میرسد قصه به آن جا که علی دل تنگ است،
میفروشد زرهی را که رفیق جنگ است؛
چه نیازی دگر این مرد به جوشن دارد،
«إن یکاد» از نفس فاطمه بر تن دارد...❤️✨️
[۱ ذی الحجه ]
مَلاذ ۱۳۵
دوباره قاصدک پیغام آوردهاست تا ایوان
تو را گم کردهاند انگار در ابر و مه و باران
برای درد مردم تا کجا رفتی که آغوشت
شده از چشمهای روشنِ مهتاب هم پنهان؟
نشانی تو را باید بپرسیم از پرستوها
نشانیِ تو را از هر نسیم از سمت کوهستان
به حسرت میزِ کارت هم نگاه انداخت بر عکست
تو را هرگز ندیده یک دل سیر اینچنین آسان
بیا در انتظار توست هر هفته نگاهِ شهر
بیا تسکین دردِ سیستان! بغضِ بلوچستان!
عبای خاکیات را، کفشهای گِلنشانت را
تو را دیدم میان زلزله، در سیل، در بحران
ولی افسوس در پشتِ حجابِ طعنه و تهمت
همیشه مانده پنهان خدمتِ مردانِ این میدان
روایت میکند تاریخ از مظلومیتهایت
تو را روزی به نیکی یاد خواهد کرد یک ایران
"فاطمه جهانبخش"
هدایت شده از ☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صبح میخندد و من گریهکنان از غم دوست
ای دمِ صبح، چه داری خبر از مقدم دوست؟
-سعدی