eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.7هزار دنبال‌کننده
8.4هزار عکس
3.4هزار ویدیو
378 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
قمر بنی هاشم ماه قبیله روی زانوته قدم گاه عقیله علم داره حرم ای سپه داره حرم پیش تو لشگر دشمن چه ذلیله پشت تیغ تو سپاه جبرئیله علم داره حرم ای سپه داره حرم نگهداره تو الله نگهداره حرم اقامه میشه یعنی که به پابوسه توعه رقیه روی دوش تو معنوس توعه میگن جنگ بانگاه جنگ مخصوص توعه گذرگاه حرم جزء ناموس توعه * حرمه تو شده وطنم چه جوری از تو دل بکنم بی تو قید همه چیو میزنم انگار میرسی به بهشت وقتی میرسی به حرم هرکس به تو وابستس میشه سر مست از عطر سیب حرم حرم الله کربلای معلی آرزومه به والله کربلا کربلا کربلا کربلا قفرالله زائرای تواین راه وتصدق عینا ◾️◾️◾️◾️◾️◾️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هوای دل که میگیره آدم که داره میمیره با درد و غصه درگیره این رفیقه که دستمون رو میگیره تو دنیا بهترین آدما واسه ی رفاقت اونان که دستشون میرسه به جام شهادت تو رو خدا دیدی رفیق شهیدی هوای رفیقو نداشته باشه شده تا حالا که توی بی کسی ها رفیقشو تنها گذاشته باشه اباعبدالله اباعبدالله **** دلم که زار و بی کسه تو دام دنیا افتاده نداره یار و همدمی مثل کاظمی مثل تورجی زاده اونی که تا ته دنیا باهات میمونه شهیده اونی که دردتو نگفته میدونه شهیده رفیقا زیادن ولی واسه آدم رفیقی مثه شهدا نمیشه یه رفیقی مثل ابراهیم هادی که پای دلم بمونه همیشه اباعبدالله اباعبدالله **** دلای ما که میگیره به سمت کربلا میره با اذن و رخصت از آقا راهی میشه تا جبهه های ما میره زمینی که اوج عزت و غیرت و شکوهه هنوزم میپیچه تو گوشم نغمه ی دوکوهه طلائیه مجنون چذابه و کارون آرامشه محضه برای دل ما چه بوی بهشتی داره میرسه از حرم شهیدای راه خدا اباعبدالله اباعبدالله ◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شب پنجم‌محرم ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
قسم به رایحه‌ی عطر یاس خوشبویت تو آمدی به سویم، من نیامدم سویت همیشه خیر دعایت نجات داده مرا مرا ببخش اگر کم شدم دعاگویت خوشا به قسمت بحرالعلوم و نائینی نگاه ما که نیفتاده است بر رویت چه آرزوی بزرگی است، نیستم لایق که جان دهم دم مرگم به روی زانویت بیا گذر کن از این روسیاهِ بد رفتار قسم به حُسن جمالت، به خُلق نیکویت سحر همیشه به یاد حسین، گریانی رسیده است به ما هم طریقه و خویت فدای عمه‌ی مظلومه‌ات که گفت حسین چه آمده به سر آن دو چشم دلجویت همان که سنگ به تو زد، مرا نشانه گرفت شکافته سر من هم شبیه ابرویت دلم گرفته عزیزم بگو چه کار کنم؟ به پنجه، خولیِ ملعون گرفته گیسویت --- مثل یک صاعقه، تکبیر حسن می‌آمد یازده ساله‌ترین شیر حسن می‌آمد بر تن از پیرُهن خویش کفن ساخته است او حسینیه‌ای از خشت حسن ساخته است رگ گردن متورم شده یعنی لبیک مشت‌هایش متراکم شده یعنی لبیک یازده جرعه‌ی ناب از یمِ حیدر خوده است خو پیداست که بر غیرت او برخورده است دستِ حق بر درِ خیبر بخورد، می‌فهمند به رگِ غیرت او بربخورد، می‌فهمند او یتیمی است که نعلین ندارد حتی فکر صد خُم در آن بین ندارد حتی او نمی‌دید که خاری به کف پایش بود دامن پیرُهنش زیر قدم‌هایش بود چند باری به زمین خورد ولی باز دوید تا که زهرا به زمین خورد علی باز دوید خیره چشمانِ تَرَش رو به همان منظره بود دورِ گودال فقط دایره در دایره بود همه با خاطره‌ی بغضِ علی جمع شدند حلقه در حلقه به یک نقطه ولی جمع شدند حلقه‌ها تنگ‌تر از تنگ‌تر از قبل شده قلب‌ها سنگ‌تر از سنگ‌تر از قبل شده باید از بینِ همه رد بشود می‌داند نه محال است مردَد بشود می‌داند رد شد از حلقه‌ی پیراهن عصازن وسپس از وسطِ جمعیت سنگ به دامن نه فقط سنگ که چوب و شن و آهن بعد از آن سخت دوید از دو سه تا حلقه‌ی اسبان سواری وصدای نفس و شیهه و کوبیدن سُم‌ها همه‌سو هولِ قدم‌ها وعَلَم‌ها به خودش گفت کمی مانده برو از وسط اینهمه جامانده برو پیش می‌رفت ولی حلقه‌ی یک لشکر شد متراکم متراکم متراکم‌تر شد داشت از بین همین فاصله‌ها رد می‌شد از دل هلهله‌ها، هروله‌ها رد می‌شد رد شد از حلقه‌ی سرنیزه و از حلقه‌ی شمشیر و کمانگیر و کف پاش پُر از خون و تَنِ کوچک مجروح دوید و لب گودال رسید و ته گودل چه دید و که سنان بود و سنان داشت نیزه‌ای فاتحه خوان داشت حرمله غرقِ عرق، چشم بر آن نیمه‌‌ی جان داشت آخرین تیر خودش را به کمان داشت مادری موی کَنان سینه زنان پیش عمو بود ولی قدِ کمان داشت پدرش بود عمو بود، پدرش بر سر او بود اما پسر اُفتاد سر اُفتاد، چه بد بال و پر اُفتاد تنی روی تن اُفتاد حسن اُفتاد راه یک تیرِ سه‌شعبه به دو حنجر اُفتاد ناله‌ای بین گلو بود که زهرا غش کرد او در آغوش عمو بود که زهرا غش کرد کاش جبریل جراحات دو تَن را می‌بست کاش می‌شد که علی چشم حسن را می‌بست باز از خاک، حسن مادر خود را برداشت شمر تا کُندترین خنجر خود را برداشت می‌خواست دست و پا بزند نیزه‌ها نذاشت بابای خود صدا بزند نیزه‌ها نذاشت --- در قتلگاه هر دو بدن زیر و رو شده نیزه به روی نیزه به پیکر فرو شده با پنجه‌های گرگ تنش جستجو شده عریان به دست لشکر بی آبرو شده مقتل نوشته با عجله مو کشیده‌اند مثل کبوتری سر او را بریده‌اند ◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نشسته عمه بغضی تو گلوم مگه من مُردم تنها شه عموم مثه قاسم بوده این آرزو برم میدون کاش می‌مُردم نمی‌دیدم نیزه‌دار رو که میره سمت گودال نمی‌دیدم جلو چشمام بدنش میشه پا مال غرقِ در خون روی خاکا صد دفعه رفته از حال میونِ گودال تو ازدحامی شدی اسیرِ یه مشت حرامی جلوی چشمات آبو زمین ریخت همون‌که فهمید تو تشنه کامی ای حسین ای حسین ای حسین(۴) نشون میدم مرد مِیدونَمو می‌ریزم پای عشقت خونمو منم تو راهت میدم جونَمو عمو جونم کاش می‌مُردم نمی‌دیدم‌ نانجیبی نیزه تو پَهلوت کرده نمی‌دیدم شِمر رو وقتی پنجشو تو موت کرده نمی‌دیدم جلو چشمام یکی زیر و روت کرده عمو بمیرم که نیمه جونی رو خاک صحرا غرق به خونی سَرم بشه کاش فداسرت تا یه ذره بیشتر زنده بمونی کاش می‌مردم نمی‌دیدم تَه گودال رو تنت پا میزارن نمی‌دیدم پیرهنت رو از تنت در میارن نمی‌دیدم عمامه‌ات رو از سرت برمیدارن صلی‌الله علیک یا عطشان مقتل میگه افتادی آقا جان مقتل میگه از مادرا خواستی آقا بردن پیرهنت رو راستی ای حسین ای حسین ای حسین ◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️