کِی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را ؟
کِی بوده ای نهفته که پیدا کنم تورا ؟
با صدهزار جلوه برون آمدی که من،
با صدهزار دیده تماشا کنم تورا ..
قلعه مالویل-!
سلام بر خاطراتی که در باغچهی پَستوی ذهنمان گاه جوانه میزنند.
و سلام بر آنان که ردپایشان برایمان کافیست ..
باید الان زِ آن گذر کنم، اما مطمئن باش
روزی برایت تعریف خواهم کرد از لحظه به لحظه اش ، از شکننده بودن دقایق از فروکش شدن این درد از نگهداشتن اسکلتِ این ساختمان نیمه کاره، آری برایت تعریف خواهم کرد.
تعریف خواهم کرد ، بگذار گذر کنم.
دولت از مرغ همایون طلب و سایه ی او ،
زان که با زاغُ و زغَن شهپر دولت نبُود .