『🪽ملیکـــہ 』
🤍🪴
.
چای نوشیدم
و یکباره دلتنگت شدم؛
بغض کردم و چشمهایم تر شد...
همه با تعجب نگاهم کردند!
لبخند زدم و گفتم:
"چقدر داغ بود"
.
دست هایم به آرزوهایم نرسید
آنها بسیار دورند !
اما درخت سبز صبرم می گوید :
امیدی هست ؛ دعایی هست ؛
خدایی هست ...🪞🌿
.
『🪽ملیکـــہ 』
این مخاطب عاشق کشیدن نقاشی های فانتزیه 🥕✨
.
الفنّ يخلّص اللحظة من وحش الزمن.
هنر، لحظه را از هیولای زمان می رهاند.✨
.