خلیجِ آبیِ میهماننواز تو را دوستدارم^^
تو را که با چشمانِ درخشان و شور انگیزت هر صبح خورشید را به آغوش میکشی و به هنگامهی غروب آبیِ مواجِ گیسوانت را نوازشگرِ شانههای خستهاش میکنی...
تو را که شب به شب در تلاطمِ پهناورِ مهربانیات تصویر ماه را به دامن میکشی...
_تو را تا بینهایت دوست دارم
روزت مبارک خلیجِ آبیِ تا ابد فارس🌊
_"زهرا سادات" و "میم.الف"🌱
سطل ماست چاقو شد وَ
بر سینهی یک جوان در دفاعِ از ناموس نشست! موضعی ندارید؟!
هشتگی نیست؟
وجود این جوانِ با غیرت تحلیل ندارد؟
چرا هشتگ نمیزنید که #اخلاق_زنده_است و جامعه ما آن مرده متحرکِ در ذهنِ روشنفکرمآب شما نیست...
_علیرضا زادبر"
#غیرت|#حمیدرضا_الداغی|#نشر_حداکثری
این که گفته میشود معلّم کار انبیا را میکند،
برویم در عمق این حرف؛
این حرف یعنی چه؟
یُزَکّیهِم وَ یُعَلِّمُهُمُ الکِتبَ وَ الحِکمَة؛ کار انبیا این است؛
کار انبیا نجات بشریّت است و ایجاد یک جامعهی انسانیِ برتر و والاتر است،
[معلّم، شاغلِ شغل انبیا است]
_حضرت آقا جان
#روز_معلم مبارک|•🌱
- تا زمانی که صـدایِ اذان از گلدستههای
مسجد میآد، نا امیدی رَوا نیست عزیز دردونههایِ خدا^^🌱
مکروبه🇮🇷
💔
هنگامهیِ گناه،
به وقت سُر خوردن میانِ منجلابِ تباهی و تیره روزی،
آنگاه که در زندانِ نفس زنجیر میشویم، نگاهِ مادرانهیِ تو را حس میکنیم
و نجوای مهربانی که زمزمه میکند: نجات اهل عالم با حسینِ من است.
یقین دارم؛
عاقبت اشکهایِ ما برای حسینِ تو
تیرگی هایِمان را میشوید.
_زهرا سادات🌱
_از لحاظِ روحی ،نیاز دارم تو یه کتاب فروشی کار کنم؛
میون قفسههای پر و پیمونش چرخ بزنم و روزم رو با دیدن آدمهای کتابخون به شب برسونم...
دستی به تصویر خودش تو آینه کشید و زمزمه کرد:
_وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسیماهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّواصى وَالاَْقْدامِ...
دوست دارم غلامِ غلامت باشم
و زیرِ پرچم حب تو، با تمام ارادت، شرمندگی را از چشمانم بر سیاهیِ چهرهی روسیاه و گنه آلودم روانه کنم! و صدایت زنم: به حق جُون!
به حق جُون
همان که در زیارتِ ناحیه مقدسه سلامش میدهی: «السلام علی جون بن حوی ابن حرمی مولی ابیذر الغفاری»
تا بیایی و منِ زمین خورده را در آغوشم بکشی و در حقِ روسیاهیام دعا کنی:
«اللهم بیض وجهه، و طیب ریحه و احشره مع الابرار، و عرف بینه و بین محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله»
مولایِ من به حق جُون 🌱
_زهرا سادات "