمیرم خشکِ دست و پات مادر ندارم مرهمی تو خیمه حالا براِ زخم روی لب هات مادر *قرار شد با رباب آروم بریم جلو* ما گریه کردیمُ دشمن چه شاده چه کاری تشنگی دستِ تو داده بمیره مادرت دارم میبینم ترک رویِ لبات خیلی زیاده چرا این غصه ها آخر نمیشه روزایِ بی کسی مون سر نمیشه بیا زینب ببین هر کاری کردم چرا حال علی بهتر نمیشه *شب هفتمِ به خدا دلم نمیاد بچه رو بغل کنم .. آروم تو بغل فقط میخوام تصور کنی .. شروع کرد با بچه حرف زدن قبل از اینکه بخواد بدش به عمه گفت:* داری میری تو میدون زود برگرد میشه مادر پریشون زود برگرد به دلِ من بد افتاده عزیزم برو اما علی جون زود برگرد میشد ای کاش موتُ می پوشوندم زیر خورشید روتُ می پوشوندم یه جوری کاش میشد قبل رفتن سفیدی گلوتُ میپوشوندم *تا بچه رو روی دست گرفت ... نانجیب تیر رو رها کرد ..* شنیدم آه مادر تیر خوردی یه جرعه خون به جایِ شیر خوردی گلویی رو که من دیدم گمونم عمیقاً ضربه‌ی شمشیر خوردی *آخه گلوی شش ماهه تیر نمیخواد ..* هوا گرمه ولی دستام سرده کمون حرمله با تو چه کرده دعا کردم علی رو دستِ بابا گلوت پاره نشه ، سر برنگرده *خدایا دیگه جلوتر نرم ..* غمت راه نفس میبنده مادر لبت تو حالت لبخنده مادر نمیتونم ببینم بند جونم گلوی تو به مویی بنده مادر *هیچ شهیدی رو خود ابی عبدالله ننشست برای هیچ شهیدی خودش قبر نکند .. تنها شهیدی که خودش دفن کرد .. (خیلی روضه‌ی علی اصغر منحصر به فرده) تنها شهیدی که خودش دفن کرد .. تنها شهیدی که خودش خاک ریخت رو بدن .. (من دلم رفته مدینه) کجای رفته دلم .. همه دیدن رفت پشت خیمه ها کاش مثل باباش امیرالمومنین چهل تا صورت قبر برای علی اصغر درست میکرد .. (زود میگمُ رد میشم هرکی گرفت ..) کاش مثل باباش چهل تا صورت قبر درست میکرد کسی نفهمه قبر مادرش کجاس .. یدونه قبر درست کرد پشت خیمه وقتی لشکر حمله کرد دیدن یه عده رفتن پشت خیمه ها هی با نیزه میزنن تو زمین .. اجازه بدید روضه م رو اینجور جلو ببرم .. مادر .. شما هم شش ماهه از دست دادید .. شما هم محسن از دست دادید .. اما محسنت به دنیا نیومده رفت (مادرا حرف منو بهتر میگیرن) مادری که بچش به دنیا نیومده سقط بشه از دنیا بره سخته ، داغ هر جوری باشه سخته . اما به دنیا نیومده بره راحت تره زود برمیگرده به زندگی زود با این غصه کنار میاد چون تصویری از بچه تو ذهنش نیست .. اما وای به دل مادری که شش ماه بچشُ بغل کنه .. دستاشُ ببینه .. چشماشُ ببینه .. شش ماه بچه شُ شیر بده صدای گریه و خندش تو گوشش باشه .. چیکار کرد رباب ؟!! ببخشید نمیشه نگفت میتونی تصور کنی رباب تو کربلا بالا سر علی گریه نکرد؟! الله اکبر .. تو رو خدا امروز تا صبح فکر کن چرا یه مادر میتونه اینقدر محکم باشه؟! دلیلش چیه جز عشق به حسین ..! جز اینکه نمیخواست امامش اذیت بشه ..! دیدی به داغ دیده میگن گریه کنه سبک بشه آروم بشه داغ دیده گریه نکنه همه میگن نکنه یهو دق کنه ، نکنه سکته کنه . هی زینب میگفت رباب گریه کن .. خیره خیره نگاه میکرد .. رباب گریه کن .. بعضیا میگن شام غریبان گریه کرد . اینی که میگن شام غریبان رباب آب خورد شیر امد تو سینه ش من میگم آب نخورد بعیده از این مادر تا آب آزاد شد آب بخوره .. آخه کسی که تو سایه نرفت بعد حسین .. (چرا ؟!!) چون دیده بود بدن حسینش زیر آفتابه ، آب بخوره ؟! عاشورا گریه نکرد شام غریبان گریه نکرد گلوی پاره دید گریه نکرد هی ریخت تو خودش کجا گریه کرد؟ واسه کی گریه کرد؟ نگاه کرد دید یه سر بریده رو تو تشت .. عبیدالله چوب برداشت ، دیدن از تو جمعیت یه زنی خودشُ انداخت رو سر بریده .. هی سر حسینُ بغل کرد ..حالا گریه کن رباب @majmaozakerine
Shab04Moharram1400[04].mp3
4.43M
🎙خانه ما شده هیئت (واحد) 🔺بانوای: 🏴 شب چهارم ١۴٠٠