eitaa logo
مکروبه🇮🇷
2.1هزار دنبال‌کننده
491 عکس
76 ویدیو
7 فایل
مکروبه: دل‌شکسته ثواب تک به تک کلمات این کانال تقدیم به روح خواهر بزرگترم(ابناء‌الحیدر) لطفا برای شادی روحش فاتحه قرائت کنید. راه ارتباطی با من: @seyedeh1 _انتشار مطالب آزاد🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه وقت‌هایی که امتحان زبانِ انگلیسی داشتم، انگاری ذهنم قفل می‌کرد! با اینکه چندبار کتابم رو خونده بودم و مکالمات و گرامر‌هاش رو از حفظ بودم، با این‌همه، درست می‌شدم یک فلش مموری کوچیک که با حجوم اطلاعاتش هنگ می‌کرد! ذهنم قفل می‌شد و من همینطور تا چند دقیقه خیره خیره برگه و خودکارای پخش وپلا شده‌ی روی میز رو می‌پاییدم، آخرش هم با یه نیم نگاه به ساعتی که عقربه‌هاش دَوون دوون از هم پیشی می‌گرفتن، به خودم می‌اومدم و شروع به نوشتن می‌کردم، اما همیشه زمان کم می‌آوردم برای پاسخ به اون همه سوال! خداجون از شما که پنهون نیست حالِ این لحظه‌های من مثل همون ساعات کِش دار اما زودگذرِ امتحان زبانِ! وقت کم آوردم... دردآورِ اما تازه به خودم جنبیدم. خیلی دیر شده می‌دونم ولی می‌شه زمان‌ رو برام پر برکت کنی هنوز کلی گزینه، خالی و علامت نخورده مونده هنوز کلی سوال بندگی هست، که من بی پاسخ و دست نخورده گذاشتمشون. اوس کریم این روزهای پایانی ماه رمضونت رو وسیع کن، برای ما بنده‌هایی که همیشه دیر از خواب غفلت بیدار می‌شیم... _زهرا سادات 🌱
🌱'
_عیدتون مبارک رفقا'❤️
🌱: 'وقتی مهمونِ جشنِ عروسی یه زوجِ ولایی می‌شی و یه هدیه فوق العاده نصیبت می‌شه^^
گناه؛ مثل همون آبنبات‌هایِ خارجکیِ خوش‌ رنگ و لعابِ پشت ویترین‌‍ِ مغازه‌یِ مش کاظمِ. مغازه که نه! همون دکه‌ی نقلیِ گوشه‌ی خیابونِ نزدیک به ‌مدرسه‌مون، که همیشه‌ی خدا، رادیوی شکسته‌ی زهوار در رفته‌یِ روی طاقچه‌ش، یه آهنگ محلی پر سر و صدا برای پخش داشت تا یکی دوتا از پیرمردهای همسن و سال مش‌کاظم رو سرگرم کنه. گناه مثل همون آبنبات‌های رنگی کنار دخلِ مش‌کاظمِ همون شکلات‌هایی که با شنیدن قیمتش، چیزی تو مغز سرت سوت بلبلی می‌کشید. عفت همیشه می‌گفت: مغازه‌ی مشتی سر گردنه‌ست. ولی من همیشه دوست داشتم یکی از او آبنبات‌های بزرگِ روکش گل‌گلیِ رنگی پنگی رو امتحان کنم، با اینکه گرون بود، با اینکه مامان می‌گفت: شکلات دندون آدم رو خراب می‌کنه، با اینکه عفت می‌گفت: مغازه‌ی مش کاظم سر گردنه‌ست. با این‌همه بعضی وقت‌ها قبلِ خواب، برای به دست آوردنِ اون شکلات‌، برای قلک سبز رنگ گوشه‌ی کتابخونم‌ نقشه می‌کشیدم. آخر هم یه روز دل رو زدم به دریا و قلکم رو شکستم و از دکه‌ی مشتی یکی از اون شکلات‌ها رو خریدم. بعدش اما، مسمومیت حالم رو گرفت... میدونی ماهیتِ گناه عین همون شکلات‌هاست، از دور خوش‌رنگ و زیبا، اما... مراقب باشیم که گول رنگ و لعابش رو نخوریم. چون بعدش ما می‌مانیم و یک روحِ دردمند با هزینه‌ی گزاف. -زهرا سادات🌱
می‌دونید به چی فکر می‌کنم؟! این‌که چطور می‌شه داعیه دار حق و حقیقت بود و برای یه ماست پاشیِ ظاهر‌سازی شده این همه جنجال به پا کرد اما از یه ترور واضح تو روز روشن تو بانک هیچی نگفت؟ چی این سکوت رو توجیه می‌کنه؟ شهیدِ عزیز
-گرفتار تاریکی بودیم! که از قلب تاریخی که می‌رفت تا فراموش شود، چون مُحمّد ﷺ فریاد برآورد که؛ واعتصموا بحبل‌الله جمیعا و لاتفرقوا... همه به ریسمان خداوند چنگ بزنید و بیاویزید و پراکنده نشوید و ما که هنوز دست و پا می‌زدیم تا به خویشتن خویش بازگردیم از این سخن تازه شدیم! و دریافتیم که آنچه می‌جستیم، یافته‌ایم. و به یقین رسیدیم... |آسید‌مرتضی‌آوینی|🌱
خلیجِ آبیِ میهمان‌نواز تو را دوست‌دارم^^ تو را که با چشمانِ درخشان و شور انگیزت هر صبح خورشید را به آغوش می‌کشی و به هنگامه‌ی غروب آبیِ مواجِ گیسوانت را نوازشگرِ شانه‌های خسته‌اش می‌کنی... تو را که شب به شب در تلاطمِ پهناورِ مهربانی‌ات تصویر ماه را به دامن می‌کشی... _تو را تا بی‌نهایت دوست دارم روزت مبارک خلیجِ آبیِ تا ابد فارس🌊 _"زهرا سادات" و "میم.الف"🌱