مکروبه🇮🇷
_میبویی پسر جان؟ بوی تعفن نوکری اجانب را با هزار من عطر هم نمیشود پنهان کرد. -برجادههایآبیِسرخ
به قول نادر:
ما اینجا زاده شدیم و اینجا روییدیم و اینجا با خاک و آب آشنا شدیم و اینجا دل به عشق سپردیم.
پس، بر ماست که از این آب و خاک، با تمام توانِ خویش حفاظت کنیم.
و بر ماست که تنِ خاکیمان،همینجا، زیر و زبر همین خاکها، کنار همین دریا، خاک شود و خاکسترش بر باد رود...
مکروبه🇮🇷
به قول نادر: ما اینجا زاده شدیم و اینجا روییدیم و اینجا با خاک و آب آشنا شدیم و اینجا دل به عشق سپرد
خونِ خیانتِ خیانتکاران، به غلظت حدِّ خیانت است
و تنها زمانی که بر خاک بریزد و خاک را آلوده کند، باید که بر آلودگیِ زمین گریست و
از خورشید، مویه کنان طلبید که آنقدر بر آلودگیها بتابد تا آنها را نابود کند و خون خائنان در این شورستان نمک شود
و آتش شعله ور بوتههای خشک، خون خائنان را بخشکاند و بسوزاند و خاکستر کند...
ما دوباره به توافق برگشتیم.
کاش عزیزتر از جانهایی که
موقع توافق از دست دادیم هم
بهمون برمیگشتن.
مثل رهبر شهیدمون و سردارانش...
✍معیار
مکروبه🇮🇷
امروز ما همصدا با تمام زنهای غزه و لبنان و یمن، با تمام برادران و خواهرانمان در خط مقدم و پشت جبهه
یکسال گذشت💔
چه بزرگ شدیمما، چه اندازه رشید،
چه بسیار خمیده کمر...
مکروبه🇮🇷
یکسال گذشت💔 چه بزرگ شدیمما، چه اندازه رشید، چه بسیار خمیده کمر...
آری این ماییم که در طول جادهی چند هزارسالهی ابریشم، چند و چونِ زیستن در خون، تاختن در خون، بی محابا بانگ شهادت برداشتن و جان باختن در خون را به تمامی آموختهایم
و هرگز از یاد نخواهیم برد💔
مکروبه🇮🇷
یکسال گذشت💔 چه بزرگ شدیمما، چه اندازه رشید، چه بسیار خمیده کمر...
ولی این همه دلتنگی و غم... انگار صدها سال گذشت
مکروبه🇮🇷
تاریخ تشییع اومد؛ مارا به سخت جانی خود این گمان نبود
وعده دیدار ما صبح روز رجعت عزیز قلبم
صراحت کلام اگه کتاب بود میشد عزرائیلِ اکبرخانی. لقمه رو در سر نمیچرخونه. فقط بعضی توصیفاتش خیلی دل ریش کنه.