ملجأ
من از انجام دادن کارها به تنهایی متنفرم، دلم یه همراه و هم قدم میخواد که باهم درس بخونیم، باهم ورزش
و در نهایت من همهاش رو تنهایی انجام دادم
همیشه
هدایت شده از دریچه خیال
که چون پنهان گشتی و من سرد گشتم
که چون آتش انداختی و من گرم گشتم
میان این آتش و سرما من سخت شکستم
من آن جوانه رویده در دیوار سخت هستم
که چون سخت گشت شکوفایی را بدید
که چون گل شکوفایی در میان دشت ها را بدید
#ناویس
هدایت شده از ستارهها .