هدایت شده از حُفره
وسط جنگیم. هر روز شهید میدهیم اما رهبری داریم که برای روز طبیعت پیام میدهد. میگوید به یاد شهدا درختهایی که ثمر بدهد بکارید و بعد هم ازشان مراقبت کنید.
آنها ولی از یک وحشی خواستهاند بیاید و به ایران حمله کند. جلوی کاخ سفید جمع میشوند که تشکر کنند که هموطنهایشان را میکُشند.
اینجا فقط به یک عقل سلیم و قلب تمیز نیاز داریم که بفهمیم حق کیست؟ آزادی چیست و جنگطلبها کدامند؟
رهبران ما عاشق اسلام، ایران و زندگیاند.
@hofreee
امروز رسیدم به آیه ۳۸ سوره هود
وَيَصنَعُ الفُلكَ وَكُلَّما مَرَّ عَلَيهِ مَلَأٌ مِن قَومِهِ سَخِروا مِنهُ ۚ قالَ إِن تَسخَروا مِنّا فَإِنّا نَسخَرُ مِنكُم كَما تَسخَرونَ
و نوح علیه السلام كشتی را میساخت و هر بار كه اشرافی از قومش بر او میگذشتند مسخرهاش میكردند. گفت: اگر ما را مسخره كنید، ما نیز شما را همانگونه كه مسخره میكنید مسخره خواهیم كرد.
.
.
نمیدونم چرا یاد موشکهامون افتادم. وقتی که میخندیدند و به سخره میگرفتند و آبگرمکن خطابش میکردند...
صاحب اون چطور عبادت کرد که اثر سجده اینقدر عمیقه؟
به تار و پودِ رفتهی محل سجده نگاه میکنم و این آیه مدام تو ذهنم پخش میشه:
تَراهُم رُكَّعًا سُجَّدًا يَبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضوانًا ۖ سيماهُم في وُجوهِهِم مِن أَثَرِ السُّجود
همواره آنها را در ركوع و سجود میبینی كه فضل و خشنودی خدا را میجویند. نشانه آنها اثر سجدهای است كه در چهرههایشان است.
این سجاده مردی هست که سی سال کابوس لشکر اهریمنی صهیون بود.
حاج رمضان
(سرلشکر شهید سعید ایزدی) که در جنگ دوازده روزه به شهادت رسیدند.
میدونستین أبردقلبی یعنی خاموش کردن آتش دلم؟
واقعا امشب حس میکنم دلم آتیش گرفته و نیاز دارم به شنیدن این آیات نورانی
خدایا مرهم قلبهای سوخته ما، أَيْنَ الْخِيَرَةُ بَعْدَ الْخِيَرَةِ ؟ أَيْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ ؟ أَيْنَ الْأَقْمارُ الْمُنِيرَةُ ؟ أَيْنَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَةُ ؟
هدایت شده از ریحانه
💌 #مینویسم_برای_پدر_شهیدم | خستگی ممنوع
🔰 تکنگاریهایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت #آقاجان ما، شهید سیدعلی خامنهای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴، فروردین ١۴٠۵
🔻 سنگینی چوبهی پرچم به دستم فشار آورد. پرچم را به دوش گرفتم و به خطابهی سخنران گوش دادم. زنی جمعیت را کنار زد. پر چادرش را به گردنش گره زده بود و قاب عکسی را در هوا تاب میداد. عکس پسری جوان را. خیلی جوان. زن با رجزخوانی پیش میآمد. قاب عکس چوبی را طوری گرفته بود تا همه ببیند. صدایش نزدیک میشد که میگفت شش ماه چشم انتظار دیدنش بود.
🔻 اشک نمیگذاشت درست ببینمش. چهرهی تار و ناواضح مادری مقاوم روبهرویم میلرزید. خودم را به آغوشش رساندم. با یک دست بغلم کرد. با دست دیگرش همچنان عکس جوانش را در آسمان تاب میداد و میگفت: «پسرم فدای علی اکبر حسین.»
🔻 از آن آغوش گرم جدا شدم. مادر شهید برایم دعای عاقبتبهخیری کرد. جمعیت را شکافت و صدای رجز خواندنش متوقف نشد. خجالت کشیدم از اینکه به دستهایم فرصت خستگی در کردن دادم.
✍🏻 زهراسادات رضایی
🗓 شماره ٢٠٢
🇮🇷 مجموعهروایت «مینویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابانهای ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
أَللَّهُمَّ اغْزُ بِکلِّ نَاحِیةٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ عَلی مَنْ بِإِزَائِهِمْ مِنَ الْمُشْرِکینَ، وَ أَمْدِدْهُمْ بِمَلائِکةٍ مِنْ عِنْدِک مُرْدِفِینَ، حَتَّی یکشِفُوهُمْ إِلی مُنْقَطَعِ التُّرَابِ قَتْلًا فِی أَرْضِک وَ أَسْراً، أَوْ یقِرُّوا بِأَنَّک أَنْتَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ وَحْدَک لا شَرِیک لَک؛
خداوندا، در تمامی نواحی کشور اسلامی در هر کجا که مشرکان مستقراند، مسلمانان را علیه آنان تجهیز و آنان را با صف هایی از فرشتگان مدد بنما، تا کافران را یا به خاک مذلّت نشانده و یا آنان را به اسیری بگیرند و یا این که آنان به یگانگی تو اقرار بنمایند.