ترسیدم واقعا!
صادق هدایت داستانِ کودک نوشته!
آن هم با ظاهر مثبت و پایان خوش!
#صادق_هدایت
___________________________
@Mamaa_do
اشعار شمس لنگرودی موضوع پایاننامه همکلاسی مامان بود. خودش هم شاعر است. خانهاش هم رفتیم. دیوارهایی زرد و گلدانهایی سبز داشت. غذاهای جدید را آنجا مزه کردم. دیوارهای پذیرایی کاشیکاری بود. هنر دست نگار، دخترش. دیوار پر از قاب بود و کتاب. چیزی شبیه به خانهی دوستداشتنی من. بعدش شمس را در اکنون دیدم. از آنجا پیگیر اشعارش شدم. نگاه تازهی او به پدیدههای تکراری تجربه جدیدی به من داد. چندتای آن را با شما شریک میشوم.
#مواجهبااثرهنری
#شعر
#شمس_لنگرودی
___________________________________
او ابتدا مجموعه داستان زندهبهگور را نوشته وقتی ۲۷ساله بوده در سال 1308. سال قبلش برای اولین بار خودکشی کرده. خودش را در رودخانه « مارن» در حوالی پاریس انداخته و قایقی سر می رسد و نجاتش می دهد. داستان زندهبهگور هم روایت حال خود هدایت در آن سال هاست. بعدش سه قطره خون را نوشته و بعد بوف کور را.
#زنده_به_گور
#صادق_هدایت
______________________________________________
@Mamaa_do
مامادو♡
او ابتدا مجموعه داستان زندهبهگور را نوشته وقتی ۲۷ساله بوده در سال 1308. سال قبلش برای اولین بار خو
________
مروری بر زنده به گور – 1308 پاریس
زندهبهگور یادداشت های یک مرد دیوانه است . کسی که از دنیا و هرچه دارد متنفر است و می خواهد خودش را بکشد. او اسیر تن خودش است و خود را محبوس در جسم خودش میبیند و میخواهد آن را آزاد کند که نمیشود و هربار که دست به خودکشی میزند ناموفق است. از روین تن بودن خودش در عذاب است و آخرخودش را زنده به گور دانست.
مرد میخواهد بمیرد ولی چطور مردن هم برای او مهم است. میخواهد کسی نفهمد خودکشی کرده. خودش را زجر میدهد. از عمد سرما می دهد که مریض و ناتوان شود و بعد سیانور یا تریاک بخورد و بمیرد و بقیه بگوید مریضی او را از پا درآورد ولی از پا در نمی آید و حبس شده در جسم خودش. جسمی که نمی خواهدش. این را وقتی در آستانه دل بستن به زنی بوده فهمیده. داشته میرفته دنبال زن که ناخواسته مسیرش میرسد به قبرستان نزدیک خانه زن. میرود قبرستان و مست آنجا میشود و زمان و مکان از دستش در میرود و حسرت میخورد به تمام آن مرده هایی که در قبر هستند. و بعد داستان دارد به ما نشان میدهد که مرد چرا مردن را دوست دارد و مردن چرا بهتر از زندگی است. داستان توصیف آرام، طولانی و جاندار حال و احوالات مرد و اتاقش است، داستان را کش می آید و جذاب است. مثل آدامسی که به ته کفش چسبیده باشد و بخواهی بکنی و هر چه بکشی بیشتربه همه جایت بچسبد. حالا میفهمم چرا هدایت خودش در 48 سالگی با گاز کشته است.
او ابتدا مجموعه داستان زندهبهگور را نوشته وقتی ۲۷ساله بوده در سال 1308. سال قبلش برای اولین بار خودکشی کرده. خودش را در رودخانه « مارن» در حوالی پاریس انداخته و قایقی سر می رسد و نجاتش می دهد. داستان زندهبهگور هم روایت حال خود هدایت در آن سال هاست. بعدش سه قطره خون را نوشته و بعد بوف کور را.
سال 1309 به ایران برگشته و با بزرگ علوی و مسعود فرزاد و مجتبی مینویی و صادق هدایت گروه «ربعه » رو شکل دادند. هدایت در ایران در چندین جا استخدام میشود از بانک ملی تا اداره کل تجارت ولی از همه استعفا داده. نمی توانسته انجام کاری را متعهد بشود. او متعهد به هیچ کس و هیچ چیز نبوده جز افکار و اندیشه های خودش و البته قلم. او عاشق نقاشی هم بوده. اثرش هم در بوف کور است هم در زنده به گور. که در هر دو هدایت خودش را نوشته و این نگاه او به نوشتن و نقاشی تصویرهایی جدیدی از پدیده های تکراری اطراف مان به ما میدهد. اگر میخواهید با خود هدایت آشنا شوید و بدانید چرا در نوشته هایش مرگ و خودکشی این همه پررنگ است، زنده به گور را بخوانید.
#معرفی_کتاب
#صادق_هدایت
#زنده_به_گور
_________________________________________________________________________________
@Mamaa_do
بررسی سه داستان ( زنده به گور، سه قطره خون، بوف کور)
#صادق_هدایت
______________________________________________
@Mamaa_do