ملجأ
بازی توی آینده اتقاق میوفته زمانی که انسان ها به تکنولوژی بالایی دست پیدا کردن و ربات ها کنار انسان
دختر نقش اصلی یا همون ام سی(mc مخفف کارکتر اصلی اینطور صداش میکنیم چون هرکسی میتونه این دلخواهش رو روش بزاره) یکی از بازمانده های حادثه ی چهارده سال پیشه که حالا آزمون ورودی رو قبول شده و وارد این سازمان میشه
از زمان ورودش به این سازمان اتفاقات زیادی براش پیش میاد و با راز های زیادی درمورد خودش و اینکه واقعا کیه رو به رو میشه
اولین کسی که ام سی ملاقات میکنه پسریه به اسم زیویر
که اون رو طی اولین ماموریتش ملاقات میکنه و نمیدونه که زیویر هم مثل خودش شکارچیه
ملجأ
زیویر
زیویر خودش پر از رازه
و ما درحال حاضر در ادامه ی بازی فهمیدیم که اهل زمین نیست و اهل همون سیاره ای که اشاره کردم یعنی فیلوس عه
جدا از اون یه شکارچی خیلی خیلی حرفه ای وجود داره به اسم لومیر که ۳۰۰۰ سرگردان رو کشته
و کسی نمیدونه لومیر همین زیویره
دومین فردی که ام سی ملاقات میکنه دکترشه
زین دکتر قلب ام سیه
ام سی یه سری تراشه تپش قلبش داره که مربوط به همون حادثه ی چهارده سال پیشه(البته داستان درواقع چیز دیگه ایه و بعدا میفهمه)
ملجأ
سومین پسری که شما ملاقات میکنید(البته اون موقع به عنوان یکی از لاور ها نیست) کیلب عه
کیلب هم عملا دوست بچگی ام سی میشه
کیلب و ام سی توسط پیرزنی به اسم جوزفین بزرگ شدن
که هردوی اونها مامان بزرگ صداش میکنن