اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَابْعَثْ ثَوابَها إِلىٰ قَبْرِ سیدعلی بن سیدجواد...
آه و فریاد که از چشمِ حسودِ مه چرخ
در لحد ماهِ کمانابروی من منزل کرد
"حافظ"
مَلاذ ۱۳۵
_
بر مرقدش کشیدی، این دیدهی ترت را
حالا گرفته در بر، این خاک پیکرت را...
جالبه بدونید اولین استفاده از رادیو دارو در درمان سرطان سال 1937 بوده، همون سال ۱۳۱۶ شمسی. اونوقت ما اون موقع تو چه وضعیتی بودیم؟
ثریا اسفندیاری همسر دوم محمدرضا پهلوی توی خاطراتش میگه که «در سال ۱۳۳۳، از يک پرورشگاه، بدون اطلاع قبلی بازديد میكنم و بچههايی را میبينم كه تمام بدنشان پوشيده از چرک و دمل است».
وضعیت بهداشت و درمان؛ فاجعه. رسماً عقب موندهترین بودیم و بچههامون سر یه سرماخوردگی ساده میمردن.
مَلاذ ۱۳۵
جالبه بدونید اولین استفاده از رادیو دارو در درمان سرطان سال 1937 بوده، همون سال ۱۳۱۶ شمسی. اونوقت
اما الان ایران بین سه کشور برتر جهان در تولید رادیو دارو قرار داره و بیش از ۷۰ نوع رادیو دارو توی کشور داره تولید میشه و داره به سمت تبدیل شدن به "قطب جهانی رادیو دارو" میره. با اینکه توی جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان تعداد زیادی از دانشمندا ترور شدن و راکتورها مورد حمله قرار گرفت، ولی این مسیر همچنان ادامه داره.
آقای سیدعلی خامنهای، ازت ممنونیم که از اون ایران، یه ابرقدرت ساختی. تو ما رو به قله رسوندی. دوستت داریم قهرمانِ ایران زمین.
بعد از چند مدت، الان دیدم که چند تا از دوستام بعد از وقایع اخیر بدون هیچ بحثی آنفالو و ریمو کردن.
کسایی که همیشه با وجود هر اختلاف عقیدهای که داشتیم، با هم میگفتیم و میخندیدیم و هیچوقت اون مسائل باعث نشد دوستیمون به هم بخوره. هیچوقت تو روی خودم به عقایدم توهین نکردن. خیلی با هم منطقی صحبت و بحث میکردیم، خیلی جاها شاید متقاعد شدن و در کل ارتباطات مفیدی بود.
این چند مدت خبری ازشون نداشتم، حتی نمیدونستم واکنششون نسبت به این وقایع چی بوده. اونا هم خبری از من نداشتن، اینترنت بینالملل پل ارتباطیمون بود که قطع شد.
راستش ناراحت شدم. منی که به روابطم با آدما خیلی اهمیت میدم، وقتی با این مواجه شدم واقعاً ناراحت شدم. خاطرات خیلی خوبی داشتیم با هم.
میخواستم پیام بدم و پیشقدم بشم برای ارتباط دوباره، که یادم افتاد آقای ما با خانوادش شهید نشد که من نگران روابط فامیلی و دوستانهم با بقیه باشم.
اگه اینو میبینید، من واقعاً دوستتون داشتم؛ ولی الان دیگه هیچوقت دلم باهاتون صاف نمیشه. هیچوقت حرفاتون در مورد پدرِ شهیدمون یادم نمیره. برای خودم متأسفم که بخاطر احترام به شما اونطور که باید، از پدرم دفاع نکردم. به خاطر تکتک اون لحظات متأسفم. پایانِ قشنگی برای دوستیمون نبود ولی، خوشحالم بابتش. بابت حذفِ تمام کسایی که دور و برم بودن و اونو دوست نداشتن، خوشحالم. برید به سلامت.
برای آنچه که اعتقاد دارید ایستادگی کنید؛ حتی اگر هزینهاش تنها ایستادن باشد..!
-حاج احمد متوسلیان
"پایانه بیهقی، ساعت ۱۶ :)"